بازنشر خاطره آیت الله نورمفیدی از ماجرای شب بیست و یکم بهمن 57 در گرگان / از دروغ تا واقعیت ، پاسخی به ادعاهای بی اساس صدای آمریکا (VOA)

   غروب روز 21 بهمن 1357 مردم گرگان به شهرباني حمله كردند و عدهاي از پاسبان‏ها را كشتند.گروهي ديگر از مأمورين در محاصره مردم بودند و امكان كشته شدن اين عده هم وجود داشت. من جاي ديگري بودم. بعضي از جوان‏ها دنبالم آمدند، سريع حركت كردم و به شهرباني رفتم. آن شب جلوي شهرباني گرگان خيلي تلاش كردم كه مردم را از اين اقدام باز دارم، زيرا اين شیوه عمل صحيح نبود، گفتم بگذاريد اينها طبق قانون محاكمه شوند. شايد عده اي بيگناه باشند. آن شب آن قدر داد و فرياد زدم كه صدايم گرفت و نمي‏توانستم حرف بزنم به طوريكه تا مدتها اصلاً صدايم در نمي‏آمد. تعدادي از ماموران شهرباني را در يك اطاق جمع كرده بودند. وقتي وارد اطاقشان شدم ديدم با قيافه هاي وحشت زده نشسته اند. مأموران را داخل شهرباني نگه داشتيم تا جمعيت متفرق شد آن عده از پاسبان‏هايي را كه در شهرباني جمع كرده بوديم، سوار يك كاميون كرديم و به جاي ديگري برديم، و آنها را از مرگ نجات داديم. بعد از سالها بعضي از آنها آمدند و به خاطر اين كار از من تشكر كردند.

  منبع: کتاب یاد ایام، مجموعه خاطرات کوتاه آیت الله نورمفیدی، ص65.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید