مقدمه: مرحوم آیت‌الله میبدی، عالمی بزرگ، عاشق اهل‌البیت (ع) و انسانی سلیم‌النفس، متواضع، مردمی و علاقه‌مند به امام و رهبری بودند.

خطبه اول:

آیت الله نورمفیدی، در خطبه اول نماز جمعه این هفته، بخش دیگری از خطبه‌ی 186 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علی (ع) را قرائت و به شرح آن پرداخت:

بتشعيره المشاعر عرف أن لا مشعر له:

با به احساس در آوردن حواسّ و مشاعر معلوم مى‌شود خودش داراى حسّ و مشعر نيست.

در این جمله خیلی کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع) دنیایی از معارف نهفته است که در این خطبه کوتاه هم انسان نمی‌تواند تمام آنچه در آن نهفته است را بیان کند. باید سعی کنم در حد زمانی که داریم این جمله را معنا کنم و شما هم تلاش کنید که دقت کنید تا حدأقل منظور مولا امیرالمؤمنین (ع) فهمیده و استفاده شود. از اینجا مطلب را شروع می‌کنم که ما انسان‌ها وقتی می‌خواهیم چیزی را بدانیم با اینکه نفس و روح انسان آن قوه‌ای است که درک می‌کند اما ما مستقیماً نمی‌توانیم با خیلی از مسائل ارتباط پیدا کنیم با اینکه روحمان مجرد است؛

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ (حجر/29 – ص/72)

پس چون آن (عنصر) را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه (از جهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده کنید.

خدا می‌گوید روح شما انسان‌ها، دمی است از روح من. اما در عین‌حال با اینکه نفس ما مجرد است اما خیلی چیزها را نمی‌توانیم بدون واسطه بدانیم. خداوند در وجود ما ابزار و آلاتی به‌کار برده است که آنها ابزار دانستن و درک چیزها می‌شود. همه شما می‌دانید این حواس خمسه؛ بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه. ما به وسیله چشم، دیدنی‌ها را می‌بینیم. دیدنی‌ها از طریق چشم به مغز منتقل می‌شود و آنجا نفس انسانی، شبیه آنچه را که در خارج وجود دارد خلق می‌کند فلذا ادراک حاصل می‌شود. اگر کسی کور مادرزاد باشد قهراً به‌طورکلی از دیدنی‌ها و دانستن دیدنی‌ها محروم می‌شود؛ نمی‌داند درخت چه شکلی است، کوه چه شکلی دارد و دریا چه جوری است. چون ندیده و نمی‌بیند لذا آن معلوماتی را که از راه چشم برای ما حاصل می‌شود برای آنها به دست نمی‌آید. یا اگر کسی مادرزادی کر باشد به‌هیچ‌وجه علمی به مسموعات و شنیدنی‌ها پیدا نمی‌کند چون این ابزار را ندارد؛ ابزار شنوایی را ندارد یا اگر کسی حس چشایی‌اش خراب باشد، ذائقه‌اش معیوب باشد، نه شیرینی و نه تلخی و نه شوری را درک نمی‌کند. از این راه هم به خیلی از معلومات علم پیدا نمی‌کند و محروم می‌شود. یا حس بویایی نداشته باشد باز به خیلی از چیزها آگاه نمی‌شود. بوی خوب و بد را نمی‌تواند درک کند. پس بنابرین نفس ما که عامل درک انسانی ماست اما چون ضعیف است به قول اهل فن، تجردش ناقص و ضعیف است، خیلی از چیزها را باید با این ابزار درک کند. اگر چشم و گوشش اشکال داشته باشد و اگر حس بویایی‌اش اشکال داشته باشد و حس چشایی و لامسه‌اش و این ابزار را نداشته باشد، نفس، قهراً از دانستن این چیزها محروم می‌شود. پس خداوند متعال چون نفس و روح ما انسان‌ها، همان روحی که خداوند خودش قرار داده است؛

وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي (حجر/29 – ص/72)

و در آن از روح خویش بدمم.

چون ضعیف است و تجردش ناقص است، نیاز به وسیله و ابزار دارد و اگر این ابزار نباشد خیلی از معلومات انسان از بین می‌رود. اما خدای متعال چه؟ خدای متعال نیاز به این ابزارها ندارد، خدای متعال نیازی به این ندارد که گوشی داشته باشد تا به مسموعات دسترسی پیدا کند یا چشمی داشته باشد تا به دیدنی‌ها، علم پیدا کند. ما چون ناقص هستیم و نیازمندیم، به‌خاطر نیازمندی ما خدای متعال در همین بدن ما، این حواس پنج‌گانه را قرار داده است. خدا که وجود نیازمندی نیست، خدا ناقص نیست، خدا کمال مطلق است. بنابرین چون خدا نیازمند نیست به این ابزارها هم نیاز ندارد. امیرالمؤمنین (ع) در این جمله این را می‌فرماید؛

بتشعيره المشاعر عرف أن لا مشعر له:

با به احساس در آوردن حواسّ و مشاعر معلوم مى‌شود خودش داراى حسّ و مشعر نيست.

خدا در وجود ما ابزار و آلاتی قرار داده است و ما به وسیله این مشاعر که ابزار شعور و درک است، و چون ما ناقص و نیازمندیم که در وجود ما این ابزارها را قرار داده است. از همین‌جا معلوم می‌شود که خداوند خود نیاز به این ابزارها ندارد چون خداوند نیازمند نیست. خدا وجود ناقص و نیازمندی نیست که به وسیله این‌ها خود را کامل کند. بنابرین خدا دیگر از این ابزار آلات ندارد. ما می‌گوییم خداوند هم بصیر است و هم سمیع است و در آیات شریفه قرآن بسیار آمده است. خدا، شنواست اما چگونه می‌شنود آیا از راه گوش همان‌طور که ما از راه گوش می‌شنویم؟! نه مسلم است که این‌طور نیست. اگر می‌گوییم خداوند سمیع و بصیر است، یعنی همه آنچه را که در عالم وجود از کوچک و بزرگ اتفاق می‌افتد، مسموعات و مبصرات و همه و همه در محضر ربوبی است. بدون این‌که نیازی به آلات و ابزاری داشته باشد. این درس خداشناسی است. این درسی است که امیرالمؤمنین (ع) به ما می‌دهد. امیرالمؤمنین (ع) از راه‌هایی وارد می‌شود که محسوس است. در وجود خداوند نه نقصی هست و نه نیاز. بنابرین نیازی به این ابزار آلات ندارد. بعضی از اولیای خدا چون نفسشان کامل می‌شود، روحشان کامل می‌شود، تعلقشان به بدن کم می‌شود و بدون این‌که چیزی را ببینند درک می‌کنند، بدون شنیدن صدایی، کلمات دیگران را ممکن است متوجه شوند. اولیای خدا که می‌گویم، کسانی هستند که به کمال انسانی رسیده‌اند. ائمه که جای خود دارند، در میان شاگردان درجه دهم ائمه، کسانی پیدا می‌شدند که بدون چشم ظاهر می‌دیدند. یکی از شاگردان مرحوم سید علی شوشتری که از اولیای خدا بود، نقل می‌کند، شبی به او خبر دادند که اگر می‌خواهی محضر امام زمان برسی، برو الآن سید در فلان جا نشسته، تا بتوانی محضر امام زمان برسی. این شاگرد خود نقل می‌کند. می‌گوید من رفتم اما نزدیکی‌های آن محل که رسیدم دیدم از توی اتاق سید علی شوشتری گفت؛ همان‌جا بایست و من صدای همهمه را از توی اتاق می‌شنیدم بعد از مدتی گفت بیا. دیدم که هیچ‌کس نزد مرحوم سید علی شوشتری نیست. معلوم بود که در محضر امام زمان بوده است و داشته با امام زمان صحبت می‌کرده. تاریک بوده و شب بوده بدون اینکه ببیند گفته است که همان‌جا بایست. اولیای خدا و آنهایی که در حد کمال می‌رسند بدون این‌که ببینند می‌فهمند و بدون این‌که بشنوند می‌شنوند. امیدوارم که خدای متعال با این فرمایش‌های امیرالمؤمنین (ع) درهای دل‌های ما را باز کند و به این معارفی که در کلمات مولا به ما القا می‌شود بیشتر آشنا شویم و خداشناسی ما کامل‌تر شود و به خدا انشاء‌الله نزدیک‌تر شویم.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام یوم الدین:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند، و لعنت خداوند بر جمیع دشمنان آنان باد، از اکنون تا روزی که قیامت برپا می‌شود.

یکی‌دوهفته‌ای که بر کشور ما گذشت، حوادث بسیار عجیب و مهمی اتفاق افتاد و فراز و نشیب‌هایی داشتیم که در هفته‌های قبل اشاره کردم ولی امروز لازم می‌دانم از بُعد دیگری به این قضایا نگاهی بیندازیم و بگذریم. ببینیم ملت ما بالأخره در این فراز و نشیب‌ها چه جلوه‌ای از خودش نشان داد. ملت ما چه نمودی در این یکی‌دوهفته داشت که خیلی هم مهم و قابل تأمل و دقت. شهادت شهید بسیار بزرگوار ما حاج قاسم سلیمانی حرکت بسیار عجیبی در کشور به‌وجود آورد. آن تشییع بسیار باشکوهی که در شهرهای ایران از اهواز و مشهد و تهران و کرمان و همچنین در عراق. اینها خیلی مسئله مهمی بود که منطقه را تکان داد و بعد هم آن سیلی که سپاه پاسداران قدرتمند ما به دنبال این کاری که آمریکایی‌ها کردند نشان داد و آن پایگاه نظامی بسیار بزرگ آمریکایی‌ها را مورد تهاجم قرار داد و موشک‌باران کرد با دقت. این هم مسئله بسیار عجیبی بود. اصلاً کسی باور نمی‌کرد ایران در برابر قدرتی مثل آمریکا چنین عکس‌العملی را نشان بدهد. واقعاً عجیب بود و به‌اصطلاح جایگاه ایران را نه‌تنها در منطقه بلکه در دنیا در نظر همه جهانیان خیلی بالا برد. خدا را واقعاً باید شکرگزار باشیم که کشور ما به حدی از قدرت رسیده است. از آن‌طرف، حادثه هواپیما وقتی پیش آمد حادثه بسیار تلخی بود. یک هواپیمای مسافربری با 179 نفر سرنشین که 146 نفر آنها ایرانی بودند که سه تن از شهدای سرنشین این هواپیما از اهالی این شهر بودند. این حادثه آن‌قدر تلخ بود که آن شیرینی حضور میلیونی مردم و ضرب شستی که سپاه به آمریکایی‌ها نشان دادند، این تلخی باعث شد که آن شیرینی‌ها از یاد برود. آن شیرینی شیرینی شیرن و این تلخی تلخی تلخ. حالا نکته‌ای را که می‌خواهم عرض کنم، این است؛ نکته اول این است که این حادثه تلخ بالأخره باید دقیقاً بررسی شود. این‌جور مسائل را هم باید با انصاف درباره‌اش صحبت کرد. مسئله‌ای نیست که بتوان در عرض یک ساعت به آن پاسخ داد. باید دقیقاً بررسی شود و عواملی را که قصور یا تقصیر، هر چه بوده، چه داخل و چه بیرون. چون این احتمال هم وجود دارد که این خطا هم ریشه‌اش عمد آمریکایی‌ها باشد. آنها ممکن است دستکاری کرده باشند در سلسله مسائلی تا این خطا به‌وجود بیاید. از ناحیه کشوری که شما هرچه به سابقه تاریخی این کشور نگاه کنید می‌بینید بسیار از این جنایات انجام داده و ککش هم نگزیده است. آمریکا کشوری نیست که بتوان ذره‌ای به او اعتماد کرد. به حرف و وعده این کشور نمی‌شود اعتماد کرد چرا که در فاموس این کشور اعتماد وجود ندارد. آمریکا را بشناسید. آمریکایی که در پایان جنگ جهانی دوم، دو بمب اتمی بر سر دو شهر ژاپن می‌ریزد و یک‌باره دویست هزار نفر را به آتش می‌کشد، این آمریکاست! تنها ژاپن نیست؛ آمریکا با ویتنام چه کرد؟ در طول بیست سال چه جنایاتی که در ویتنام نکردند. من رژیم آمریکا را می‌گویم با مردم آمریکا کاری ندارم. به بهانه‌ای وارد خاورمیانه و غرب آسیا شدند یعنی افغانستان. بهانه آن حادثه یازده سپتامبر بود. هواپیمایی که به برج دوقلو زد و هنوز هم حادثه آن روشن نشده است. هنوز هم در آمریکا اگر درباره آن حادثه حرف بزند زبانش را قطع می‌کنند. به این بهانه وارد افغانستان شدند لابد شنیدید که چه شد. چه عروسی‌ها تبدیل به عزا شد و چه زیرساخت‌هایی را ویران کردند و چه تعداد از انسان‌ها را کشتند. نه‌فقط در افغانستان بلکه هر کجا وارد شدند قتل و ویرانگری بار آوردند. آمریکا، چنین رژیمی است و اصلاً برایش مهم نیست. حکومتی که بیست سال تمام در ویتنام آن جنایات را کرده، حتی تجاوزات ناموسی، قابل اعتماد نیست. از این حکومت برمی‌آید خطایی را درست کند که به خطا بزنند هواپیمای مسافربری را. من این احتمال را بیشتر می‌دهم به نظرم قوی‌تر می‌آید. این مسئله‌ای است که باید روی آن کار شود. این جنایات را می‌کنند و عذرخواهی هم نمی‌کنند. هواپیمای مسافربری ما را چندین سال قبل با 290 مسافربر زدند و همه را در دریا ریختند و همه از بین رفتند، حتی یک عذرخواهی هم نکردند. گفتند اشتباهی شده است اما چه اشتباهی؟ اگر اشتباه بود دیگر جایزه دادن ندارد به کسی که آن موشک را به سمت هواپیما شلیک کرده است. جنایت می‌کنند و بعد هم به جانی شلیک می‌کنند. هواپیمای مسافربری ما را در خلیج فارس زدند و 290 نفر را شهید کردند و بعد به آن جانی هم جایزه دادند. اما شما ملاحظه کردید اینجا بالأخره فرمانده عزیز نیروی هوایی سپاه آمد و آرزوی مرگ کرد. گفت خطا بوده اما کاش من هم در میان آنان بودم و می‌مردم. فرمانده محترم سپاه می‌آید و او هم همین‌طور. خطایی اتفاق افتاده و من نظرم را عرض کردم به آمریکا وصل است. فرمانده محترم سپاه هم می‌آید و به‌خاطر این خطایی که حالا اتفاق افتاده، آرزوی مرگ می‌کند. ببینید چه‌قدر بین این دو فرق است. به‌هرحال این حادثه تلخ بررسی شود و روشن شود و در اختیار مردم قرار بگیرد. نکته بعدی که می‌خواهم اشاره کنم؛ این تلخی که به‌وجود آمده و احساسات مردم ایران جریحه‌دار شده، نه‌تنها خانواده این عزیزان. شما در همین شهر دیدید چند روز قبل در تشییع سه تن از شهدای این حادثه هواپیمایی، چه تجلیلی مردم کردند؛ همه خود را صاحب عزا می‌دانستند. حال این‌که عده‌ای مزدور آمریکا بیایند و بخواهند روی احساسات پاک مردم موج‌سواری کنند و این احساسات مردم را به بازی بگیرند. بله این حادثه برای مردم تلخ بوده، همه عزادارند و مصیبت دیده‌اند. حالا عده‌ای بیایند و روی این مصیبتی که برای ملت ایران پیش آمده برقصند، قابل قبول نیست. چه کسانی؟ این‌ها که در این اجتماعات معترض بودند مزدوران آنها بودند. عوامل نفاق بودند و سفیر انگلیس این وسط چه می‌کرده است؟ چه کسی از این جریانات پشتیبانی کرده است؟ آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها و رژیم صهیونیستی و خاندان پهلوی آمدند از اینها پشتیبانی کردند. با همه زحمتی هم که کشیدند در 20 استان کشور، دو هزار نفر را هم نتوانستند همراه خود جمع کنند.در این شهر هم بیست، سی نفری هم جمع شده بودند که معلوم شد، سرکرده‌شان هم از عوامل نفاق بوده است. در تهران هم در دانشگاه شریف و امیرکبیر، برای همدردی جمع شده بودند اما عده‌ای آمدند روی این موج سوار شوند و این قضیه را منحرف کنند. اما در کل کشور به دوهزار نفر هم نرسید. شما این را بگذارید در کنار تشییع جنازه سردار سلیمانی. آیا مردم ایران آنها هستند یا اینها هستند. آیا مردم ایران اینهایی هستند که وقتی خبر یافتند، رهبر معظم انقلاب برای اقامه نماز جمعه می‌خواهند تشریف بیاورند، مردم مثل سیل در برف آمدند یا اینهایی که در تشییع جنازه سردار سلیمانی آمدند یا این عده قلیل خفاشان در تاریکی حرکت کننده که در کل کشور به دو هزار نفر هم نرسیدند؟! اینها بدانند ملت ایران، ملت قدرشناسی است. درست است که خطایی اتفاق افتاده است که حالا این خطا باید بررسی شود که احتمال قوی می‌دهم علل آن بیرونی و از جانب آمریکا باشد. ملت ایران قدرشناس است و خطایی حالا فرض کنیم در یک جایی اتفاق افتاده است. خطایی که اثرش هم واقعاً تلخ بوده است. اما ملت ایران فراموش نمی‌کند سپاه قدرتمند در فراز و نشیب‌ها در جنگ و در حوادث گوناگون از اول انقلاب و در مقابل داعش و در فتنه‌ها، کشور را حفظ کرده و این امنیتی که امروز در کشور داریم مدیون سپاه عزیز هستیم. شما کجا در کشورهای اطراف‌مان چنین امنیتی را سراغ دارید؟ شما می‌دانید که زمانی بود که در این کشور هواپیماربایی اتفاق می‌افتاد از وقتی که امنیت پرواز به سپاه پاسداران واگذار شد دیگر این اتفاقات را ندیدیم. می‌دانید چه‌قدر عملیات تروریستی می‌خواستند انجام دهند که همین سپاه عزیز خنثی کرده است؟ بیش از 180 مورد پیش آمده اما هیچ‌کدام به حادثه منجر نشده است. امنیت پروازها را همین بچه‌های سپاه حفظ کردند و نگذاشتند حتی یک قطره خون از دماغ کسی بیرون بیاید. لازم می‌دانم که از تشییع جنازه‌ای که دیروز در این شهر برای حضرت آیت‌الله میبدی انجام شد، تشکر کنم. این نشانه این است که رابطه مردم با عالمان دین رابطه قوی و مستحکمی است. مرحوم حضرت آیت‌الله میبدی از علمای قدیمی این شهر بودند و سال‌ها در حوزه‌های علمیه مشغول تحصیل و تعالی بودند و از شاگردان مرحوم آیت‌الله خویی، شاهرودی و بزرگان دیگری در نجف بودند و حدود هفتاد سال در این شهر خدمت کردند و درس معارف دینی و تفسیر قرآن و مباحث توحیدی دادند. مردم بسیاری از مجالس معرفتی او بهره‌مند شدند و این خدمت، خدمت بسیار بزرگی است و نکته دیگری که لازم است درباره ایشان اشاره کنم این است که انسانی بسیار سلیم‌النفس، متواضع، مردمی و علاقه‌مند به امام و رهبری بودند. اینها از امتیازات ایشان بود و علاقه‌مند به اهل بیت؛ گاهی که روضه می‌خواندند اول خودشان گریه می‌کردند این از شاخصه‌های مرحوم آیت‌الله میبدی رحمه‌الله بود. فقدان ایشان ضایعه‌ای برای استان ما بود. ایشان از علمای برجسته بود و مورد توجه و احترام حوزه‌های علمیه و شخصیت‌ها و بزرگان بود. مجدداً به بیت مکرم ایشان تسلیت می‌گوییم. انشاء‌الله خداوند متعال روح این عالم بزرگوار را با اجداد طاهرینش هم در عالم برزخ و هم در قیامت محشور بگرداند.

نکته آخری که کوتاه عرض کنم، سیل سیستان و بلوچستان است که خیلی خرابی بارآورده است. شاید هنوز بسیاری از روستاها در این استان در محاصره سیل‌اند. مردم همه‌چیزشان را از دست داده‌اند و لازم است که همه ملت ایران همان‌طور که همیشه در حوادث و گرفتاری‌ها، دست کمکشان از آستین در می‌آید و کمک می‌کنند برای مردم سیستان و بلوچستان هم انشاءالله آستین بالا بزنند. در استان ما هم حرکتی را آغاز کردند اما باید بیشتر باشد. از عزیزان هلال احمر و همه کسانی که می‌توانند در این رابطه کمک کنند یا کاری انجام دهند، تقاضا می‌کنم سازماندهی شود برای جمع‌آوری کمک‌ها. انتظار می‌رود از استان ما، کمک بیشتری برای سیل‌زده‌های سیستان و بلوچستان اتفاق بیفتد چون عزیزان سیستانی و بلوچ بسیاری در استان ما  زندگی می‌کنند. انشاء‌الله امیدواریم که این حرکت هم انجام بگیرد و کمک‌های خیلی خوب و مؤثری برای این استان سیل‌زده داشته باشیم.

نکته دیگر اینکه، هفته مربوط به آموزش و پرورش است و آموزش و پرورش هم نیازمندی‌های بسیاری دارد. البته این نیازها را اگر مردم بتوانند تأمین کنند درواقع نیازمندی‌های خود را برطرف کرده‌اند چرا که بچه‌های خودشان در این کلاس‌ها درس می‌خوانند. بنابرین لازم است که مردم حمایت کنند و در استان ما هم مردم کمک‌های خوبی داشته‌اند اما باز هم نیازمند توجهات بیشتری است. هر کسی در حد توان خود هر کمکی می‌تواند داشته باشد انجام دهد. خداوند از همه قبول کند و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم.

خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و نیز به خواندن قرآن که آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و آن سخن خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.