مقدمه: از سراسر کشور بیش از 16 هزار اثر فرهنگی و هنری برای این اجلاسیه ارسال شد که در اجلاسیه‌های قبل، تعداد آن 4،5 هزار مورد بود. بعضی‌ها می‌گویند نماز در کشور ما ضعیف شده است، این استقبال نشانه آن است که نماز ضعیف نشده است.

خطبه اول:

 

آیت الله نورمفیدی، در خطبه اول نماز جمعه این هفته، بخش دیگری از خطبه‌ی 186 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علی (ع) را قرائت و به شرح آن پرداخت:

فَاعِلٌ لَا بِاضْطِرَابِ آلَةٍ:

 (خداوند) سازنده‌اى غير محتاج به ابزار است.

امیرالمؤمنین علی (ع) در این خطبه که خطبه‌ای توحیدی است، در مورد خداشناسی و معرفی خداوند با اسماء‌الحسنایش برای ما درس خداشناسی می‌دهند. هفته گذشته درباره این جمله توضیح دادم که خداوند دائماً در حال کار در این جهان است.

كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ (الرحمن/29):

او هر روز به شأن و کاری (در تکمیل و افاضه به خلق) پردازد.

هر روز و هر لحظه، لحظه به لحظه، خداوند متعال در مدیریت این عالم کار انجام می‌دهد. منتها وقتی ما انسان‌ها می‌خواهیم کاری انجام دهیم نیاز به ابزار داریم. دیدن و شنیدن نیاز به ابزار دارد. اگر چشم ما ایرادی پیدا کند نمی‌بینیم و اگر گوش ما اشکالی پیدا کند نمی‌شنویم. هر کاری بخواهیم انجام دهیم نیاز به ابزار داریم اما خداوند متعال، فَاعِلٌ لَا بِاضْطِرَابِ آلَةٍ ؛ تمام این عالم را از کتم عدم به‌وجود آورده و هیچ ابزار و وسایلی هم نبوده و نیاز نداشته است. مسئله‌ی بسیار مهمی است منتها همان‌طور که هفته قبل اشاره کردم، خداوند متعال از نوع فعل خودش برای ما انسان‌ها هم قرار داده است. یعنی ما انسان‌ها هم می‌توانیم چیزهایی را به وجود آوریم بدون ابزار و آلات. همین الان که اینجا نشسته‌اید، اگر اراده کنید حرم حضرت امام رضا (ع) را بلافاصله در ذهنتان ایجاد می‌شود. پس خلق می‌کنید شما و تا اراده می‌کنید ایجاد می‌شود و هیچ ابزاری هم نمی‌خواهد. این یک مرحله است و قوی‌تر از این در خواب است. انسان وقتی خواب می‌بیند چون روح انسان از بدن تقریباً جدا می‌شود. همان‌طور که آیات شریفه قرآن می‌گوید؛ خداوند ارواح را قبض می‌کند، در خواب و در هنگام مرگ. وقتی در خوابیم روح جدا می‌شود و تسلطش بر بدن کم می‌شود و تجردش زیاد می‌شود. لذا فعال‌تر می‌شود. آنجا هم روح ماست، خواب‌هایی که می‌بینیم. هر طور که شکلش داده باشیم خواب می‌بینیم. یک وقتی خواب، خواب‌های ماست و یک وقتی هم امیرالمؤمنین (ع) یا اباعبدالله (ع). خواب بر اساس شخصیت انسان‌هاست. اباعبدالله (ع) داشتند به سمت کربلا می‌رفتند، روی مرکب بودند همان‌جا خواب مختصری ایشان را گرفت و یک‌مرتبه از خواب بیدار شد و گفت؛ لا حول و لا قوة الّا بالله، سبحان الله. علی اکبر (ع) عرض کرد پدر جان چه شده است؟ حضرت فرمودند؛ خواب دیدم که یک منادی صدا می‌کند که این کاروان دارد می‌رود و مرگ هم آنها را دارد تعقیب می‌کند. روح امام حسین (ع) این خواب را می‌بیند. معلوم است این خواب به سیدالشهدا (ع) چه می‌گوید. این روح قدسی امام حسین (ع) چون روح الهی است در عالم خودش، وقتی که از این بدن جدا شده است، در عالم خواب، چنین حقیقتی را در این قالب مشاهده می‌کند و چه بسیار خواب‌هایی که انسان در عالم رویا می‌بیند، گریه می‌کند یا نشاط پیدا می‌کند، یا کابوس می‌شود برایش. روح وقتی از این بدن منخلع می‌شود و جدا می‌شود از این بدن، آن‌وقت بر اساس هویتی که هر روحی پیدا کرده، قطعاً بدانید آدم رباخوار خواب خوبی نمی‌بیند. آدمی که همیشه مردم را اذیت می‌کند، خواب هم اگر ببیند، گرگ‌ها نوعاً به او حمله می‌کنند؛ خواب‌های این‌چنین زیاد می‌بیند. اما پیامبر (ص) که خواب می‌بیند، خوابش دیگر این‌گونه نیست. روح انسان بر اساس هویت و شخصیتی که پیدا کرده است، در عالم خواب، چون تجرُّدش بیش‌تر می‌شود و از بدن بیش‌تر فاصله می‌گیرد، چیزهایی را می‌بیند؛ خوش‌حال‌کننده یا ناراحت‌کننده است، آنجا اثرش بیش‌تر می‌شود. کاری که انجام می‌دهد کار روح است. خواب، اصلاً شخصیت خود انسان و روح انسان است. روح را هرطور که ساخته باشیم خوابش هم همان‌گونه است. هر کس روحش را خودش می‌سازد، یا قدسی و آسمانی و الهی می‌شود که خواب بد هم نمی‌بیند یا جهنمی می‌شود و وقتی جهنمی باشد در خواب هم جهنم می‌بیند. آنجا تأثیر روح هم بیش‌تر می‌شود. این هم یک‌مرحله است. در عالم برزخ، قوی‌تر از این می‌شود آن‌جا هم روح ماست که در عالم برزخ به‌خاطر کارهایی که کرده یا شاداب می‌شود و در نعمت قرار می‌گیرد یا ناراحت و در عذاب. در عالم برزخ هم این روح است که این حالت را ایجاد می‌کند. حتماً شنیده‌اید که یکی از علمای اصفهان در تخت فولاد اصفهان نشسته بود روزش کسی را به خاک سپرده بودند؛ چشم برزخی این عالِم باز شده بود. می‌گوید؛ یک‌وقت دیدم که یک جوان بسیار زیبا و خوش‌لباس، با بوی معطر وارد قبرستان شد و رفت به قبر این کسی که تازه دفن کرده بودند، بعد سگی آمد و آن‌هم رفت داخل همان قبر. چشم برزخی این عالِم گشوده شده بود والا این چیزها را کسی نمی‌بیند؛ بنده و جناب‌عالی نمی‌بینیم. بعد از مدتی آن جوان از قبر بیرون آمد تمام بدنش خون‌آلود بود. گفت چه شده است؟ گفت؛ من اعمال خوب او بودم و آن سگ، اعمال بد او بود ما آنجا درگیر شدیم و او غالب شد، یعنی اعمال زشت او غالب شد و مرا بیرون کرد و او باید تا قیامت با آن سگ باید بسازد. پس این روح انسان است که کارهایی انجام می‌دهد و ابزار و آلاتی هم ندارد. این شبیه همان کار خدایی است. در روز قیامت هم دیگر خود روح کاملِ کامل، اصلا/ض بهشیان وقتی در بهشت نشستند، هرچه اراده کنند انجام می‌شود. مثل خود خدا که در آیات شریفه آمده است؛

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ(یس/82):

فرمان نافذ او چون اراده خلقت چیزی کند به محض اینکه گوید: «موجود باش» بلا فاصله موجود خواهد شد.

کلمه (کن) هم لازم نیست بگوید. به قول بعضی از روایات کلمهُ ایجادُ؛ این همان کن وجودی است. نه اینکه بگوید کن تا ایجاد شود، همین‌که اراده می‌کند علم خدا، باعث ایجاد عالَم می‌شود. خداوند به بهشتیان می‌گوید من این‌گونه بودم و حال شما را در بهشت این‌گونه قرار می‌دهم.

وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَشْتَهِي أَنْفُسُكُمْ وَلَكُمْ فِيهَا مَا تَدَّعُونَ(فصّلت/31):

و برای شما در بهشت ابد هر چه مایل باشید یا آرزو و تقاضا کنید همه مهیّاست.

هرچه طلب کنید در بهشت برایتان ایجاد می‌شود. روح انسان به‌اصطلاح بُعد الهی پیدا می‌کند در بهشت. در دنیا اولیای الهی این‌گونه‌اند. مانند جریان حضرت رضا (ع) که در مجلس مأمون نشسته بود، اتفاقی افتاد، پرده‌ای آنجا بود، عکس شیر بر آن بود، حضرت اراده کرد و آن عکس، شیر واقعی شد. اراده تأثیر می‌گذارد؛ اولیای خدا این‌گونه‌اند آنهایی که فقط در مقام بندگی حضرت حق واقع می‌شوند و هیچ شائبه‌ای در وجودشان نیست، روحشان آن‌قدر تعالی پیدا می‌کند که در عالَم هارج هم تأثیرگذار می‌شود. می‌خواستم این افعال الهی برایتان روشن شود که امیرالمؤمنین (ع) در این کلامشان می‌فرمایند؛

فَاعِلٌ لَا بِاضْطِرَابِ آلَةٍ:

(خداوند) سازنده‌اى غير محتاج به ابزار است.

خدا کار می‌کند اما ابزار آلات نمی‌خواهد؛ اراده که می‌کند، تحقق پیدا می‌کند و این فاعلیت الهی در وجود ما هم هست؛ در چهار مرحله؛ در عالَم وهم، عالَم خواب، عالَم برزخ، عالَم قیامت. جهنمی‌ها هم به خاطر کارهایی که در دنیا کردند، آن روحی که برای خودشان درست کردند. آن روح دیگر خودش سازنده می‌شود، جهنم این‌طور نیست که خداوند هیزم بریزد در آن؛ چون اگر هیزم باشد فوری خاکستر می‌شود اما آتش جهنم هیچ‌وقت خاموش نمی‌شود، آتش آن غیر از این آتش‌هاست؛ آتش وجود خود انسان است؛ گزندگی داشته و مردم را اذیت می‌کرده است. خب این اذیت باید یک‌جایی خود را نشان بدهد.

انشاء‌الله خداوند متعال به همه ما توفیق دهد این جملات و کلمات نورانی امیرالمؤمنین (ع) را که باعث افزایش معرفت دینی ما می‌شود را درک کنیم. خوش‌حال نباشیم که در یک سطح ایستاده‌ایم باید سعی کنیم که معرفت دینی‌مان روز به روز بیشتر شود. در حد دو و سه باقی نمانیم. همه معرفت دینی داریم ولی معرفت‌های دینی مراتب دارد باید بکوشیم این معرفت دینی بالا برود. بالأخره این روحی که در بدنمان است را داریم می‌سازیم هر کاری که می‌کنیم مانند این است که آجری را بر روی این ساختمان قرار می‌دهیم. اگر نماز با خشوع می‌خوانیم، اگر حج با قصد قربت انجام دهیم، اگر زکات درست می‌دهیم؛ مانند این است که آجری بر روی ساختمان روح‌مان قرار می‌دهیم. اگر غیبت کنیم، دروغ بگوییم، مال یتیم را خدایی‌نکرده بخوریم، این هم اجری است، منتها آجر آتش که بر ساختمان روح خود قرار می‌دهیم. پس این ساختمان را خودمان داریم درست می‌کنیم. خداوند وقتی که در آیات شریفه‌ی قرآنی، عذابی را که بر امم گذشته نازل شده بیان می‌کند می‌فرماید؛

وَ ما ظَلَمْناهُمْ وَ لکِنْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ(هود/101):

و ما بر آنها ستم نکردیم و لکن آنها بر خویشتن ستم نمودند.

ما به کسی ظلم نکردیم خودشان به خودشان ظلم کردند. خودشان با خودشان چنین کردند.

آن آیه‌ای که خداوند متعال می‌فرماید؛

إِنَّ الَّذِينَ يَأْكُلُونَ أَمْوالَ الْيَتامى‌ ظُلْماً إِنَّما يَأْكُلُونَ فِي بُطُونِهِمْ ناراً وَ سَيَصْلَوْنَ سَعِيراً(نساء/10):

آنان که اموال یتیمان را به ستمگری می‌خورند، در حقیقت آنها در شکم خود آتش جهنّم فرو می‌برند و به زودی در آتش فروزان خواهند افتاد.

اینهایی که مال یتیم را به ظلم می‌خورند همین الان آتش در وجود خود می‌ریزند، منتها این آتش اینجا شعله‌ور نمی‌شود. بلکه به‌زودی در جهنم تبدیل به شعله می‌شود.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام یوم الدین:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند، و لعنت خداوند بر جمیع دشمنان آنان باد، از اکنون تا روزی که قیامت برپا می‌شود.

هفته آینده روز 27 آذر، روز وحدت حوزه و دانشگاه است که شاید شماها بدانید که بالأخره سیاست استعمار و مخصوصاً خاندان پهلوی این بود که بین حوزه و دانشگاه، جدایی بیندازند. حوزه، دانشگاه را قبول نداشته باشد و دانشگاه حوزه را قبول نداشته باشد. این سیاستی بود که داشتند و دین و دنیا را می‌خواستند از هم جدا بدانند. همان زمان هم عده‌ای از علمای بیدار و هوشمند مثل شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید مفتح و شخصیت‌هایی مثل مقام معظم رهبری و آیت‌الله هاشمی رفسنجانی (ره)؛ و شخصیت‌هایی این‌چنینی که در میان روحانیت بودند و از آن سو هم اساتید متدین، متشرع و دلسوز برای کشور، اینها باعث شدند که حوزه و دانشگاه به هم نزدیک شوند و شالوده هماهنگی و نزدیک شدن حوزه و دانشگاه به‌وجود بیاید که دقیقاً بر خلاف سیاست استعمار و خاندان پهلوی بود. و بعد از انقلاب، این وحدت تقویت شد و مخصوصاً در 27 آذرماه مرحوم شهید آیت‌الله دکتر مفتح، وقتی می‌رفت به دانشکده الهیات دانشگاه تهران که رئیس آن بود، به‌وسیله گروه فرقان، در آستانه دانشکده الهیات به شهادت رسید و شهید مفتح هم از شخصیت‌هایی بود که هم در حوزه دست والایی داشت و هم در دانشگاه. یعنی از هر دو مرکز علمی، زلال معرفت و علم نوشیده بود و شخصیت جامعی بود و حضرت امام خمینی (ره) روز شهادت این شهید بزرگوار مرحوم آیت‌الله مفتح را به عنوان وحدت حوزه و دانشگاه نام‌گذاری کردند. و این امری است که همه اندیشمندان، عقلا و عالمان برای صلاح و توسعه و پیشرفت این کشور باید این ایده را همیشه دنبال کنند و روز‌به‌روز وحدت حوزه و دانشگاه و نزدیک شدن این دو مرکز علمی و اندیشمندان و دانشمندان چه حوزه و چه دانشگاه باید به عنوان پیشروان حرکت‌های اجتماعی با هم و برای خدمت به این کشور این ایده را دنبال کنند. و شهدایی که در این راه جان خود را از دست دادند؛ مانند شهید مطهری، شهید بهشتی، شهید باهنر، شهید مفتح، شهید هاشمی‌نژاد، خداوند انشاء‌الله همه آنها را با شهدای اسلام و کربلا محشور بنماید و ایده‌هایی که این بزرگان، چه حوزوی و چه دانشگاهی، دنبال می‌کردند به عنوان صلاح و مصلحت این کشور، همیشه مورد نظر دانشجویان عزیز ما، اساتید دانشگاه و طلاب و اساتید حوزه همیشه باشد تا کشورمان آسیب نبیند.

همان‌طور که می‌دانید دیروز در استان ما، بیست‌و‌هشتمین اجلاسیه نماز برگزار شد. بسیار اجلاسیه مؤثر و با کیفیت و با کمیتی بود. از سراسر کشور و از همه استان‌ها در این اجلاسیه شرکت کرده بودند و ریاست محترم قوه قضائیه هم میهمان این اجلاسیه بود، همچنین وزیر محترم آموزش و پرورش و جناب حجت‌الاسلام‌والمسلمین قرائتی که سال‌هاست امور این ستاد اقامه نماز را پی‌گیری می‌کند و از همه مهم‌تر پیامی بود که رهبر معظم انقلاب برای این اجلاسیه صادر فرموده بودند و ابعاد نماز و اهمیت این فریضه الهی و اسلامی را که فریضه‌ای است که از هر نظر وقتی به آن نگاه می‌کنیم واقعاً پدیده شگفت‌آوری است. این اجلاسیه، انشاء‌الله برای امر نماز مبارک باشد. آیات شریفه قرآنیه دارد که؛

وَأَقِمِ الصَّلَاةَ طَرَفَيِ النَّهَارِ وَ زُلَفًا مِنَ اللَّيْلِ إِنَّ الْحَسَنَاتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئَاتِ ذَلِكَ ذِكْرَى لِلذَّاكِرِينَ(هود/114):

و نماز را در دو طرف (اول و آخر) روز به پا دار و نیز در ساعات آغازین شب، که البته حسنات و نکوکاریها، سیّئات و بدکاریها را نابود می‌سازد، این (نماز یا این سخن که حسنات شما سیّئات را محو می‌کند) یادآوریی است برای اهل ذکر و پندی بر مردم آگاه است.

خدا به پیامبر اسلام (ص) خطاب می‌کند؛ نماز را اقامه کن در دو طرف روز، یعنی صبح و عصر و ابتدای شب که اشاره به نماز مغرب و عشاست، چرا که نماز از مهم‌ترین حسنات است. خدا می‌گوید؛ این حسنه که نماز یا همه حسنات که یکی‌اش و مهم‌ترینش نماز است، باعث می‌شود سیئات از افراد و جامعه برود بیرون. خداوند در آیه شریفه دیگر می‌فرماید؛

إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ (عنکبوت/45):

همانا نماز است که (اهل نماز را) از هر کار زشت و منکر باز می‌دارد.

نماز از فحشا و منکر باز می‌دارد؛ خاصیت نماز و طبع و ذات نماز این است. این آیه هم می‌فرماید که نماز را در دو طرف روز و اوائل شب برپا بدارید چرا که حسنات به‌طور کلی، سیئات را می‌شوید و کنار می‌زند. اگر در جامعه‌ای حسنات و خوبی‌ها زیاد شود، که مهم‌ترینش نماز است اگر اقامه شود، موجب می‌شود که سیئات برود بیرون. این اجلاسیه هم در استان ما برگزار شد و بسیار اجلاسیه خوبی بود. تقریباً بعضی از آقایانی که آمده بودند و گرداننده مسئله اقامه نماز در سطح کشور بودند، می‌گفتند این اجلاسیه در استان گلستان بی‌سابقه بود. چرا که از سراسر کشور بیش از 16 هزار اثر برای این اجلاسیه آمده بود. در اجلاسیه‌های قبل، تعداد آن 4،5 هزار مورد بود. 11 هزار از این آثار از استان خود ما بوده است. بعضی‌ها می‌گویند نماز در کشور ما ضعیف شده است، اینها نشانه است که نماز ضعیف نشده است. جوان‌ها و دانش‌آموزان، آثار فرهنگی و هنری خود را درباره نماز به این جشنواره ارسال کرده بودند. انشاء‌الله امیدواریم همان‌طور که قرآن از ما خواسته همه ما اهل اقامه نماز باشیم. همه باید اهل اقامه نماز باشیم، دستور عمومی است فقط برای پیامبر نیست. هر کس در خانه خود باید اقامه کننده نماز باشد. البته نباید با تندی و بداخلاقی باشد، دعوت به نماز ظرافت نیاز دارد. با ظرافت باید بچه‌های خود را اهل نماز کنیم. یکی از دوستان نقل می‌کرد در هواپیمایی که می‌آمدیم. خود امام آن شب تقریباً نخوابید، نماز شب و نماز صبح خود را خواند. یکی رفت از ایشان اجازه بگیرد حاج احمد آقا را بیدار کند برای نماز. امام (ره) گفت؛ نه بیدارش نکنید برای اینکه خودش نگفته که مرا بیدار کنید، شما هم تکلیف ندارید، خودش هم تکلیف ندارد، آدم خوابیده که تکلیف ندارد. ببینید می‌خواهم بگویم که این کار حضرت امام (ره) برای همه پدرها و مادرها، راه و روش باشد که اگر می‌خواهیم بچه‌های خود را هم نمازخوان کنیم با تندی و عصبانیت نمی‌شود. سعی کنیم با تشویق و محبت باشد. کاری کنیم که خدا بیاید در دل بچه‌ها. اگر خدا در دل بچه‌ها بیاید، آن‌وقت بچه‌ها خدا را می‌گذارند بالای سر خود.

به مسئله انتخابات هم اشاره‌ای کنم. شنیدم اقبال زیاد بوده و خیلی‌ها نام‌نویسی کردند. البته عوامل اجرایی و نظارت در این شرایط، مخصوصاً تمام تلاش‌شان این باشد که کاری کنند حضور مردم بیش‌تر شود. از مرز قانون خارج نشوند، کاندیداها هم همین‌طور، آنها هم باید کاری کنند که مسئله انتخابات و این فضایی که در آینده در کشور ما پیش می‌آید باعث نشاط مردم و حضور بیش‌تر مردم شود. خرج‌های گزاف و بی‌خود انجام نشود، کاری نکنند که مردم به فضای انتخابات معترض شوند. هم مجریان و ناظران و هم خود کاندیداها، آنچه بیش‌تر از همه باید به دنبالش باشیم این است که در این فشارها، بیش‌تر شدن حضور مردم است تا آنهایی که علیه این نظام و کشور توطئه‌چینی می‌کنند بفهمند که اینها که فشار نیست که بگویند مردم را با فشار به صحنه آوردند. این باید به‌وجود بیاید. حالا نتیجه انتخابات هر چه باشد. انشاء‌الله امیدواریم که خدای متعال به همه توفیق دهد و بتوانیم بهترین‌ها را انتخاب کنیم.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم.

خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و نیز به خواندن قرآن که آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و آن سخن خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.