مقدمه:همه ملت ایران در این نظام حق دارند و از حقوق عمومی و شهروندی می‌توانند بهره‌مند باشند و این خود باعث خیلی مزایا و آثار مثبت دیگر هم خواهد شد.

خطبه اول:
آیت الله نورمفیدی در ادامه سلسله بحث‌های خود از نهج‌البلاغه امیرالمومنین (ع)، بخش ابتدایی خطبه 186 را قرائت کرد و به تفسیر آن پرداخت:

مَا وَحَّدَهُ مَنْ كَيَّفَهُ، وَ لَا حَقِيقَتَهُ أَصَابَ مَنْ مَثَّلَهُ، وَ لَا إِيَّاهُ عَنَى مَنْ شَبَّهَهُ، وَ لَا صَمَدَهُ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ تَوَهَّمَهُ:

يكتايش ندانست آنكه، برايش كيفيتى انگاشت و به حقيقتش نرسيد آنكه براى او همانندى پنداشت. آنكه به چيزى همانندش ساخت، بدو نپرداخت و آنكه، به او اشارت كرد و يا در تصورش آورد، قصد او ننمود.

کلمات نورانی امیرالمومنین (ع) در این خطبه 186 نهج‌البلاغه، موضوع این خطبه هم بحث توحیدی است و معرفی خداوند متعال. هفته قبل عرض کردم؛ مَا وَحَّدَهُ مَنْ كَيَّفَهُ؛ یعنی آنهایی که برای ذات اقدس الهی، حالات و کیفیاتی را عارض می‌دانند، به توحید نرسیده‌اند. توحیدشان اشکال دارد. وَ لَا حَقِيقَتَهُ أَصَابَ مَنْ مَثَّلَهُ؛ اگر کسی برای خداوند مثل و مانند پیدا کند، او هم به حقیقت نرسیده است. وَ لَا إِيَّاهُ عَنَى مَنْ شَبَّهَهُ؛ همین‌طور کسی که برای خداوند متعال شبیه درست کند، مقصود او هم خداوند نیست. وَ لَا صَمَدَهُ مَنْ أَشَارَ إِلَيْهِ وَ تَوَهَّمَهُ؛ باز هم خدا را قصد نکرده، کسی که اشاره کند به او و یا چیزی را در ذهن خود به نام خدا فکر کند. این هم به حقیقت نرسیده است.

برای این‌که تا حدی این مطالب خیلی بالابلند امیرالمومنین (ع) را بفهمید، ناگزیرم چند نکته را عرض کنم تا روشن‌تر شود. اولاً؛ هستی و وجود دارای مراتبی است. سنگ هم وجود دارد، اما نه حس دارد و نه حرکت. هزار سال هم اگر گوشه‌ای بیفتد از جایش تکان نمی‌خورد. این هم وجود دارد اما حس و حرکت ندارد. از این بالاتر، نباتات‌اند؛ این درختان و اشجار، اینها هم وجود دارند اما وجودشان از جمادات و سنگ برتر است. چون، تغذیه می‌کنند. حرکت می‌کنند، نمو و رشد می‌کنند و بزرگ می‌شوند. زندگی و حیات نباتی بالأخره از سنگ بالاتر است. از این برتر، حیوان است. حیوان هم علاوه‌بر آنچه نبات و یک درخت دارد، امتیازاتی دارد. یکی از امتیازاتش، حرکت است. جا و خانه‌اش را عوض می‌کند. احساس دارد؛ حبّو بغض دارد، فرزندانش را دوست دارد، اگر کسی به فرزندش حمله کند دفاع می‌کند. پس مرتبه وجود حیوان بالاتر از ان دو دیگر است. بالاتر از حیوان هم انسان است. انسان موجودی است که علاوه‌بر آنچه آن سه دارند، خداوند امتیاز عقل را به او داده است. حیوانات عقل ندارند اما انسان عقل دارد، پس مرتبه وجودش برتر و بالاتر است. از انسان بالاتر، عالم عقول و ملائکه هستند، آنها همه‌اش عقل‌اند، انسان شهوت و غضب دارد اما آنها عقل محض‌اند و بالاتر از انسان‌اند. از همه این‌ها برتر، وجود اقدس الهی است. آنجا دیگر، وجود جامع و کامل است. همه این وجودها از او ناشی شده‌اند. او مبداء هستی همه آن‌هاست. هستی این‌ها از آن خودشان نیست، از آن ذات هستی‌بخش است. خدای متعال مبداء هستی است و این‌ها وابسته به او هستند. پس وجود حق، وجود اقدس الهی، بالاترین مرتبه وجود است، وجود کامل است و حد واندازه هم ندارد. تمام آنچه که پا به‌وجود می‌گذارند، محدودند، سنگ و نبات و حیوان و انسان و ملائکه هم حتی وجود محدود دارند اما وجود خداوند متعال، حد و اندازه ندارد. چون وجود خداوند متعال نامحدود است، دیگر معنا ندارد که دومی داشته باشد. این‌که چیزی، دومی دارد، نشانه محدود بودن آن است. چون انسان محدود است، افراد و مصادیق بسیار هم دارد اما خداوند نامحدود است و این‌چنین نیست. خداوند، یکی است و دو ندارد اما ما یکی هستیم اما دو سه و هزار و میلیون و میلیارد هم داریم. مثالی بزنم، شاید این حقیقت را که خداوند یکتاست را روشن کند.

قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ(اخلاص/1):

بگو اوست‏ خداى يگانه.

خدا، احد است، یکتاست، یکی است و دو تا ندارد. همه‌چیز، دوتا دارد اما خدا دو تا ندارد.

الان ما در کره زمین، چقدر اقیانوس و دریا داریم. دریاهای بسیاری روی کره زمین وجود دارد. چرا این دریاها منعدد می‌شوند، چون محدودند و هر کدام اندازه محدودی دارند. اما اگر فرض کنیم تمام کره زمین را آب گرفته باشد. همه‌جا پُر آب باشد. آنجا دیگر دو معنا ندارد. برای این‌که آب همه‌جا را فرا گرفته است. از هر طرف آب است و دیگر دو نمی‌تواند داشته باشد. یک آب است و همه جا را فراگرفته است. چون اندازه ندارد، دو هم نمی‌تواند داشته باشد. امیدوارم این مثال تا حدی موضوع را به ذهن عزیزان نزدیک کرده باشد. اینها مباحث توحیدی و معرفتی است و به‌هر شکلی شده باید برای ما روشن شود. فکر می‌کنم این مثالی که زدم تاحد زیادی موضوع را برای ذهن‌ها روشن کند. امیدوارم توانسته باشم این کلمات امیرالمؤمنین را برای شما تا حدی روشن کنم. خدا چرا در ذهن ما نمی‌آید، برای این‌که آن‌چیزی که در ذهن بیاید دیگر خدا نیست. مگر می‌شود یک اقیانوس را در یک کاسه جا داد؟! ذهنی که محدود است و مگر چقدر را می‌تواند بفهمد؟ آن خدا نیست، چیزی است که ذهن ما درست کرده است و چیزی که ذهن ما بتواند درست کند که خدا نیست. امام محمد باقر (ع)، حدیثی دارد که می‌گوید؛ آن‌چیزی که به عنوان خدا در ذهن خود می‌سازید، خدا نیست، مخلوق ذهن شماست. در آخر روایت می‌فرماید، مورچه خیلی ریز، فکر می‌کند که خدا هم دو تا شاخک دارد، چون خودش دو شاخک دارد. چون این شاخک را باعث کمال خود می‌بیند، گمان می‌کند خدا هم دو شاخک دارد. آنچه ما را به خدا وصل می‌کند، مطالعه در آثار و عظمت این جهان آفرینش است؛ صُنع و نظم و ترتیبی که در این عالم به‌کار رفته ما را به ذات بی‌نهایتی هدایت می‌کندکه همه این عالم، ریز و درشتش، جلوه‌های وجود او هستند.

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی

اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و

از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند.

همه شما در جریان هستید که این‌روزها رژیم متجاوز آمریکا به قول خودشان، به‌دنبال فشار حدأکثری هستند، تا در نتیجه این فشار، ملت ایران و نظام مقدس اسلامی، تسلیم شود و آنچه می‌خواهند بر نظام اسلامی تحمیل کنند را پذیرا شود. اما واقعاً آمریکایی‌ها با این فشار حدأکثری به نتیجه‌ای رسیدند؟ اخیراً سازمان توسعه صنعتی ملل متحد (یونیدو)، اعلام کرده است که در میان 135 کشور از کشورهای جهان، ایران در رتبه 95 بوده است، اما در عرض این 16 سال و با همه فشارها، رتبه ایران 40 پله بالا آمده است و به رتبه 58 رسیده است. این نشانه این است که این فشار حدأکثری نتوانسته دست ملت و نظام مقدس اسلامی را نتوانسته به عنوان تسلیم بالا ببرد. البته به دو نکته هم اشاره کرده است؛ یک نقطه ضعف و یک نقطه قوت. نقطه قوت ایران این است که اقتصادش از وابستگی به نفت دارد خارج می‌شود. نقطه ضعف هم مسئله خام‌فروشی است. خام‌فروشی این است که مواد اولیه و منابع خود را بدون اینکه فعل و انفعالی بر روی آن انجام دهیم ببریم و در بازار جهانی بفروشیم. مثل به‌جای اینکه سنگ‌های قیمتی خود را متر مکعبی، فرضاً صدهزار تومان بفروشیم اما اگر روی این سنگ‌ها کار شود، فرآوری شود، همین یک متر مکعب، ممکن است پنجاه میلیون بشود. متأسفانه کشور ما گرفتار این خام‌فروشی است. همین نفت باید فرآوری شود نه اینکه خام‌فروشی کنیم. همین سنگ را از ما می‌خرند و رویش کار می‌کنند و اماده می‌کنند و به ما صد برابر می‌فروشند، همانی را که از خود ما خریده‌اند. سال‌هاست که مقام معظم رهبری از خام‌فروشی منع می‌کنند. یک شیشه عطر را در بازارهای جهانی ممکن است صد یا دویست دلار بفروشند برای اینکه روی آن کار کردند و زحمت کشیدند. ماده اولیه آن شاید پنج دلار هم نبوده است. ایران منابع کم ندارد، مهندس و فکر هم کم ندارد، باید مدیریت صحیح باشد.

یکی از مسائلی که رهبر معظم انقلاب در جلسه دیدار با خبرگان اشاره کردند، حقوق عمومی است، حقوق عمومی همان حقوق شهروندی است. یعنی اینکه آنهایی که در ایران زندگی می‌کنند، به هر دین و مذهب و ... که باشند باید از حقوق عمومی و شهروندی بتوانند استفاده کنند و این چیزی نیست که ما امروز از دنیا گرفته باشیم، این متن دین ماست. امیرالمؤمنین (ع) وقتی مالک اشتر را به مصر می‌فرستد، می‌فرماید؛

وَ أَشْعِرْ قَلْبَک الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَکونَنَّ عَلَيهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَکلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَک فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَک فِي الْخَلْقِ:

مالکا، رحمت و محبت و لطف بر مردم جامعه را به قلبت بفهمان، (به طوري که آن را دريافت کند، نه اين که در حد يک تصور ذهني بماند).

و براي آنان درنده اي خونخوار مباش که خوردن آنان را غنيمت بشماري، زيرا مردم بر دو صنفند، يا برادر ديني تو هستند، يا نظير تو در خلقت (همنوع تو مي باشند).

به مالک می‌گوید مواظب باش! همه مردم باید در دل تو جای بگیرند، به همه مردم باید محبت داشته باشی، دلت باید از محبت مردم پُر باشد. این‌و‌آن نباید بکنی، چون مردم یا مثل تو مسلمان‌اند یا مثل تو انسان‌اند و حق عمومی دارند. این مسئله حقوق عمومی در فرمایشات مقام معظم رهبری مطرح شده است که انشاء‌الله در قوانین عمومی کشور پُرنگ‌تر شود. یعنی همه ملت ایران بدانند که در این نظام حق دارند و از حقوق عمومی می‌توانند بهره‌مند باشند و این خود باعث خیلی مزایا و آثار مثبت دیگر هم خواهد شد.

نکته بعدی که لازم است اشاره کنم؛ حمله‌ای است که انصارالله یمن انجام دادند. هفته قبل آن پهبادهای یمنی رفته بودند و شرکت آرامکو را به‌هم ریخته بودند. آن‌قدر به آنها فشار وارد شده بود که گردن ایران انداخته بودن. در این حمله اخیر که همین هفته قبل انصارالله یمن به قسمت نجران عربستان در جنوب عربستان که خیلی هم مفصل بود، حمله کردند. در این حمله نظامی تقریباً سه تیپ عربستانی منهدم شده است. هزاران خودرو نظامی و زرهی به غنیمت گرفته شد و عده زیادی را اسیر کردند از فرماندهان، افسران و سربازان سعودی و از ملیت‌های دیگر که اجیر کرده بودند، هزاران نفر را اسیر کردند و کیلومترها از جنوب عربستان در اختیار یمنی‌ها قرار گرفته که بیچاره‌شان کرده است. تا دیروز می‌گفتید که آن پهبادها از ایران بوده! حالا چه می‌گویید؟! نیروی زمینی حمله کرده و روی زمین با شما جنگیدند و بیچاره‌تان کردند. این باعث شده که ارتش یمن، دست بالا را پیدا کند. همین یمنی که می‌گفتند، 5،4 روزه حل می‌کنند و 5،4 سال گذشته است و هنوز هم به‌جایی نرسیدند و تازه دارد قضیه عکس می‌شود و یمن دارد با تمام این فشارها، دست بالا را پیدا می‌کند. این برای دنیا هم پیام دارد. دنیا دارد به این فرهنگ و نتیجه می‌رسد که مقاومت در برابر هر قدرتی که باشد، جواب می‌دهد. این پیام، در فلسطین، سوریه و عراق مؤثر است. در عراق هم دارند کارهایی می‌کنند، حدس این است که کاری که با سوریه کردند را می‌خواهند در عراق انجام دهند. اینها همه ساختگی است. محرکش هم بیرونی است، بی‌شک عربستان و آمریکا پشت این ماجرا هستند. شک نداریم که مقاومت پاسخ می‌دهد.

هفته، هفته نیروی انتظامی است. نیرویی که مسئولیت‌شان از حفاظت از کوچه‌ها و خیابان‌ها و خانه‌های ما و حفاظت از نظم شروع می‌شود تا مرزهای ما، در همه‌جای کشور. در زمینه‌های مختلف و در همه‌جا نیروی انتظامی حضور دارد برای برقراری امنیت و حفاظت نظم. در راه برقراری امنیت، نیروی انتظامی 13 هزار شهید و 22 هزار جانباز تقدیم این کشور کرده است. اینکه شما در خانه‌هایتان احساس آرامش می‌کنید به سادگی به دست نیامده است. لازم است که از این نیروهای عزیز تشکر و قدردانی کنیم و توصیه کنیم که کار، کار مقدسی است، برای رضایت خدا و برای برقراری امنیت برای بندگان خدا، ثواب بسیار دارد. انشاء‌الله همه این عزیزان در نزد خدای متعال و در آن ذخیره الهی، پاداش‌های بسیار بسیار مفصل‌تر از آنچه که در اینجا می‌گیرند، دریافت کنند.

لاتَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْیُنٍ جَزاءً بِما کانُوا یَعْمَلُونَ(سجده/17):

هیچ‌کس نمى‌داند چه پاداش‌هاى مهمّى‌ که مایه روشنى چشم‌هاست براى آن‌ها نهفته‌ شده، به پاداش کارهایى که انجام مى‌دادند.

هیچ‌کس نمی‌داند حدواندازه آن پاداش‌های الهی چقدر است. انشاء‌الله در راه رضای خدا همه موفق و مؤید باشید و تاآنجایی که می‌توانید این نظم و امنیت را که مسئولیت اصلی شماست به نحو احسن برای این مردم خوب، انجام دهید و هم مورد رضای خالق و رضای مخلوق، بیش‌تر از آنچه که قرار دارید، قرار بگیرید.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.