مدیران و وخبرنگاران خبرگزاری های  استان در یک فضای صمیمی با حضرت آیت الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه دراستان گلستان وامام جمعه گرگان دیدار و گفتگو کردند.بر اساس این گزارش این نشست که بمناسبت گرامیداشت چهلمین سالگرد اقامه نماز جمعه در تهران و همزمان در گرگان و تجلیل از خبرنگاران فعال در ارسال اخبار نماز جمعه گرگان برگزار شد به دلیل تقارن با هفته خبرنگار با پرسش خبرنگاران و پاسخ آیت الله نورمفیدی همراه بود.در ادامه پرسش های مدیران وخبرنگاران خبرگزاری های مهر، ایرنا ، تسنیم ،فارس ،شبستان و ایسنا و پاسخ نماینده مقام معظم رهبری در استان را می خوانیم:

 

 محمد چراغعلی، مدیر خبرگزاری مهر دراستان گلستان: موضوعی که در شبکه‌های اجتماعی بیشتر مطرح شده است، انتقاداتی است که به شما وارد کردند و اخیراً هم امام جمعه موقت یکی از شهرستانهای استان، غیر مستقیم در این باره سخن گفتند.سال‌های قبل هم بوده اما معمولاً شما پاسخ نگفته‌اید. موضوعات مختلفی هم بوده که شما پاسخ نگفتید. درباره زیارت و زمین‌خواری و حذف انقلابیون و ... بوده. آیا این‌ها صحت دارد؟ اگر ندارد، اصل قضیه چیست؟ برای افکار عمومی شفاف‌سازی بشود.

 

انتقاد به تعبیر حضرت امام از الطاف الهیه است، اصلاً لازم است که در زندگی انسان متفکر، انتقاد وجود داشته باشد. به‌نظر من اگر انتقاد نبود، جوامع بشری شاید تکامل پیدا نمی‌کرد. یکی از عوامل تکامل علوم، همین نظرهای مختلف و نقدهایی بود که روی نظرهای علمی می‌شد، خود این باعث رشد علوم در همه زمینه‌ها شده است. انتقاد امر بسیار خوب و مبارکی است و لازمه زندگی انسان است. من هم همیشه نسبت به این قضیه، نه‌تنها، تشویق می‌کردم، بلکه گاهی طلب می‌کردم. همین الآن هم در بحث‌های تفسیری که در شب‌های دوشنبه دارم، گاهی اوقات از علما و مستمعین شیعه و سنی می خواهم ، شما که حرف‌های مرا می‌شنوید اگر نقد و نظری دارید بیان کنید. باید در جامعه نقد باشد، اگر نباشد به‌نظرم عیب است.

اما این مسئله با تخریب و توهین و جعل و دروغ فرق می‌کند، به اینها نقد نمی‌گویند، اینها خلاف شرع است و بعضی‌ از آنها هم، خلاف وجدان است. این تخریب‌ها هم قبل از انقلاب بوده و هم بعد از انقلاب. در همین مسجد میدان که من برنامه داشتم ، متاسفانه هم از ناحیه بعضی مردم و روحانیون و هم از ناحیه دولتی‌های رژیم پهلوی؛ می‌گفتند به این مسجد نروید، مسجد کمونیست‌هاست. چنین اتهاماتی را قبل از انقلاب نسبت به خودم می‌شنیدم. حتی یادم هست در آن ایام  یکی از چیزهایی که علیه رهبر معظم انقلاب تبلیغ می‌کردند این بود که ایشان افکار وهابیت را ترویج می‌نمایند. اینها قبل از انقلاب بود و بعد از انقلاب هم به‌شکلی دیگر بوده است. من هیچ‌وقت در مقابل این تخریب‌ها و تهمت‌ها، به‌هیچ‌وجه، نه ایستادم و نه دفاع کردم. یک‌عده ممکن است حمل بر این که کنند که آن حرف‌ها که می‌گویند پس درست است. اما نه. انسان وقتی کاری داشته باشد و در زندگی روش و سیره‌ای داشته باشد، فکر می‌کنم که نمی‌آید خود را با این چیزها مشغول کند. یک عالم دینی، بالأخره وظایفی دارد؛ هم وظایف دینی و هم اجتماعی. ما اگر بتوانیم به همان وظایف خود درست عمل کنیم کفایت می‌کند. ما اگر بخواهیم به هر حرفی که زده می‌شود، توجه کنیم و دفاع کنیم کلاً انسان را از اصل قضیه بازمی‌دارد. اینجا بد نیست قضیه‌ای را نقل کنم؛ یکی از نزدیکان حضرت امام (ره) نقل می‌کرد که حدود سال 42 یک روز صبح زود آمدم منزل امام دیدم بر در منزل امام  اعلامیه ای  چسبانده‌اند که تماما توهین به حضرت امام بود. با خودم گفتم این را بکنم تا امام نبیند امام  که ظاهرا زودتر از من از منزل خارج شده بود و آن را دیده بودند فرمود: چی شد این کاغذ ، چرا این را کندید؟ گفتیم ما دیدیم همه‌اش توهین به شماست، پاره کردیم. امام فرموده بود: خود این دلیل این است که ما زنده‌ایم و الا اگر مرده باشیم که این کارها را نمی‌کند به هر حال  در مقابل تخریب‌ها و تهمت‌ها و افتراها که پایانی هم ندارد، اگر دفاع کنی، پشت آن چیز دیگری می‌گویند، تمامی ندارد. خیلی از این چیزها شنیدم ولی به‌طورکلی همان‌طور که می‌دانید هیچ پاسخی ندادم، به‌هیچ‌وجه. فقط یادم هست یک‌بار در نماز جمعه این را گفتم؛ «مردم! اگر دیدید در خیابان به گوش من سیلی هم زدند، من راضی نیستم از من دفاع کنید». این را گفتم ، چرا؟ برای این‌که اولاً نظرم این بود که این دعواها و این حرف‌های این‌جوری ایمان مردم را ضعیف می‌کند. من حدأقل وظیفه‌ام تقویت ایمان جامعه است. اینها ایمان مردم را ضعیف می‌کند. وقتی مردم می‌بینند که دو مسئول، دو عالم، به‌هم می‌پرند و به‌هم بدوبی‌راه می‌گویند. ایمان مردم چه می‌شود؟ من فردای قیامت باید پاسخ دهم. هیچ‌وقت به خودم اجازه ندادم که وارد این عرصه‌ها بشوم. نکته دوم؛ بالأخره، روحانیت جایگاهی دارد. عالم دینی قدمش جای قدم پیامبر است؛ العلما، ورثه الانبیاء. آن‌وقت ما بیاییم روی مسائل بی‌خود و بی‌اساس دعوا کنیم. بیایم و هی جواب بدهم. گفتم که نه آن حرف‌ها تمامی دارد و نه جواب دادن‌های من پایان پیدا می‌کند. این است که برای حفظ جایگاه روحانیت به‌طوری‌کلی وارد این عرصه نمی‌شوم. حتی بعضی از دوستان نزدیک می‌گفتند شکایت کن، جواب بده. دیدم که هیچ‌کدام از اینها نه به صلاح این انقلاب است و نه به‌صلاح روحانیت و یک عالم دینی. مردم انتظار ندارند از یک عالم دینی، در عرصه دعواهای  بی‌ملاک کند.

مجید میهن‌دوست، خبرنگار خبرگزاری ایرنادر استان گلستان : ابتدا تبریک عرض می‌کنم چهلمین سالگرد اقامه نماز جمعه را خدمت حضرت‌عالی. حضرت‌عالی به عنوان منادی وحدت، نه‌تنها در ایران بلکه در کشورهای مسلمان منطقه هستید. سوال شاخص بنده این است که با توجه به نامه حضرت آقا، در خصوص گام دوم انقلاب، نظر حضرت‌عالی در خصوص جذب جوانان به نماز جمعه در چله دوم انقلاب چیست؟

عرض شود که مسئله  جوانگرایی امروز خیلی مطرح است. از قبل از انقلاب مسجدی که من در آن نماز می‌خواندم محور جوانان بود. یعنی تجمع جوانان بیشتر در همین مسجد میدان بود که من در آنجا امام جماعت بودم. حضرت امام راحل وقتی وارد عرصه انقلاب شدند، بیشتر طرفداران امام را جوانان تشکیل می‌دانند. اصلاً اعتقاد من این است که هم رسول الله در ابتدای رسالت، اکثر طرفدارانش جوانان بودند و امام زمان هم که می‌آیند همین‌طور است، اکثر اصحاب مهدی (عج) جوانان هستند. اگر مسائل دینی به‌روز و با توجه به شرایط زمان معرفی و عرضه شود، برای نسل جوان جاذبه دارد. همین الان هم همین‌طور است. سالها است که من در ایام تحصیلی هفته ای یک‌روز به دبیرستان‌ها می‌روم با اعتقاد هم می‌روم و فکر می‌کنم ثواب رفتن من به دبیرستان‌ها از مسجد هم بیش‌تر است. برای این‌که می‌روم آنجا و سخن‌رانی هم نمی‌کنم، بلکه می‌گویم هرچه می‌خواهند بگویند، علیه هر کسی، علیه خود من هم هر چه دلشان می‌خواهد بگویند. به معلمان و دبیرانشان هم گفتم، محدود نکنید بگذارید دلشان را خالی کنند. می‌نشینیم و مسائل مختلف پیش می‌آید؛ دختر خانم‌ها بیش‌تر درباره حجاب حرف دارند. من هم متناسب با شرایط خود این عزیزان از مسئله حجاب به‌عنوان امر ضروری دینی دفاع می‌کنم. این‌ها خود دلیل بر این مسئله است که مبنای من از همان اول این بوده است. در آن اوایل که آمده بودم گرگان و به‌عنوان امام جماعت مسجد میدان در گرگان ماندم، بیش‌ترین گرایش من به جوانان بود و بیش‌ترین گرایش جوانان هم به سوی من بود. این یک واقعیت است و همه هم می‌دانند. این‌که مقام معظم رهبری مسئله جوان‌گرایی را مطرح نمودند، معنایش پیرزدایی نیست. باید توجه کنیم تا خدایی‌نکرده سوء‌استفاده نکنند. جوان چه خصوصیاتی دارد؛ جوان با نشاط و فعال و نوگراست و آرمانی فکر می‌کند. اینها نکات مثبتی است. حالا ممکن است این خصوصیات را یک پیر هم  داشته باشد. یکی از ابعاد جوان‌گرایی یعنی خصوصیاتی که در نسل جوان وجود دارد مورد توجه قرارگیرد و این در هرکجا هم که باشد جوانی است. الان خود مقام معظم رهبری  حدود هشتاد سال سن دارند ولی بحمدلله مثل جوانی بیست‌وپنج ساله، با نشاط، محکم، قوی و در همه صحنه‌ها فعال و نواندیش حضور دارند. البته همین جا لازم می‌دانم که توصیه کنم و درخواست کنم که مسئولان استانی، این راه را برای نسل جوان باز کنند. بالأخره این کشور فردا باید به دست جوانان مومن و انقلابی اداره شود. در مجموعه های مرتبط با ما بسیاری از کارها به وسیله جوانان انجام می شود و آنها عهده دار مسئولیت هستند ما باید روی نسل جوان امروز خیلی کار کنیم تا آماده بشود این نسل برای مدیریت عالی این کشور. این توصیه را من به استاندار محترم و همه مسئولان دارم. دوران پیران تمام می‌شود. از آن طرف هم ممکن است کسی سنش بالا باشد اما واقعاً جوان و بانشاط باشد. من اگر بخواهم از خودم بگویم. من همین الان هم هر روز سعی می‌کنم روزی 45 دقیقه، 50 دقیقه و حتی نیم ساعت هم که شده پیاده روی کنم. و کارهایی هم که بر عهده‌ام قرار دارد، سعی‌ام این است که در حد توانم به بهترین شکل انجام بدهم.

 

وحید عرب احمدی، مدیرخبرگزاری تسنیم در استان گلستان: در مورد جوسازی‌ها و تخریب‌هایی که در فضای مجازی درباره شما می‌شود، سوالی دارم، عواید بنیاد نور چه میزان است و صرف چه اموری می‌شود و سوال دیگر، تأکید داشتید استاندار باید بومی باشد، نامه نوشتید و از وزارت کشور خواستید استاندار بومی باشد اما باز هم استاندار غیر بومی آوردند و مسئولان غیربومی همین‌طور دارند می‌آیند.

 

ببینید مجموعه‌هایی الان در این استان، در این شهر و قم تاسیس کرده ام علاوه بر بنیاد نور تحوزه علمیه امام خمینی، مکتب الزهرا، موسسه فرهنگی میرداماد، در قم تشکیلات موسسه دارالمعرفه است. اینها همه مجموعه‌هایی هستند که کار اصلی‌شان دینی و فرهنگی و کارهای عام المنفعه است. همین موسسه فرهنگی میرداماد، اگر نمی‌دانید من خدمت‌تان عرض کنم که شاید اساسی‌ترین و مهم‌ترین کتاب‌خانه در استان‌های شمالی است. الان 130 هزار جلد کتاب در آن جمع کرده‌ایم که سرمایه عظیمی برای این استان است. اینها را که انجام داده است؟  دانشنامه گلستان، کار موسسه فرهنگی میرداماد است که الان سه جلدش چاپ شده است. اینها کارهای ماندنی برای استان است. کتاب‌های زیادی چاپ کردیم هم در مسائل اعتقادی و هم مسائل مربوط به این استان ،اسنادی که در آنجا جمع شده است، برای استان سرمایه است. حوزه علمیه آقایان و خانم‌ها و مرکز تخصصی که هم در سطح سه (کارشناسی ارشد)و هم سطح چهار(دکترا) فعال است و  فضلای روحانی خیلی خوب، چه برادران چه خانم‌ها در این حوزه‌ها تربیت شدند. واقعاً خانم‌های باسواد، فاضله و عالمه تربیت شدند.   بنیاد نور هم یک قسمتی است که بیشتر کارهای عام المنفعه انجام میدهد .اموالی هم که وجود دارد همه مربوط به این موسسات است و درآمدی که دارند همه کلاً صرف همین مسائل می‌شود. صرف همین موسسات و حوزه‌ها و خدمات دیگر می‌شود که خیلی مفصل است. اینها هیچکدام نه  به نام من است نه فرزندان من. طبق اسنادی که رسماً موجود است اینها متعلق به من نیست . اصلاً از گذشته رسم بوده که شخصیت‌های برجسته و علما  مراکز وموسساتی را تأسیس می‌کردند و برایشان پشتوانه مالی درست می‌کردند. در همین شهر خودمان، این مدارس قدیمی که داریم همه موقوفات دارد. این هم نظیر همان موقوفات است، منتها به شکل موسسات . به نظر من مردم باید اینها را بدانند که من چه‌کار کردم در این استان. تا زمانی که این موسسات هستند ،درآمد ها بر طبق اساسنامه آنها صرف اهداف آنها می شود . اگر خدایی‌نکرده روزی همه اینها هم منحل شود، اینها همه برای این استان گلستان است. چه کسی این کار را کرده در استان؟ اگر خدایی نکرده روز یاین موسسات منحل شود و نتواند ادامه کار بدهد، تمام اموال آنها  باید در داخل استان خرج امور خیریه شود، کجای این کار عیب و ضعفی دارد؟ اگر واقعاً کسی بیاید و بگوید اینجای کارتان اشکال دارد ما درستش می کنیم لذا در نهایت این ها مال استان گلستان است. همچنین چندین مدرسه در شهرهای مختلف استان ساخته شده یا در حال احداث است.

اما در مورد استاندار داستانش مفصل است. من هم به دلایل مختلف دنبال استاندار بومی بودم، این آقایان همه شاهدند، تا لحظه آخر. آقای واعظی و آقای جهانگیری به من زنگ زدند. من تأکیدم روی استاندار بومی بود تا آخر که منتهی شد یه موردی که دیدم اختلاف بین خود عزیزان است و نظراتشان متفاوت است، آنجا دیگر من دخالت نکردم. در عین‌حال باز نظر دادم که نظرم بومی است، منتها دیدم که بیش‌تر از این دیگر تیغ من برندگی ندارد و الا من نظر خودم را دادم منتها رفت در هیأت دولت و نتیجه این شد.اتفاقا دو نفر هم رفتند در هیأت دولت، یک نفر بومی و آقای حق‌شناس که  هیئت دولت ایشان را پذیرفتند.

 

رجایی، مدیر خبرگزاری فارس دراستان گلستان: ممنون که وقت در اختیار ما گذاشتید. در این چند روز بحث ورود گروه رسیدگی به تخلفات به استان و بحث زمین‌خواری و ساخت‌وساز غیرمجاز در منطقه زیارت است و نامه‌ای که برای آقای رئیسی نوشتید و خواستید که به رسیدگی سرعت ببخشد. در فضای مجازی هم در ادامه خط تخریب حضرت‌عالی مطالبی مطرح شد. انتظار این بود که زودتر به این مسئله ورود پیدا می‌کردید. اگر حساسیت بر این مسئله سابقه داشته اشاره بکنید، ممنون می‌شوم.

 

اولاً من از این هیأت که آمدند در نماز جمعه هم تشکر کردم و مطالبی را مطرح نمودم . ببینید مسئله حفظ منابع طبیعی نه امروز و نه دیروز بلکه از اوائل انقلاب برای من مهم بوده است. چرا که از همان اول انقلاب اهمیت منابع طبیعی برای من مسئله روشنی بود. درباره زیارت هم اگر بروید و از خود مردم سوال کنید، نظرم این بود که زیارت روستایی است که می‌تواند جاذبه گردشگری بالایی پیدا کند. فلذا به استاندار آن وقت،از 20 سال قبل همیشه حرفم این بود که بیایید یک طرح جامع برای زیارت تصویب کنید و همه مکلف باشند به آن عمل کنند. حیف است این روستای زیارت که رهایش کنیم. به من قول و وعده دادند که این کار را می‌کنیم. برای این بود که به وضعی که امروز درآمده در نیاید ولی متأسفانه این طور شد. این نکته را هم بگویم که بعضی‌ها فکر می‌کنند من می‌توانم خیلی کارها بکنم و نمی‌کنم، درحالی‌که این‌طور نیست. حالا من اینجا اشاره کنم به حکمی که حضرت امام (ره) و مقام معظم رهبری برای من نوشتند اصلاً جایگاهی که در آن حکم برای من معین  شده اصلاً مسائل اجرایی نیست. هر دو حکم هم یکی است؛ رفع نیازمندیهای مذهبی مردم و مشکلات  دینی و سیاسی. این محدوده مسئولیت من است. بنابراین من در مسائل اجرایی و مسائل قضائی، به‌هیچ‌وجه، یک جایگاه رسمی و قانونی ندارم. اگر باشد که در همه جا برای همه نمایندگان ولی فقیه باید باشد. دایره اختیاراتی که امام و رهبری برای من تعیین کردند، همین چیزهاست که گفتم. لذا رابطه من با مسئولان رابطه ارشادی است. به یک معنا، امر به‌معروف و خدایی‌نکرده منکری باشد نهی از منکر است. پیشنهادی است و در آن حدی که جزء اختیارات من هم هست، در حد توانم انجام وظیفه کردم. نسبت به مسئولان هم رابطه ارشاد و نصح بوده؛ «النصح لائمه المسلمین» بوده است. در آن حد هم انشاء الله امیدوارم انجام وظیفه کرده باشم و مورد رضای خدا و مردم هم باشد انشاء‌الله. درباره نامه به آقای رئیسی هم؛ دو نکته مطرح شد یکی مبارزه با فساد بود.از اقدامات ایشان تشکر کردیم و تقاضا کردیم از ایشان که شما وعده دادید محکم و قرص باید وارد عرصه شوید وگلوگاههای فساد را سد کنید . درمورد منابع طبیعی هم عرضم این بود که اولاً این فقط تبیلیغات و سروصدا نباشد، پروپاگاندا نباشد. پیگیر بشوید در این مسئله. این که در مقطعی بیایید و حرکتی کنید و بعد رها شود، نباشد. منابع طبیعی مسئله بسیار مهمی است باید پیگیری شود و بعد هم در تصمیم‌گیری‌ها تمرکزی به‌وجود بیاید. این‌طور نباشد که یک سازمان بیاید کاری بکند و سازمان دیگر کار دیگری بکند این یک‌جور حرف بزند و آنطور دیگری. این کلیت قضیه  به هر حال من جدا از مقام معظم رهبری (مدظله العالی ) تشکر میکنم.

 

خاندوزی، خبرنگار خبرگزاری شبستان: از آنجا که ریاست شورای فرهنگ عمومی استان را بر عهده دارید، مهم‌ترین دغدغه‌های فرهنگی که در این شورا احصا شده و انتظارات خود از رسانه برای حل این مشکلات را بیان کنید.

 

دغدغه‌هایی که من به طور کلی  دارم، اولاً باید ببینید که چه جایگاهی دارم، من به عنوان یک عالم دینی و به قول خودم یک طلبه، دغدغه اصلی من این است که راه خدا و دین خدا را درست تبیین کنم و به مردم درست برسانم. فکر می‌کنم در این مدتی که در این شهر و استان بودم و در حد خودم انجام دادم این بود که از دین خدا درست دفاع کنم، عقلانی و منطقی دفاع کنم، از مذهب و راه اهل بیت و امام حسین (ع) همین‌طور. این دغدغه اساسی من به عنوان یک طلبه است. مثل یک پزشک. مسئولیت یک پزشک چیست؟ وقتی مسئول و متعهد است، کاری که مربوط به اوست را صادقانه و درست عمل کند. وظیفه اصلی من هم به عنوان یک عالم دینی همین بوده است. بنده یکی از دغدغه‌هایم در این استان وحدت است، همه مردم هم این را می‌دانند. وحدت فرق اسلامی و اقوامی که در این استان زندگی می‌کنند. من از همان روزهای اول این دغدغه را داشتم و سعی کنم که آن چیزهایی که ممکن است موجب اختلاف باشد، مایه وحدت و اتحاد جامعه قرار بدهم. این هم مسئله بسیار مهمی بوده است. دغدغه دیگر من، توسعه استان است. بنده همیشه این دغدغه را داشته‌ام. شما بروید و از استاندارانی که به این استان آمده‌اند بپرسید. هرکس آمده به این استان، گفتم خواسته اصلی من از شما این است که این استان باید پیشرفت کند. من معتقدم این استان عقب افتاده است و باید پیشرفت کند. همین چند روز قبل از طرف رئیس جمهور نزد من آمده بودند. گفتند شما چه می‌خواهید گفتم؛ خواسته‌های من برای مسائل استان زیاد است اما به چند خواسته اشاره کردم؛ به راه آهن اینچه برون و ترکمنستان که می‌توانست توسعه خوبی برای استان از جهات دیگر به‌وجود بیاورد. جزیره آشوراده را من تأکید کردم، گفتم خودتان آمدید و به مردم وعده دارید اما به نتیجه نرسیده است. زه‌کشی اراضی کشاورزی؛ بالأخره توسعه متوازن این استان از دغدغه‌های من است و تاحد توانم پیگیر این مسائل هستم. مشکلات مردم هم که زیاد است، مشکل اقتصادی مردم امروز مشکل اساسی است. انقلاب خیلی کارها کرده و خیلی پیشرفت‌ها برای کشور به‌وجود آورده ولی از این طرف مشکلات زندگی مردم مهم است. بیکاری نسل جوان مشکل است. اینها مشکلاتی است که دغدغه من هم هست. ولی چه مقدار در دست من است؟ آن مقداری که می‌توانم تلاش می‌کنم. کارهای فرهنگی هم عرض کردم که کار ما اصلاً کار فرهنگی است. و دغدغه های فرهنگی من هم زیاد است که در مواضع مختلف بیان کرده ام.

 

رحمانی‌پور، خبرنگار ایسنا در استان گلستان: در هفته خبرنگار قرار داریم. توصیه شما به خبرنگاران چیست؟

 

خبرنگاری به نظر من کار بسیار سختی است. کار بسیار ظریفی است. هم سخت و هم ظریف. علل سخت بودنش را ذکر می‌کنم. خبرنگار همیشه در مواقع حساس و جاهای سخت و پیشامدها و حوادث باید حضور داشته باشد. در زلزله و آتش‌سوزی و سیل، در مشکلات اجتماعی مردم ،این خودش کار سختی است که انسان سر بزنگاه و به‌موقع خود را برساند. نکته بعدی این است که حوادث که پیش می‌آید تلقی انسان‌ها، ممکن است متفاوت باشد، حادثه‌ای را ممکن است ده نفر ببینند و ده جور برداشت کنند. این که می‌گویم وظیفه خبرنگار سخت است همین‌جاست که خبرنگار تلقی‌ای که پیدا می‌کند باید عین واقعیت باشد و یا نزدیک‌تر به واقعیت باشد. این خودش کار سختی است. سختی‌اش نرم‌افزاری است. بعد هم نکته دیگر این است که یک حادثه یا مشکل اجتماعی و اقتصادی پیش می‌آید ممکن است، گروه‌هایی که مرتبط با این مشکل هستند، انتظاراتی داشته باشند که طبق نظر آنها مطالب را منعکس بکند، در حالی‌که وظیفه خبرنگار این نیست، او باید هرچه واقعی است انعکاس دهد. مشکل دیگر خود این انعکاس است. گاهی وقت‌ها ممکن است تلقی درست داشته باشد، اما در بیان ممکن است طوری بیان کند که شاید مخالف نظر خود این خبرنگار برداشت شود. هم مردم و هم مسئولانی که باید در جریان قرار بگیرند و تصمیم بگیرند باید از انعکاس یک خبرنگار یک برداشت مشترک بکنند. اینها کارهای مشکلی است لذا به همین جهت خبرنگاری از کارهای سخت دانسته شده است. به اعتقاد من باید هم دولت و هم مردم توجه بیش‌تری به خبرنگاران داشته باشند. قطعاً حقوق‌های شما ناچیز است با این‌که این کار سخت را دارید. باید هم از نظر معیشت به خبرنگاران توجه شود و هم از نظر منزلت اجتماعی. یک خبرنگار در بعضی از کشورها، از نظر منزلت اجتماعی به‌گونه‌ای هستند که در خیلی جاها می‌توانند حضور پیدا کنند. به نظر من چیزهایی که این روزها هست، تخریب‌ها و ... در این مسائل هم خبرنگاران باید در برخورد با این قضایا، حدأقل مطالب را صادقانه مطرح کنند. این شکلی که الان در فضای مجازی به‌وجود آمده و داد همه را بلند کرده برای انقلاب خطرناک است. یکی از بزرگان که مهمان من بود، به من گفت فکری کنید. این صحیح نیست که یک عده هر چه میخواهند می گویند.به‌هرحال، خبرنگاران کارشان سخت است و هم گرفتاری دارند و هم آن منزلت اجتماعی که باید داشته باشند ندارند. البته این منزلت به خود خبرنگاران هم برمی‌گردد. خود خبرنگاران هم باید در میدان عمل به‌شکلی ورود پیدا کنند که هم توجهات به آنها جلب شود و هم آن منزلتی که عرض کردم بیش‌تر برای آنان پیدا شود.