مقدمه: جهان تشنه الگویی مانند امام حسین (ع) است. اگر ما نتوانیم سیدالشهدا را به دنیا عرضه کنیم آن‌وقت چیزهای بدلی پیدا می‌شوند مانند این عرفان‌های کاذبی که امروز در جهان پیدا شده و هیچ ارتباطی به عرفان ندارد.

خطبه اول: آیت الله نورمفیدی در ادامه سلسله گفتار خود از نهج البلاغه بخش دیگری از خطبه 182 امیرالمومنین (ع) را قرائت کرد و درباره آن سخن گفت:

أَعَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِکاً إِذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ وَ إِذَا زَجَرَهَا تَوَثَّبَتْ بَیْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ؟ اَیُّهَا الْیَفَنُ الْکَبِیرُ الَّذِی قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِیرُ، کَیْفَ أَنْتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ النَّارِ بِعِظَامِ الْأَعْنَاقِ وَ نَشِبَتِ الْجَوَامِعُ حَتَّى أَکَلَتْ لُحُومَ السَّوَاعِدِ:

آیا مى دانید وقتى که مالک دوزخ بر آتش غضب کند، شعله ها بر روى هم مى غلتند و یکدیگر را مى کوبند و آنگاه که بر آتش بانگ زند میان درهاى جهنّم به هر طرف زبانه مى کشد.

اى پیر سالخورده که پیرى وجودت را گرفته است، چگونه خواهى بود آنگاه که طوق هاى آتش به گردن ها انداخته شود، و غل و زنجیرهاى آتشین به دست و گردن افتد چنانکه گوشت دستها را بخورد؟

جماه‌هایی که امیرالمومنین درباره جهنم بیان می‌کند که دقت کنید در این مطالبی که امیرالمومنین در آنچه که در قیامت پیش می‌آید خیلی می‌تواند موثر باشد. از بعضی از آیات استفاده می‌شود که در قیامت همه چیز زنده است. در این دنیا موجودات سه دسته‌اند؛ جماد و نبات و حیوان، در قیامت همه‌چیز زنده است.

وَإِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوَانُ(عنکبوت/64): و زندگانی اگر مردم بدانند به حقیقت‌دار آخرت است (که حیاتش جاوید و نعمتش بی‌رنج و زوال است.) آخرت همه‌اش حیات است، حتی جهنم و اتشش.

امیرالمومنین (ع) می‌فرماید می‌دانید که وضع جهنم چگونه است؟ أَعَلِمْتُمْ أَنَّ مَالِکاً إِذَا غَضِبَ عَلَى النَّارِ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ؛ مالک همان ملکی است که بزرگ مأموران جهنم است. پیامبر عظیم الشأن اسلام در سفر معراج، با بسیاری از ملائکه برخورد کردند، همه ملائک، پیامبر (ص) را سلام و احترام می‌کردند به غیر یک ملک، پیامبر از جبرائیل پرسید این کیست؟ جبرائیل می‌فرماید، این مالک است و با ما هم این وضع را دارد. امیرالمومنین می‌فرمایند؛ مالک وقتی غضب می‌کند، شعله‌های آتش در هم کوبیده می‌شوند؛ حَطَمَ بَعْضُهَا بَعْضاً لِغَضَبِهِ. وقتی هم به آتش جهنم نهیب می‌زند؛ تَوَثَّبَتْ بَیْنَ أَبْوَابِهَا جَزَعاً مِنْ زَجْرَتِهِ؛ شعله‌های آتش، میان درهاى جهنّم به هر طرف زبانه مى‌کشد.

امام علی (ع)، ابتدا خطاب به پیران می‌کند و بعد خطاب را عمومی می‌کند. اَیُّهَا الْیَفَنُ الْکَبِیرُ الَّذِی قَدْ لَهَزَهُ الْقَتِیرُ؛ ای پیر سالخورده‌ای که پیری در تو نفوذ کرده، بینایی و شنوایی‌ات کم شده و ضعف بر همه وجودت مستولی شده است. پیری بر تو غالب شده است.

درباره این که چرا اینها را مورد خطاب قرار می‌دهد، بعضی شارحان نهج البلاغه گفته‌اند، چون آفتاب لب بام‌اند و برخی دیگر گفته‌اند چون پیران مورد اجلال و احترام‌اند؛ پیامبر خدا (ص) هم می‌فرمایند: إِنَّ مِنْ إِجْلالِ اللَّهِ تَعَالَى: إِكْرَامَ ذِي الشَّيْبةِ المُسْلِمِ: همانا احترام خدای بلندمرتبه در گرامی داشتن پیران است.

پیران را مورد خطاب قرار داده که وقتی انها دلشان در برابر این نصایح تسلیم بشوند در دیگران هم می‌توانند تأثیر بگذارند.

امیرالمومنین در ادامه می‌فرماید: کَیْفَ أَنْتَ إِذَا الْتَحَمَتْ أَطْوَاقُ النَّارِ بِعِظَامِ الْأَعْنَاقِ ؛ چگونه خواهى بود آنگاه که طوق هاى آتش به گردن ها انداخته شود؟ وَ نَشِبَتِ الْجَوَامِعُ حَتَّى أَکَلَتْ لُحُومَ السَّوَاعِدِ؛ و غل و زنجیرهاى آتشین به دست و گردن افتد چنانکه گوشت دستها را بخورد؟ جوامع، جمع جامعه است جامعه یعنی، غُل جامعه، غلی بوده که دست و گردن را به‌هم وصل می‌کرده. حضرت می‌فرماید این غل جامعه که دست‌ها را به گردن‌ها نزدیک می‌کند، جوری در جهنم به ساعد و ساق دست فشار می‌آورد که گوشت‌ها را از بین می‌برد.

در این جملات امیرالمومنین جهنم را برای ما تصویر کرده است.

امیدواریم انشاء الله این شعله‌ها برای ما نباشد. برای کسانی که در مسیر بندگی خدا هستند و دستورات خدا را انجام می‌دهند و آنچه را که منع کرده حدالامکان انجام نمی‌دهند. این رابطه بندگی است و خدا نکرده نباید با بالا رفتن سن ضعیف‌تر شود بلکه باید روز به روز قوی تر شود. انشاء الله در هنگام مرگ همه ما با رابطه خوب عبودیت به دیدار آخرت برویم.

خطبه دوم: آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم گفت: در آستانه اربعین سید الشهدا (س) هستیم. اولین زایر سید الشهدا، پیر اصحاب رسول خدا، جابر بن عبدالله انصاری از مدینه حرکت می‌کند و در بیستم سفر خود را به کربلا می‌رساند برای زیارت اباعبدالله (ع)، این زیارت اربعین هم که با این عظمت برگزار می‌شود از همان ایام بوده و سابقه تاریخی دارد. و آن بیانی که امام عسکری (ع) دارد که زیارت اربعین را از نشانه‌های مومن می‌داند. زیارت سیدالشهدا در منابع دینی و روایات معصومین به ما رسیده بسیار مورد تأکید و سفارش بوده است. این زیارت باشکوه اربعین را هم اگر با نگاهی عمیق‌تر نگاه کنیم، تقریباً باید بگوییم که همان وظیفه‌ای را که حضرت زینب (س) و حضرت امام سجاد (ع) در مسیر کوفه و شام انجام دادند و بسیار هم بزرگ بود، هرچند دشمن با دست خودش این راه را باز کرد تا از این موقعیت استفاده کنند و حادثه کربلا را تثبیت کنند و نگذارند دشمن چراغ کربلا را خاموش کند. همین هم باعث شد که در زمان بنی امیه منع و وقفه ایجاد کنند. سفر کاروان کربلا، سفری تبلیغی بود و اگر ما هم بخواهیم از این جریان تبعیت کنیم که باید هم تبعیت کنیم چرا که کارهایی که ائمه ما کردند برای ما باید راهنما باشد. تبعیت ما امروز نیازمند تبلیغ جهانی است. همه مسلمانان این وظیفه را داریم که این حرکت را جهانی کنیم. از چهل کشور مسلمانان جمع می‌شوند و از نجف تا کربلا پیاده می‌روند این همان کاری است که زینب و سجاد (ع) انجام دادند. این حرکت دفاع از عاشورا و سیدالشهداست در سطح عالم. ما هم وظیفه داریم تبعیت و تبلیغ کنیم و عشق و ارادتمان را به آرمان‌های سیدالشهدا نشان دهیم. جهان تشنه این است. دنیا امروز به دنبال انسان‌های شایسته و الگو می‌گردد. اگر ما نتوانیم سیدالشهدا را به دنیا عرضه کنیم آن‌وقت چیزهای بدلی پیدا می‌شوند. این عرفان‌های کاذبی که امروز در جهان پیدا شده و هیچ ارتباطی به عرفان ندارد. مفهوم و لبّ عرفان عشق به ذات اقدس الهی است. دل انسان از وابستگی‌های دیگر نجات دهد و به خداوند متصل کند. عرفان‌های کاذب چنین نمی‌کنند و متاسفانه امروز تأثیرگذار شدند و دل‌ها را محو خود کرده‌اند. امام حسین (ع) امروز می‌تواند الگوی همه انسان‌ها شود، به شرط این که ما بتوانیم پرده‌هایی که بر شخصیت امام حسین (ع) افکنده شده را کنار بزنیم و به جهانیان معرفی کنیم. وظیفه همه ماست. شخصیتی که در سخت‌ترین شرایط زندگی قرار گرفت و در عین حال یک‌ذره از دلدادگی او به ذات اقدس الهی کم نشد و بیشتر هم شد. در عاشورا گفت هر چه مصیبت بیشتر می‌شد چهره امام و بعضی یارانش سرخ‌تر و نورانی‌تر می‌شد. ما می‌توانیم در جریان این راهپیمایی عظیم اربعین، شخصیت الگویی و نورانیت معنوی و اخلاقی و عملی را به جهان نشان بدهیم. شخصیتی که حتی دشمنش را هم می‌خواهد نجات بدهد، دشمنش را هم نصیحت می‌کند. منطق ما مسلمانان این است که از آدم گرفته تا خاتم همه مورد تقدیس‌اند. احترام به انبیاء باعث کمال خود ماست، وقتی دل انسان به چنین شخصیت‌هایی چسبیده باشد کجا و دل‌هایی که به یرمایه‌داران کذایی چسبیده باشد. قرآن به ما گفته به همه انبیاء احترام بگذاریم. امروز امام حسین را به عنوان الگو در همه زمینه‌ها به جهان معرفی کنیم. اربعین باید این فایده و اثر را داشته باشد.

جابر بن عبدالله انصاری همراه عطیه عوفی آمدند کربلا. عطیه می‌گوید، جابر در فرات غسل کرد و لباس تمیز پوشید و خود را معطر کرد. هم ظاهر و هم باطن زائر باید زیبا باشد. هر قدمی که بر می‌داشت ذکر می‌گفت. نزدیک قبر که رسید، گفت دست من را بگیر و روی قبر امام حسین بگذار. همین‌که دستش روی قبر رسید همان‌جا افتاد و بی‌هوش شد. کمی آب آوردم و به چهره‌اش پاشیدم به هوش آمد و سه مرتبه از عمق جانش حسین (ع) را صدا کرد و گفت:  حبیب الله یجیب حبیب؛ دوستی که جواب دوستش را نمی‌دهد و بعد خودش جواب خودش را داد؛ چگونه می‌خواهی جواب جابر را بدهی در حالی که سر از تنت جدا کردند و بدنت را تکه تکه بر روی خاک‌های کربلا رها کردند و سرت را در شهرها دور دادند، چگونه می‌خواهی جواب بدهی. یک مرتبه نگاهی به اطراف کرد و گفت: السلام علیکم السلام  علی الارواح التی حلت بفناء الحسین؛ سلام بر آن جان‌های پاکی که در جوار حسین (ع) آرمیده‌اند. شما عزیزانی بودید که امر به معروف و نهی از منکر کردید و خود را فدا کردید و بعد گفت: ما نبودیم اما ما هم با شما شریکیم. و ما شارکنا فی ما دخلتم فیه؛ ما هم در آنچه که وارد شدید وارد شدیم. عطیه می‌گوید؛ اینها اینهمه سختی دیدند ما که نبودیم و کاری نکردیم و قدمی برنداشتیم چطور با اینها شریکیم؟ جابر گفت:  از حبیبم رسول خدا شنیدم انسان هر قومی را که دوست داشته باشد با آنها محشور می‌شود انسان وقتی کار جمعیتی را دوست بدارد خداوند او را داخل می‌کند در کاری که آنها انجام دادند. و ما و نیت ما و اصحاب ما این بوده است در راهی که حسین قدم برداشته ما هم می‌بودیم و کمک می‌کردیم. بنابرین همه آنهایی که موفق به زیارت امام حسین در اربعین می‌شوند و همه ما و شما هم از راه دور انشاء الله در آنچه که شهدای کربلا و امام حسین (ع) توفیقش را پیدا کردند در آن کار بزرگ امام از عمق جانمان علاقه داشته باشیم و ما هم انشاء الله به لطف خداوند با شهدای کربلا  محشور باشیم.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.