به گزارش روابط عمومی دفتر نماینده ولی فقیه در استان گلستان و امام جمعه گرگان، آیت الله سید کاظم نورمفیدی در خطبه های نماز جمعه شهرستان گرگان اظهار کرد: حضرت علی (ع) در خطبه‎های نهج البلاغه به صفات جمال و جلال ذات اقدس الهی اشاره می کند و با ذکر صفات، خدا را به ما نشان می دهد. یکی از صفات خدای متعال این است که خدا لطیف است. هم در آیات قرآن و هم نهج البلاغه این مساله آمده است.

وی افزود: یکی از معانی لطیف این است که خدا با چشم مادی دیده نمی‎شود و در عین حال مخفی هم نیست. معنی دیگر لطیف این است که خداوند خالق موجودات لطیف است. موجوداتی که آنقدر لطیف هستند که به چشم هم نمی‎آیند. حضرت علی (ع) در این رابطه به عمق دریاها، جنگل‎ها و بیابان‎ها اشاره می کند و می‎گوید خداوند موجوداتی را در این مکان‌ها خلق کرده که با چشم دیده نمی‎شوند.

 

امام جمعه گرگان بیان کرد: خداوند این عالم ماده را از ذره‎ای به اسم اتم خلق که کرده خود اتم هم دنیایی دارد. اتم در درون خود مانند یک منظومه شمسی است و دنیای دیگری درون خود دارد. همین نیروی ذره است که وقتی اتم شکافته می‎شود بمب اتم را می سازد. خدای متعال ذراتی را خلق کرده که به چشم نمی آیند ولی به قدری دقیق، زیبا و ظرفیت هستند که وقتی انسان وارد دنیا می شود باید در برابر قدرت ذات اقدس الهی سر تعظیم فرود آورد.

وی تصریح کرد : ریزکاری‎های دنیا آنقدر زیاد است که هنوز بشر نتوانسته همه آن چرا که خدا آفریده کشف کند. دانشمند فرانسوی کتابی نوشت به نام انسان موجود ناشناخته زیرا علی رغم پیشرفت علم زوایایی از وجود انسان برای بشر ناشناخته است.

نماینده مردم گلستان در مجلس خبرگان رهبری اظهار کرد: معنای سومی که بعضی اشاره فرموده‎اند این است که لطیفی خدا یعنی لطف او به بندگان. خدا بندگانش را دوست دارد و هیچ کس را از در خانه‎اش نمی‎راند. حضرت امام (ره) در یکی از کتاب های خود اشاره می کند که فردای قیامت آنقدر رحمت الهی فراگیر است که حتی شیطان هم امید پیدا می کند که شاید نجات پیدا کند. وی اضافه کرد: خدا وقتی می خواهد موسی و هارون را به سمت فرعون بفرستد می فرمایند بروید به سمت فرعون که طغیان کرده و پا را از گلیم خود بیرون  گذاشته است. اما در عین حال به موسی و هارون توصیه می کند که با زبان نرم و ملایم با او حرف بزنید شاید زبان نرم و ملایم شما در فرعون هم اثر کند.

 

آیت الله نورمفیدی اضافه کرد: خدا بندگان خود، حتی بندگان عاصی و معصیت کار را دوست دارد. خدا به گونه ای نیست که وقتی بنده‎ای پایش را کج می‎گذارد بلافاصله طور دیگر رفتار کند بلکه راه توبه را برای او باز گذاشته است. حر بن یزید ریاحی گناه بزرگی انجام داد و راه سید الشهدا را بست. او مامور شد امام حسین را جایی پیاده کند که نه آب باشد و نه درختی و امام گرفتار تشنگی شود. اما راه بر او بسته نشد و به وسیله امام حسین (ره) راه را برای خود باز دید. او توبه کرد و به آنجایی رسید که شهدای کربلا رسیدند.

وی ادامه داد: خداوند با بندگان خود لطیف است ولی ما بندگان سر ناسازگاری و غفلت داریم. ممکن است عمری در غفلت باشیم اما ممکن است چیزی پیش آید که از غفلت در بیایم و راه بازگشت و رستگاری به روی ما باز شود. این ایام، متعلق به امام حسین و بزرگی این شخصیت است. آنقدر سیدالشهدا کرامت دارد که دل ها را از غفلت در بیارود و در مسیر بندگی ذات اقدس الهی قراربدهد.

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم  اظهار کرد: امام حسین (ع) در پیشگاه با عظمت ذات اقدس الهی جایگاه رفیعی دارد. خدای متعال هرچه دارد به پای امام حسین ریخته است زیرا سیدالشهدا هرچه داشت در راه خدا داد.

وی تصریح کرد: بعضی فکر می کردند که کربلا محلی برای تقابل دو قدرت بود. بعضی امام حسین (ع) را یک قدرت که می‎خواهد حکومت را به دست بگیرد می‎دانستند و بنی‎امیه و یزید را هم قدرتی که می خواهد حکوت را حفظ کند تصور می‎کردند. این نشان می‎دهد آنها سیدالشهدا و راه امام حسین (ع) را نشناخته اند و در نهایت هم توهین به سید الشهدا است. این که ما فکر کنیم امام حسین دنبال حکومت بود توهین به این شخصیت است.

 

نماینده ولی فقیه در استان گلستان افزود : صحنه کربلا چنین چیزی نبود. کسی که دنبال قدرت است با 72 نفر مقابل 30 هزار نفر نمی‎ایستد.کسی که دنبال قدرت است امکانات خود را می‎سنجد و توانمندی خود را بررسی می‎کند. مسئولیت سیدالشهدا حکومت و قدرت نبود کما این که پیامبر (ص) هم دنبال حکومت نبود. مسئولیتی که بر عهده سیدالشهدا است حفظ میراث رسول خدا و حقیقت اسلام است. او به دنبال حفظ حقیقت مکتبی بود که رسول خدا برای نجات بشریت آورد. او باید دفاع می کرد و پای دین، ارزش های اسلامی و میراث رسول خدا می ایستاد.

وی ادامه داد: در آن روزها فقط ظاهری از اسلام مانده بود اما درونش جاهلیت دوباره زنده شده بود. حتی محمد بن حنفیه هم توجه به این نکته نداشت. بعضی امام را نصیحت می کردند که نرو زیرا هر قدمی که بر می‎داری پایت روی شمشیر است. حادثه عاشورا تقابل و رودررویی اسلام حقیقی و راستین با پرچم داری امام حسین در مقابل اسلام شکلی که محتوا ندارد بود. 

آیت الله نورمفیدی بیان کرد: یزید هم نماز می خواند و هم روزه می گرفت. اما این که نماز، روزه و حج چگونه باشد مهم است. درون آن ها خالی شده بود و فقط ظاهر داشتند. کسی که دنبال قدرت است این گونه حرف نمی زند. از همان وقتی که فرماندار مدینه به امام حسین (ع) پیشنهاد بیعت داد امام صریحا گفت یزید بر مسند رسول خدا تکیه زده ولی عرق خور، شراب خوار و آدم‎کش است و علنی گناه می کند، حال چطور من با او بیعت کنم؟

وی تصریح کرد: امام حسین (ع) وقتی از مکه به سمت عراق آمد بعد از مقدماتی فرمود هر کسی جانش را کف دست گرفته و خود را برای دیدار خدا آماده کرده است همراه من بیاید. یعنی اینجا نه مقام است و نه حکومت و نه ثروت. پس دعوا سر حکومت نبود. متاسفانه بعضی از بزرگان علمای اسلامی این اشتباه کردند و حقیقت را ندیدند. چون حقیقت را ندیدن ره افسانه زدند. بعضی حتی به امام حسین اعتراض کردند. امام حسین یک ذره تردید در چهره و بیاناتش وجود ندارد و هر کجا حرف زده با قاطعیت بوده است.

 

نماینده ولی فقیه در استان گلستان گفت: امام حسین (ره) دنبال نیرو جمع کردن نبود و فرمود به خدا قسم اگر در این دنیا هیچ کس به من پناه ندهد و من تنها بمانم با یزید بیعت نمی‎کنم. روز عاشورا هم امام حسین (ع) خطبه خواند تا شاید مردمی که مقابل او جمع شده اند از جهالت در بیایند. در زیارت اربعین داریم که امام خونش را در راه خدا داد تا مردم را از نادانی و گمراهی و سردرگمی بیرون بیاورد. امام حسین (ع) چند مرتبه خطبه خواند و با مردم حرف زد. او در یکی از خطبه‎ها گفت که این فرومایه پسر فرومایه (اشاره به ابن زیاد) من را سر دو راهی کشته شدن و شهادت یا زندگی با ذلت قرار داده است اما ذلت از ما خیلی فاصله دارد.

وی اضافه کرد: امام حسین فرمود که من در دامن‎های پاکی تربیت شده ام که به من اجازه نمی‎دهند که زیر بار ذلت بروم . حسین بسیار بزرگ است و من وظیفه خودم می دانم بگویم. آنهایی که از شنیدن این حرف ها خوششان نمی‎آید بروند خودشان را اصلاح کنند.

 

 

امام جمعه گرگان تصریح کرد: حسین چراغ هدایت و کشتی نجات است. این چراغ را باید همیشه روشن بداریم و از این چراغ همیشه استفاده کنیم. مخصوصا آن بخش از زندگی اباعبدالله که بندگی خداست. هیچ چیز نتوانست حسین را بلرزاند غیر از خوف خدا. ما که عاشق امام حسین هستیم باید از خدا بترسیم. وی اضافه کرد: زندگی امام حسین باید درس ما باشد و وقتی از این دنیا می‎رویم با روح بندگی خدا از این دنیا بریم. باید مراقب باشیم تا مبتلا به چیزی نشویم که حال بندگی از بین می‎رود. از خدا بخواهیم که اولین چیزی که از ما می‎گیرد جان ما باشد قبل از این که مبتلا به مشکل و بیماری دیگری شویم.

 

نماینده ولی فقیه در استان گلستان تصریح کرد: امام حسین در تاسوعا محاصره شد. عصر تاسوعا صدای عمربن‎سعد به خاطر دستوری که دادند بلند شد. او به لشکریان خود فریاد زد شما را بشارت به بهشت می دهم که تا جنگ با حسین بروید. مانند همین کاری که داعش این روزها می‎کند. امام حسین (ع) اصلا نگران نبود و کنار خیمه خوابیده بود. صدا بلند شد و زینب کبرا (س) آمد که امام حسین را بلند کند. امام گفت داشتم پیامبر را خواب می‎دیدم و می‎گفتند که یا حسین به زودی مهمان ما خواهی شد. وی افزود : قمر‎بنی‎هاشم خبر داد که سپاه یزید حرکت کرده اند. عباس با چند نفر رفتند. آنها گفتند که یا باید تسلیم شوید و از عبیدالله بن زیاد اطاعت کنید یا درگیر جنگ شوید. حضرت فرمود امشب را فرصت بگیرید. آیا حسین می‎ترسید؟ خیر، شب عاشورا بهترین شب امام حسین بود. او گفت می‎خواهم نماز بخوانم و طلب استغفار کنم. امام حسین به ابوالفضل گفت جانم فدایت به آنها بگو و آنها بنا شد شب عاشورا را فرصت دهند.

 

آیت الله نورمفیدی خاطر نشان کرد: امام حسین به افراد خود فرمود بروید ولی کسی نرفت. امام فرمود فردا همه کشته می‎شوید. بعضی نوشته‎اند که قاسم نوجوان پرسید که آیا من در کشته‎ها هستم؟ حضرت پرسید که مرگ در نزد تو چگونه است و او پاسخ داد مرگ در نزد من از عسل شیرین تر است. امام حسین در روضه فرمود حتی طفل شیرخوار من را هم می‎کشد.