مقدمه: مهم‌تر از قوت نظامی، قدرت مردمی است و بُرد قدرت مردمی خیلی بیش‌تر از بُرد قدرت نظامی است.

 

خطبه اول: آیت‌الله نورمفیدی، در ابتدای خطبه اول نماز جمعه این هفته، بخش دیگری از خطبه 186 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (ع) را قرائت و به شرح و تفسیر آن پرداخت:

 ضَادَّ النُّورَ بِالظُّلْمَةِ وَ الْوُضُوحَ بِالْبُهْمَةِ وَ الْجُمُودَ بِالْبَلَلِ وَ الْحَرُورَ بِالصَّردِ، مُؤَلِّفٌ بَيْنَ مُتَعَادِيَاتِهَا مُقَارِنٌ بَيْنَ مُتَبَايِنَاتِهَا مُقَرِّبٌ بَيْنَ مُتَبَاعِدَاتِهَا مُفَرِّقٌ بَيْنَ مُتَدَانِيَاتِهَا:

خدايى كه روشنى را با تاريكى، آشكار را با نهان، خشكى را با ترى، گرمى را با سردى، ضدّ هم قرار داد، و عناصر متضاد را با هم تركيب و هماهنگ كرد، و بين موجودات ضدّ هم، وحدت ايجاد كرد. آنها را كه با هم دور بودند نزديك كرد، و بين آنها كه با هم نزديك بودند فاصله انداخت.

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید؛ خداوند اضداد را آفریده؛ آب و آتش را آفریده، تاریکی و روشنی را آفریده؛ از اینکه خداوند اینها را آفریده است، معلوم می‌شود که خود خدا ضدّ ندارد. هفته‌های قبل توضیح دادم که این یعنی چه؟ چرا خداوند در مقابل آب، آتش را آفریده است؟ چون آب، ظرفیت کامل ندارد و ناقص است و آب فایده آب را دارد و نمی‌تواند در عین آنکه فایده آب را می‌دهد، کار آتش را هم انجام دهد. ناقص است و حد و اندازه‌اش کم است و باید آتش هم خلق شود. اما خداوند که وجود ناقصی نیست که نقص ایجاب کند که ضدّی داشته باشد. خدا وجود کامل کامل است و نقصی در وجودش نیست. جمله بعدی هم این بود که خدا چیزهایی را خلق کرده است که بدون قرین نمی‌شوند و قرین و همتا دارند؛ کنارشان باید چیز دیگری هم باشد. از اینکه اینها را آفریده معلوم می‌شود که خودش قرین ندارد. ریشه قرین داشتن هم نیاز است ما بدون زمان و مکان نمی‌توانیم وجود داشته باشیم. هر کجا باشیم بالأخره مکانی را اشغال می‌کنیم و در زمان هستیم. وجود ما نیاز دارد که قرینی هم کنار ما باشد، مثل زمان و مکان. خدا که وجودش، نیازی به چیزی ندارد که به قرین احتیاج داشته باشد. اینها را در هفته‌های قبل هم توضیح دادم. امیرالمؤمنین (ع) به بعضی از چیزهایی که با هم ضدّند اشاره می‌کند. می‌فرمایند؛ ضدّ نور و روشنایی، تاریکی است، تاریک ضد روشن و روشن، ضدّ تاریک است. خشکی در مقابل رطوبت است؛ تر و خشک. چیزی که خشک است نمی‌تواند در عین حال خشک باشد. اینها ضدّ هم‌اند و در عین واحد نمی‌توانند جمع شوند. گرما و سرما هم همین‌طور است. اینها چیزهایی هستند که دارای ضدّند. در ادامه امیرالمؤمنین (ع) به نکته‌ای اشاره می‌کند که در عالم خلقت، خدای متعال بین آنها که ناسازگارند، سازگاری ایجاد کرده و آنها که از هم دورند، به هم نزدیک کرده است و آنهایی هم که نزدیک‌اند از هم دورشان می‌کند. نظام این عالم بر این مبنا قرار دارد که نزدیک‌ها را از هم دور می‌کند و دورها را به هم نزدیک می‌کند و ناسازگارها را با هم سازگار می‌کند و ... . امیرالمؤمنین (ع) چه می‌خواهد بگوید؟ این جملاتی است که آن روزها شاید هیچ‌کس متوجه نمی‌شد که امیرالمؤمنین (ع) چه مطلبی را در این جملات خطبه‌اش بیان می‌کند اما امروز با توجه به پیشرفتی که علم کرده است، بر ما عیان می‌شود. مثالی بزنم؛ این بدنی که ما در آن قرار داریم، از عناصری تشکیل شده است و می‌گویند بخش عمده‌ای از آن آب است. حتی 65 درصد از حجم بدن انسان را آب تشکیل می‌دهد. علم اینها را می‌گوید. خداوند فلزاتی را در وجود ما به کار برده است. در بدن ما آهن و مس و روی و بعضی از فلزات دیگر وجود دارد. تا 20 نوع فلز در بدن ما وجود دارد. عناصر دیگری هم در بدن ما وجود دارد. بدن ما از عناصر متعددی تشکیل شده است که اینها با هم هیچ رابطه‌ای نداشتند و خداوند بین آنها رابطه ایجاد کرده و در کنار هم در بدن ما قرار داده است. در بدن انسانی که وزنش صد کیلوگرم است، سه، چهار گرم آن وجود دارد. نقش آهن در وجود انسان چیست؟ اینها بحث‌هایی است که علم و دانش امروز بشری تقریباً تجزیه و تحلیل و روشن کرده است. در بدن ما مس هم وجود دارد. همین الان بعضی‌ها مقیدند در ظرف‌های مسی غذا بخورند. مس در وجود ما قرار دارد. میزان مس در بدن ما کمتر از آن است. اینها همه تأثیرگذار است اگر آهن بدن ما کم شود، عوارضی پیدا می‌شود. خدا چه کرده است در این وجود؟ آب را در کنار فلز و فلز را در کنار آب، گرما را در مقابل سرما و سرما را در مقابل گرما، خشکی را در مقابل تری و و تری را در کنار خشکی، استخوان ماده خشکی است، جامد است اما گوشت را در کنار آن قرار داده است. چه تدبیری خدای متعال در این اسکلت ما انسان‌ها به‌کار برده است. اینکه امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید؛ آن چیزهایی که با هم ناسازگارند بین آنها سازگاری ایجاد کرده است. آب و فلز با هم سازگاری ندارند اما خدا اینها را در کنار هم ترکیب کرده است. 65 درصد وجود ما آب است و 3،4 گرم آهن دارد. چیزهایی که از هم دورند و هیچ ربطی به هم ندارند اینها را به هم نزدیک کرده و در کنار هم چیده و نزدیک کرده است. دورها را به هم نزدیک کرده و نزدیک‌ها را از هم دور. وقتی روح از بدن خارج شد همه اینها از هم جدا می‌شوند، همه اینهایی که به هم نزدیک بوده است؛ گوشت و پوست و خون و استخوان و ... . همه اینهایی که به هم چفت بودند. اما وقتی روح از بدن جدا می‌شود اینها از هم جدا می‌شوند. برای چه امیرالمؤمنین (ع) اینها را برای ما مطرح می‌کنند؟! برای اینکه ما عظمت صُنع خدا را دریابیم. چیزی که هیچ ارتباطی با هم ندارد اما در این بدن و اسکلت طوری است که اگر آهن و فلز نباشد اصلاً بدن مثل شیر بریده شده می‌شود. این چند گرم آهن اگر در وجود ما نباشد بدن انسان می‌پاشد و از هم می‌پاشد مثل شیر بریده می‌شود. این قدرت خداست که اسکلت انسان را این چنین قرار داده که زندگی ما قوام پیدا کند.

خدایا تو را به محمد و آل محمد قسم می‌دهیم معرفت و ایمان و محبت ما را نسبت به خودت روز به روز بیش‌تر بگردان.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام یوم الدین:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند، و لعنت خداوند بر جمیع دشمنان آنان باد، از اکنون تا روزی که قیامت برپا می‌شود.

امروز روز امتحان بزرگ ملت ایران و روز نشان دادن عظمت و استقلال و عزت جمهوری اسلامی ایران و این کشور عزیز به همه جهانیان و مخصوصاً به دشمنان بود. شرکت در انتخابات، علاوه بر این‌که یک مسئولیت اجتماعی است، طبق گفته رسول خدا (ص)،

کلکمْ راعٍ، وَ کلکمْ مَسْؤُولٌ عَنْ رَعِیتِهِ:

هر کدام از شما مسئول هستید و درباره افرادی که به سخن شما گوش می‌دهند بازخواست خواهید شد.

مخصوصاً در مقابل مسائل مهم اجتماعی مسئولیت داریم. طبق دستور رسول خدا (ص)، نباید بی‌تفاوت باشیم. مسئولیت اقتضا می‌کند که در این کار بسیار مهم همه ورود پیدا کنیم و شرکت کنیم. انشاء‌الله امیدواریم که همه به نحو احسن حضور پیدا کنیم و رأی خود را بدهیم. این یک طرف قضیه است و طرف دیگر مهم‌تر از آن این است که این کشور نیاز به قدرت‌نمایی دارد، باید قدرت خود را نشان دهد. اگر ما قدرت داشته باشیم دشمن بالأخره ناچار است سر جایش بنشیند. با ما هم به عنوان یک طرف خودش نگاه کند. الان فرض کنید که آمریکا به چین چگونه نگاه می‌کند، به روسیه چگونه نگاه می‌کند؟ آنها را به عنوان یک طرف و همتا و همآورد نگاه می‌کند اما به خیلی از کشورها به عنوان نوچه‌ها و نوکران خودش نگاه می‌کند. عربستان سعودی که لا و نعم ندارد. آن‌قدر حقیر و کوچک و پست است که نمی‌تواند در مقابل اربابی که برای خودش انتخاب کرده نه بگوید. اما چین و روسیه و ... کشورهایی نیستند که او را به عنوان ارباب نگاه کنند. بده بستان دارند و مسئله دیگری است اما به عنوان ارباب به آمریکا نگاه نمی‌کنند.

مسئله این است که ما اگر کشور قدرتمندی شویم ما هم باید به اینجا برسیم و الان نه اینکه نرسیده باشیم همین الان هم رسیده‌ایم. آمریکا نگاهش به ایران فرق می‌کند با نگاهی که به عربستان سعودی و این کشورهای دور و بر مثل قطر و بحرین و امارات و کویت و ... دارد. اینها اصلاً از نظر آمریکا به حساب نمی‌آید ما باید قدرت و قوت خود را به میدان بیاوریم. موشک‌های ما قوت ماست. کاری که ما در پایگاه نظامی آمریکایی‌ها در عراق کردیم خیلی مهم بود و نشانه قدرت ماست. اما به تعبیر مقام معظم رهبری و به اعتقاد همه ما باید باشد، مهم‌تر از قوت نظامی، قدرت مردمی است. بُرد قدرت مردمی خیلی بیش‌تر از بُرد قدرت نظامی است. بنابرین همه ما ایرانی هستیم ولو آنهایی که مشکل دارند، بالأخره به ایران باید علاقه‌مند باشند و غیرت ایرانی باید داشته باشند. آنهایی که با انقلاب هم مشکل دارند. ایرانی هستیم و به کشورمان علاقه‌مندیم. باید برویم و این قدرت را با همه وجود به دشمنانمان نشان بدهیم. این قدرت، مهم‌تر از قدرت موشکی ماست. نباید کوتاه بیاییم و یکی از مصادیق مهم جهاد همین جاست. اینکه در قرآن همیشه تأکید شده بر ایمان به خدا و جهاد در راه خدا همین جاست. آخر چه جهادی از این مهم‌تر. حضور در انتخابات خودش جهاد است. وقتی اول وقت رفتم و در انتخابات شرکت کردم همان‌جا گفتم که وقتی داشتم برگه رأی را در صندوق می‌انداختم، به نظرم آمد که این تیری است که دارم می‌زنم به قلب آقای ترامپ. بله واقعیت این است و این خودش جهاد است. منتها جهادی بی‌دردسر. جهادی پرمحتوا که دردسری هم ندارد. همه باید اهل جهاد باشیم و در راه خدا قدمی برداریم، حرفی بزنیم و کاری کنیم آنچه از دستمان بر می‌آید. انشاء‌الله امیدواریم همه برادران و خواهران عزیز هر چه زودتر همه بروند و در این انتخابات مشارکت کنند و رأی‌هایشان را در صندوق بیندازید.

در آستانه ماه رجب هستیم و روز سه‌شنبه، اول ماه رجب است. ماه رجب، از ماه‌های بسیار بابرکت الهی است، در روایتی از پیامبر بزرگوار اسلام نقل شده است که فرموده‌اند؛ ماه رجب ماه خداست، ماه شعبان ماه من است و ماه رمضان ماه امت من است. حال اینها منافات ندارد که ماه خدا هم باشد که هست. اما این روایت تأکید دارد که رجب ماه خداست. در این ماه، استغفار، خیلی وارد شده است و کلمه استغفار در بعضی از روایات آمده است؛

أستغفرالله و أسئله التوبة:

طلب آمرزش می کنم خدایی را که پروردگارم است و در خواست می کنم از او توبه و بازگشت را. 

این ذکر را در ماه رجب، زیاد بگویید. یعنی؛ از خدا پوزش می‌خواهیم برای زشتی‌هایی که انجام دادیم. گناهانی که خدایی‌نکرده مرتکب شدیم، طلب مغفرت می‌کنیم. توبه، یعنی بازگشت. بازگشت به سوی خدا. انسان گناه که می‌کند از خدا دور می‌شود، دور که شدی باید طلب مغفرت کنیم و بعد از طلب مغفرت از خدا بخواهیم که ما را به سوی خودش برگرداند. به سوی بندگی خودش برگرداند. روزه ماه مبارک رجب هم خیلی ثواب دارد. آنها هم که نمی‌توانند روزه بگیرند همین تسبیحاتی که در کتاب‌های دعا هست، روزی صد مرتبه بگویند:

سُبْحانَ الْإِلهِ الْجَلِيلِ ! سُبْحانَ مَنْ لَايَنْبَغِى التَّسْبِيحُ إِلّا لَهُ ! سُبْحانَ الْأَعَزِّ الْأَكْرَمِ ! سُبْحانَ مَنْ لَبِسَ الْعِزَّ وَهُوَ لَهُ أَهْل:

منزّه است خدای بزرگ، منزّه است آن‌که تسبیح جز برای او سزاوار نیست، منزّه است خدای عزیزتر و گرامی‌تر، منزّه است آن‌که جامه عزّت در پوشید که تنها او برای آن جامه شایسته است.

خدا را تنزیه می‌کنیم، تسبیح می‌گوییم، خدای جلیل و بزرگ منزه است از هر عیبی. هیچ چیز را نمی‌شود غیر از خدا تسبیح کرد. هیچ چیز را نمی‌شود منزه از عیب بدانیم، هیچ چیز بی‌نقص نمی‌شود و وجود بی‌نقص، فقط خداست. پاک و منزه است خدایی که لباس عزت فقط بر تن اوست. خدا فقط اهلش است. همه عزت‌ها پیش خداست. هر موجودی ممکن است مغلوب چیز دیگری قرار بگیرد، تنها خداست که مغلوب چیزی نمی‌شود. عزت یعنی وجودی که همواره غالب است و هیچ‌گاه مغلوب نمی‌شود. وجودهای دیگر گاهی غالب می‌شوند و گاهی مغلوب.

اول رجب، روز ولادت امام باقر (ع)، امام پنجم ماست در سال 57. امام باقر (ع) در حادثه کربلا 4 ساله بود و در این واقعه هم حضور داشت. مسئولیت بسیار سنگینی به دوش امام باقر (ع) بود و آن هم تجدید بنای اسلام بود. بنیان‌گذار نهضت اسلامی، رسول خدا (ص) بودند، مجدد اسلام، امام باقر (ع) بودند. یعنی خلفای بنی‌امیه و بنی مروان وقتی سر کار آمدند بیش‌تر دنبال این بودند که اسلامی درست کنند با جایگاه خودشان لطمه نزند. بله اسلام را می‌خواستند. همان که امام (ره) فرمودند اسلام آمریکایی. الان هم آل سعود از اسلام بهره‌برداری می‌کند و خود را خادم الحرمین معرفی می‌کند. وقتی هم می‌خواهد علیه ایران کاری کند تحت عنوان خادم الحرمین انجام می‌دهد. آنها هم ظاهر اسلام را رعایت می‌کردند اما روح اسلام دیگر از بین رفته بود. امام زین‌العابدین (ع) فرمود روزی بر ما گذشت که در تمام حجاز 20 نفر ما را دوست بدارند پیدا نمی‌شد. چنین روزگاری را امام چهارم پشت سر گذاشت ولی همین امام همام، زمینه‌سازی کرد و گسترشی برای شیعه به وجود آمد که امام باقر (ع) از آن زمینه‌ها، برای تجدید حیات اسلام ناب محمدی بهره‌برداری کرد. و خلاصه عرض کنم، آن روزها دو جور اسلام بود؛ اسلام اموی که نماز می‌خواندند، مکه می‌رفتند منتها اسلام بنی‌امیه‌ای بود که با خیلی چیزها هم می‌ساخت. نماز جمعه و جماعت داشتند و ... . اما ظاهر اسلام بود و باطنش چیز دیگر بود. این امام باقر (ع) بود که آمد و مجدد اسلام شد. بنای اسلام را از نو شروع کرد به ساختن که در زمان امام صادق (ع) تکمیل شد و در زمان موسی‌بن جعفر (ع) مدتی ادامه پیدا کرد و تا رسید به امامان آخرین. روز سوم ماه رجب هم شهادت امام هادی (ع) است. شهادت امام هادی در سال 254 اتفاق افتاد. متأسفانه شناخت ما نسبت به امام هادی (ع) بسیار کم است اما متوکل به آن رذالت، جمله‌ای دارد؛

لقد اعیانی امر ابن الرضا:

مساله‌ی ابن الرضا (امام هادی) مرا درمانده کرده است.

این مرد مرا بیچاره کرده است. این متوکلی که اینقدر قلدر و همه‌چیزنشناس بود چنین حرفی می‌زند. متوکلی که قبر امام حسین (ع) را خراب کرده و جنایات فراوان کرده، می‌گوید امام هادی (ع) مرا بیچاره کرده است. امام حال چگونه عمل می‌کرده است هیچ نمی‌دانیم. متأسفانه آن روزها قلم به دست دوستان نبود و در دست دور و بری‌های خلفا بود. الان در دنیا قلم در دست کیست؟ اگر نمی‌دانید بدانید. بیش‌تر قلم‌ها در دنیای امروز در دست صهیونیست‌هاست. آنها هستند که بُرد تبلیغاتی دارند و حرفشان در همه دنیا می‌رود و می‌رسد. البته خیلی‌ها هم هستند که آدم‌های حق‌طلب و حق‌گویند. اما بُرد از آن صهیونیست‌هاست. در زمان ائمه، فضا باز نبود، قلم در دست دشمنان بود. تقیه را هم ائمه رعایت می‌کردند مخصوصاً ائمه دوران آخر. خود تقیّه هم مسئله مهمی است. معنای آن این نیست که آدم رها کند. متأسفانه در ذهنیت خیلی از ما شاید این باشد اما تقیّه‌ای که ائمه به آن عمل می‌کردند این نبود. تقیّه این است که آدم وسط میدان باشد، کارش را هم انجام دهد، به راهش هم ادامه بدهد و در عین‌حال مراقب هم باشد، دشمن نفهمد. به تعبیری، سر دشمن را ماست‌مالی کند و کار خود را هم انجام دهد. معنای تقیّه درست این است، نه اینکه مسئولیت را رها کند.

ما اول ماه رجب، ولادت امام باقر (ع) را به محضر مقدس آقا امام زمان (عج) و همه علاقه‌مندان به خاندان پیامبر (ص) تبریک و تهنیت عرض می‌کنیم و شهادت امام هادی (ع)، یعنی جدّ امام زمان (عج) را به محضر آقا، تسلیت عرض می‌کنیم. هم آن عید را تبریک می‌گوییم و هم این شهادت را تسلیت می‌گوییم. انشاء‌الله امیدوارم با همین توجهی که پیدا می‌کنیم مورد محبت حضرت ولی‌عصر قرار بگیریم. ما را دعا بفرمایند و ما را مشمول دعاهای زاکیه خود قرار دهند.

 

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم.

خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و نیز به خواندن قرآن که آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و آن سخن خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

مقدمه: دشمنان ما فکر می‌کنند مردم ما آن‌قدر ساده‌اند که بعد از تحمل این‌همه مشکلات و این همه دستارودها، بیایند و انقلاب خود را رها کنند. آنها گرفتار توهم‌اند و پیام چهل‌ویک سال حضور و فریاد ملت ما را نمی‌شنوند.

خطبه اول: آیت‌الله نورمفیدی، در ابتدای خطبه اول نماز جمعه این هفته، بخش دیگری از خطبه 186 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین (ع) را قرائت و به شرح و تفسیر آن پرداخت:

 وَ بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأُمُورِ عُرِفَ أَنْ لَا ضِدَّ لَهُ وَ بِمُقَارَنَتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا قَرِينَ لَهُ، ضَادَّ النُّورَ بِالظُّلْمَةِ وَ الْوُضُوحَ بِالْبُهْمَةِ وَ الْجُمُودَ بِالْبَلَلِ وَ الْحَرُورَ بِالصَّردِ:

و با آفرينش اشياء متضاد، ثابت مى شود كه داراى ضدّى نيست، و با هماهنگ كردن اشياء دانسته مى‌شود كه همانندى ندارد. خدايى كه روشنى را با تاريكى، آشكار را با نهان، خشكى را با ترى، گرمى را با سردى، ضدّ هم قرار داد، و عناصر متضاد را با هم تركيب و هماهنگ كرد، و بين موجودات ضدّ هم، وحدت ايجاد كرد.

من گاهی از خدا استمداد می‌طلبم که بتوانم این جملات امیرالمؤمنین (ع) را در این فرصت کمی که داریم برای شما عزیزان توضیح دهم. جملات کوتاه اما پر معنایی است. همه آن معنایی که در این جملات است نمی‌توانم در اینجا و این فرصت کم عرض کنم.

خدای متعال، در این عالم در عالم ماده، اضدادی را خلق کرده است. چیزهایی که ضد هم‌اند. مثل آب و آتش که مثال روشنی است. نور و ظلمت، روشنایی و تاریکی، گرمی و سردی و ... اینها اضدادند و با هم کنار نمی‌آیند. خداوند اینها را خلق کرده در این عالم برای اینکه ما به اینها نیاز داریم. هفته قبل به اینها اشاره کردم. هم به نور و روشنایی نیاز داریم و هم به تاریکی. هم به گرمی و هم به سردی؛ هم به زمستان و هم به تابستان. به همه اینها ما نیاز داریم. خدای متعال این اضداد را برای نیاز ما انسان‌ها آفریده است. نمی‌شد همه‌اش روز یا همه‌اش شب باشد پس هم روز نیاز است و هم شب. خدا این اضداد را آ،ریده تا ما بتوانیم زندگی کنیم. امیرالمؤمنین (ع) می‌فرماید؛ خداوند چون این اضداد را آفریده، معلوم می‌شود که خودش ضدی ندارد. چه‌طور ما ربط بدهیم بین این که خدا اضداد آفریده و از آن‌طرف معلوم می‌شود که خودش ضد ندارد. اصولاً این اضداد چرا با هم ضدند؟ چرا آب و آتش با هم ضدند. نمی‌شد خدا آب را جوری بیافریند که با آتش هم جمع شود؟ این نمی‌شد چرا؟ چون آب دیگر ظرفیتش بیش از این نیست. آب فایده‌ای که دارد همین فوایدی است که می‌دانیم. بریا این که این فایده‌ها را داشته برای ما آفریده است. اما چون امکانش و حد و اندازه‌اش محدود است، پس آتش باید خلق شود. اینها با هم کنار نمی‌آمدند. پس اینکه اضداد چون محدودند، چون ناقص‌اند و کم دارند، آب واقعاً کم دارد و نمی‌تواند جای آتش را بگیرد پس آتش هم باید خلق شود. بنابرین این اضداد چرا ضد هم‌اند؟ برای اینکه اندازه‌شان محدود است و ناقص‌اند و جای هم را نمی‌توانند بگیرند. این چیزها که در وجود خدا معنا ندارد. خدا که محدود نیست تا ضد پیدا کند. خدا که ناقص نیست تا یک چیزی بیاید کنارش تکمیلش کند. پس بنابرین اینکه خداوند اضداد را آفریده، خود این دلیل این است که خود خدا ضد ندارد. به‌خاطر این نکته‌ای که اشاره کردم. اینها را در هفته قبل گفتم. در جمله بعدی، امیرالمؤمنین (ع) می‌گوید؛ خداوند چیزهایی را هم خلق کرده که قرین دارند. اینها بدون قرین نمی‌شوند و حتماً باید کنار هم باشند. چون خدا اینها را آفریده معلوم می‌شود که خودش قرین و همتایی ندارد. چند جور از این قرین‌ها را برایتان مثال می‌زنم. خدا ما را طوری آفریده که بیرون زمان نیستیم. موجودات این عالم همه زمانی‌اند یعنی در زمان قرار دارند، چون مادی‌اند در زمان قرار دارند. مگر خدا مادی است که در زمان قرار بگیرد. مگر خدا می‌شود در زمان قرار بگیرد. خدا خو.دش خالق زمان است و زمان را خود خدا آفریده است. خدا به این معنا قرین ندارد و در زمان قرار نمی‌گیرد. ما قرین داریم و بی زمان نمی‌توانیم وجود داشته باشیم. همه ما و همه اجسام بدون مکان نمی‌توانند باشند و بدون مکان قابل تصور نیست. چه در اینجا باشیم و چه در منزل و در ماشین و هر کجا که باشیم مقداری از مکان را اشغال می‌کنیم. پس مکان قرین ماست. برای اینکه ما وجود جسمانی هستیم و چون جسم‌ایم نیاز به مکان داریم. خدا مگر جسم است که نیاز مکان داشته باشد؟ خدا به این معنا قرین ندارد. ما بدون زمان نمی‌توانیم باشیم. در زمانی به دنیا می‌آیم و در زمانی هم فرصت ما تمام می‌شود و می‌میریم. فرض کنید سال فلان به دنیا می‌آییم و سال فلان هم از دنیا می‌رویم و در زمان قرار می‌گیریم و قبل و بعد از آن دیگر در این دنیا وجود نداریم. خدا نه نیاز به مکان دارد و نه نیاز به مکان. بدن ما بدون روح نمی‌شود و روح ما بدون بدن نمی‌شود. جسم و جان ما با هم‌اند و قرین هم‌اند. این مقارنت وقتی تمام می‌شود یعنی مرگ انسان فرا رسیده است. به‌محض اینکه روح از بدن خارج می‌شود آدم دیگر می‌میرد و دورانش تمام می‌شود. جسم و روح با هم قرین‌اند. جسم بدون روح، گندیده و متعفن می‌شود و در زیر خاک به خاک بدل می‌شود اما روح بدون جسم هم می‌رود در عالم دیگری و در آنجا در قالبی مثالی قرار می‌گیرد. اینها با هم قرین‌اند چون نیازمند هم‌اند. هم جسم به روح نیاز دارد و هم روح در این عالم به این بدن نیاز دارد. اما خدا که این‌طوری نیست و قرین این‌گونه ندارد. چیزی که اگر نباشد، نباشد. پس به‌طور کلی خدا قرین ندارد. چیزی که باید همیشه و حتماً در کنارش باشد. نه! خداوند، وجود مطلق و بی‌انتهاست و هیچ قرینی هم در کنار او قرار ندارد. این دو جمله را خدمت شما عرض کردم. جمله اول که خداوند اضداد را آفریده به‌خاطر نیاز ما انسان‌ها و از این معلوم می‌شود که خودش ضد ندارد. خدا خیلی از چیزها را قرین هم قرار داده است. مثل زمان و مکان که قرین ما هستند. ما تا هستیم در زمان و مکان قرار داریم. اما خدای متعال، نه در زمان قرار دارد و نه در مکان. ما هستیم که چون کوچک و حقیر و ناقص و ناچاریم در زمان و مکان قرار داریم. پس خدا قرین ندارد اما ما چندین جور قرین داریم. قرین چیزی است که همراه و همتای ماست نه آن می‌تواند ما را رها کند و نه می‌توانیم از آن رها شویم.

انشاء‌الله خداوند هم به من و هم به شما توفیق دهد تا این جملات پر مغز و پرمحتوای امیرالمؤمنین (ع) را که به قول ابن ابی‌الحدید ـ با اینکه خودش از اهل سنت است ـ این‌هایی که علی (ع) امیرالمؤمنین (ع) در نهج‌البلاغه گفته، آن‌موقع کسی فکرش را هم نمی‌کرد. امام علی (ع) اینها را در نهج‌البلاغه آورده و این نمی‌شود مگر اینکه این مرد با جاهایی اتصال داشته باشد؛ اتصال با خدای بزرگ.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام یوم الدین:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند، و لعنت خداوند بر جمیع دشمنان آنان باد، از اکنون تا روزی که قیامت برپا می‌شود.

لازم است که من در این مکان مقدس از همه مردم، همه مردم ایران، مخصوصاً استان خودمان و شهرستان گرگان از حضور  بسیار گسترده‌ای که مردم در راهپیمایی 22 بهمن داشتند از صمیم قلب تشکر کنم. خدا انشاء‌الله به همه شما توفیق دهد و مشکلات مردم را خدای بزرگ انشاء‌الله رفع بفرماید و شرّ دشمنان را از سر انقلاب ما کوتاه کند. در این چهل و یک سال، دشمنان ما دائماً دنبال این بودند که به انقلاب ما لطمه وارد کنند. البته دلیل آن روشن است. چرا که آمریکایی‌ها، هر چه منافع در کشور ما داشتند از دست دادند و دیگر هیچ‌چیز و هیچ جایگاهی در ایران ندارند و این برای آنها بسیار سخت است. آنها دنبال این هستند که امان را از ما بگیرند و هر جا می‌توانند مزاحمت ایجاد کنند. اما بحمد الله ملت ما ملت هشیاری است و متوجه است که دشمن چه‌ بوده و کجا بوده و چه چیز را از دست داده است و چرا از دست انقلاب ما ناراحت است و از سوی دیگر ملت می‌بینند که با اینکه مشکلات هست اما خیلی چیزها را به دست آورده است. پس بنابرین با توجه به این مشکلات، مردم ما این حضور را داشتند. در این هوای سرد که در بعضی از استان‌ها برف می‌بارید ولی درعین‌حال مردم حضور پرشور داشتند. این مشت محکمی است که یعنی آمریکا برو و دیگر این غلط‌ها را نکن. دشمنان ما گرفتار توهم‌اند فکر می‌کنند مردم ما آن‌قدر ساده‌اند که بعد از تحمل این‌همه مشکلات و این همه دستارودها، بیاید و انقلاب خود را رها کند. این توهم است. نزدیک راهپیمایی 22 بهمن که می‌شود شروع می‌کنند تا توی دل مردم را خالی کنند تا مردم نیایند و جالب اینکه وقتی این کار را می‌کنند مردم بیش‌تر می‌آیند. مخصوصاً امسال که با شهادت سپهبد شهید سلیمانی که این خشم ملت را علیه دشمنان بیش‌تر کرده بود. این شخص آدم معمولی نبود، به اندازه یک ملت بود. یک تنه به اندازه یک ملت بود. نه یک ملت بلکه چند ملت. لابد شنیده‌اید، در لبنان و عراق و ... سپهبد سلیمانی چه حضوری داشت. در عراق مشکل پیدا می‌شد، سپهبد سلیمانی مانند پرنده صلح و نجات، خود را به آنجا می‌رساند. مشکل برای لبنان پیش می‌آمد، مانند پرنده‌ای نجات‌بخش، پرواز می‌کرد و خود را به آنجا می‌رساند؛ گروه‌ها را تشکیل می‌داد و سازماندهی می‌کرد. شهادت سپهبد سلیمانی، خشم ملت ما را بیش‌تر کرد. چهل و یک سال است دچار توهم‌اند و ملت ما می‌آید و فریاد می‌زند دست از توهم خود بردارید، شما کور خوانده‌اید که ملت ایران، انقلاب خود را رها کنند. این حضور حضور بسیار مهمی بود و پاسخی دندان‌شکن برای دشمنان ما بود. خدا از همه شما قبول کند و این عمل که واقعاً جهاد است خدا ذخیره آخرت شما قرار دهد. جمعه هفته آینده هم انتخابات است، انشاء‌الله آنجا هم مانند راهپیمایی 22 بهمن و حتی باشکوه‌تر، انجام شود. قطعاً مردم این نمایش قدرت را به دشمنان‌مان نشان خواهند داد. بعضی‌ها مطالبی می‌گویند؛ آن که ما می‌خواستیم تأیید نشد، چرا باید ما رأی دهیم. حالا آنکه شما فکر می‌کردید نشد، بالأخره بیایید تنزل کنید از آنکه می‌خواستید، کسان دیگری که می‌توانند با خواسته شما منطبق باشند را در نظر بگیرید و شرکت کنید. آنکه می‌خواستید نشد، اما این معنایش این نیست که ما شرکت نکنیم. چون شرکت ما علاوه بر این که انتخاب ما را مشخص می‌کند، حدأقل کسانی هستند که 50 درصد نظر ما را برآورده کنند اما اگر شرکت نکنید ممکن است کسانی رأی بیاورند که هیچ‌وقت به آنان مایل نیستید. مسئله دیگر اینکه حضور گسترده ما مشت محکمی است به دهان دشمنان. به قول شهید سلیمانی به دهان آقای ترامپ قمارباز. واقعاً نمی‌دانم ملت آمریکا چرا این‌قدر بی‌اعتنا به این قضایا هستند. کسی را انتخاب کنید که باعث آبروی آمریکا شود. این کیست که انتخاب کردید. ما باید با شرکت گسترده خود در انتخابات انشاء‌الله بتوانیم مشت محکم‌تری از راهپیمایی 22 بهمن به دهان ترامپ بزنیم.

فردا، شنبه روز 20 جمادی الثانی و روز ولادت باسعادت یگانه بانوی جهان اسلام، حضرت فاطمه زهرا (س) است. در فضیلت این بانوی بزرگوار روایتی است که برایتان عرض کنم. این روایت را هم منابع شیعی و هم بعضی از منابع اهل سنت مثل مقتل الحسین خوارزمی. پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند؛

 لَوْ كَانَ الْحِلْمُ رَجُلًا لَكَانَ عَلِيّاً‏ وَ لَوْ كَانَ الْفَضْلُ شَخْصاً لَكَانَ الْحَسَنَ [حَسَناً]وَ لَوْ كَانَ الْحَيَاءُ صُورَةً لَكَانَ الْحُسَيْنَ [حُسَیناً]وَ لَوْ كَانَ الْحُسْنُ شَخْصاً [هَيْئَةً] لَكَانَتْ فَاطِمَةَ بَلْ‏ هِيَ‏ أَعْظَمُ‏ إِنَّ‏ فَاطِمَةَ ابْنَتِي خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ عُنْصُراً‌ وَ شَرَفاً وَ كَرَماً:

اگر حلم و بردباری به صورت یک انسان مجسّم در آید، می‌شود علی بن ابیطالب(علیه السلام) و اگر فضل به صورت شخصی مجسم شود، آن شخص، امام مجتبی(علیه السلام) است. اگر حیا صورتی باشد، آن صورت امام حسین(علیه السلام) است. اگر حُسن‌ و نیکی‌ به صورت شخصی در آید آن شخص، حضرت فاطمۀ زهرا(علیها السلام) است. بلکه آن حضرت(علیها السلام) اعظم از حُسن است، به راستی که دخترم فاطمه (علیها السلام) از جهت ریشه و شرافت و کرم، بهترینِ اهل زمین است.

اگر زیبایی و حُسن و خوبی، بخواهد در شخصی مجسم شود، یعنی همه خوبی‌ها در یک شخص مجسم شود، آن شخص، فاطمه زهرا (س) دختر من خواهد بود. پیامبر (ص) فرمود؛ اگر همه خوبی‌ها بخواهد در یک شخص جمع شود، آن شخص فاطمه زهراست، بلکه بالاتر از این است. چون فاطمه زهرا در میان همه نسل بشریت بهترین است. یاد این جمله حضرت امام (ره) می‌افتم که اگر فاطمه زهرا (س) مرد بود، پیامبر می‌شد. این جمله را امام (ره) فرمودند، من جرئت نمی‌کنم بگویم. این روز، روز زن و روز مادر است، امیدوارم به همه ما خداوند توفیق دهد. ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) را به محضر مبارک حضرت ولی عصر (عج)، به مقام معظم رهبری و به همه علاقه‌مندان این بیت و خانواده، تبریک و تهنیت عرض می‌کنم. ضمن اینکه روز 20 جمادی‌الثانی در سال 1320 ه ق، 121 سال قبل، روز ولادت حضرت امام (رض) است. روز ولادت آن مادر و این فرزند، انشاء‌الله که این روز بر همه ما و همه مسلمانان مبارک باشد و انشاء‌الله در پیروی از حضرت زهرا توفیق پیدا کنیم.

نکته دیگری که اجمالاً اشاره بکنم، درست است که مشکلات داریم اما پیشرفت‌هایی کردیم که در گذشته اصلاً فکرش هم نمی‌شد. موشک رعد 500 که بدنه‌اش از جنس کامپوزیت است ماده جدیدی است که از ترکیب چند ماده به وجود آمده است. کامپوزیت مقاومت بسیار بالایی دارد و 10 برابر فولاد مقاوم است در مقابل 3 هزار درجه حرارت مقاوم است و بُرد این موشک و موشک‌هایی که ایران درصدد ساختن آن است، فراتر از تصور است. ما خیلی باید قدر اینها را بدانیم. اکنون ایران توان ساختن موشک‌هایی را دارد که 10 هزار کیلومتر برد دارد. تمام قاره اروپا تحت پوشش موشک‌های ما قرار دارد. کجا قبلاً این حرف‌ها بود. به یاد دارید که آن مردک در مجلس سنا گفته بود که ایران بلد نیست یک آفتابه درست کند، آن‌وقت می‌تواند صنعت نفت خود را بچرخاند. ایران یک لولیین نمی‌تواند بسازد! آن ایرانی که درباره‌اش این‌گونه فکر می‌کردند، الان به اینجا رسیده است. این نعمت‌های بزرگ خداست. کشور ما به اینجاها رسیده است. ساخت موشک با برد 10 هزار کیلومتر که کل اروپا را می‌تواند تحت پوشش خود داشته باشد. ممکن است کسی بیاید بگوید چرا به دنبال این‌ها هستیم؟! من نمی‌دانم اینها چگونه ایرانی‌ای هستند؟ اگر ما با دشمنی مواجه بودیم که مثل بچه آدم اهل منطق بود، حرف شما درست بود، اما با دشمنی مواجهیم که جز زور حرف دیگری حالی‌اش نمی‌شود. اگر زور ببیند سر جایش می‌نشیند. با چنین دشمنی باید چه کنیم؟ باید قوی شویم کشور ما باید قوی شود. شما خیال می‌کنید موشکی را که به عین‌الاسد زدیم و آن مرکز نظامی آمریکا را با موشک بمباران کردیم، اگر ما قدرت نداشتیم آمریکایی‌ها با ما چه می‌کردند؟ اما به خوشان جرئت ندادند با ما مقابله کنند، دیدند اگر با ما مقابله کنند همه مراکز نظامی آمریکا در منطقه، له و لورده می‌شود. قطعاً بدانید این پیشرفتی که ما در ساخت موشک و ... پیدا کردیم در زمینه‌های دیگر هم اثر خواهد گذاشت اما چیزی نیست که یک‌شبه انجام شود. ما اکنون توان ساخت موشکی را داریم که تا ده هزار کیلومتر برد دارد. ما می‌توانیم ده هزار کیلومتر آن‌طرف‌تر را هدف قرار دهیم. البته ما هیچ‌وقت چنین کاری نمی‌کنیم و برای این است که دشمن بداند که ما می‌توانیم.

می‌دانید در همین هفته قبل هم ماهواره به فضا پرتاب کردیم. ماهواره‌ای بسیار قوی و دقیق. البته اشتباهی در محاسبه سرعت این موشک پیش آمد. به قول وزیر محترم ارتباطات، فقط 12 ثانیه. این‌قدر دقیق است. موشکی را ساختند و به فضا پرتاب کردند، قرار بوده در مدار قرار بگیرد و دور زمین بچرخد و اطلاعات تمام دنیا را در اختیار ما قرار بدهد و ما از تمام دنیا خبر داشته باشیم. در زمان رژیم پهلوی مگر اجازه می‌دادند ما از این کارها بکنیم. این ماهواره به فضا پرتاب شد و تنها به‌خاطر اشتباه کوچکی که در محاسبه سرعت اتفاق افتاده بود باعث شد که در مدار قرار نگیرد. این مسئله مهمی نیست. همه دنیا آنهایی که قدرت هوا و فضا دارند گاهی از این اشتباهات می‌کنند اما مطمئن باشید که ما این ماهواره را به فضا پرتاب خواهیم کرد و در مدار خودش قرار خواهیم داد و از این ماهواره‌ها آنچه را که می‌خواهیم از دنیا بدانیم به وسیله این ماهواره‌ها به دست خواهیم آورد و خدا هم پشتیبانی خواهد کرد. شک نکنید و نگذارید مردم و یا بعضی‌ها که خودشان ضعیف‌اند به لطف خدا نسبت به انقلاب اسلامی شک کنند. وقتی جریان سوریه پیش آمد، خیلی از این بچه‌های حزب‌اللهی هم می‌گفتند کار بشار اسد تمام است. خیلی‌ها قضاوتشان این بود اما دیدید که نزدیک به ده سال گذشت و نه‌تنها کار بشار اسد تمام نشد بلکه قوی سر جایش ایستاده ولی آنکه در مقابل سوریه شکست خورد، عربستان سعودی و آمریکا و ... بودند که آن‌همه هم در آنجا خرج کردند. نقش حاج قاسم سلیمانی، نقش بسیار مهمی بوده است در قضایای سوریه و لبنان و عراق و ... . به‌هرحال نظام سوریه باقی ماند و آمریکایی‌ها، دست از پا درازتر بساطشان را جمع کردند و از سوریه خارج شدند.

انشاء‌الله امیدواریم که خداوند متعال، روزبه‌روز بر قدرت کشور ما بیفزاید. البته باید بگویم مهم‌ترین قدرت ما مردم‌اند و این حضور مردم در راهپیمایی 22 بهمن و انتخابات پیش رو از این موشک‌ها هم بیش‌تر است.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم.

خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و نیز به خواندن قرآن که آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و آن سخن خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

مقدمه: حوادثی که بعد از شهادت حاج قاسم سلیمانی در منطقه ما اتفاق افتاد، نشانگر این است که حاج قاسم امروز، یعنی حاج قاسم بعد از شهادت، قوی‌تر از حاج قاسم در میدان، امروز در منطقه حضور دارد و همه این جریانات به‌شکلی، یک سر آن به او مربوط می‌شود.

خطبه اول:

 

آیت‌الله نورمفیدی، در ابتدای خطبه اول نماز جمعه این هفته گفت:

در ایام دهه مبارکه فجریم؛ ایام پیروزی انقلاب اسلامی ایران و مناسب این است که در این خطبه راجع به دستاوردهای این انقلاب به‌طور اختصار و به‌ صورت کلی، نکاتی را خدمت‌تان عرض کنم. چون ممکن است این سوال برای بعضی‌ها پیش بیاید که ما انقلاب کردیم و چه شد؟ چهل و یک سال از زمان پیروزی انقلاب ما می‌گذرد. همه شما خوب می‌دانید در این چهل و یک سال، چه گرفتاری‌ها و چه سختی‌ها و مشکلاتی را از داخل و خارج برای ما درست کردند. همه می‌دانید و لازم نیست من تکرار کنم. اما با همه این مشکلاتی که انقلاب ما داشت وقتی نگاهی جامع و کلی می‌اندازیم می‌بینیم خیلی کارها در کشور و این انقلاب انجام شده است. پیشرفت‌هایی که کشور ما پیدا کرده است؛ پیشرفت‌ها نظامی و دفاعی. امروز در جایی قرار گرفتیم که دشمنان ما و قوی‌ترین دشمن ما از اینکه با ما برخوردهای قیم‌مآبانه بکنند هراس دارند. به‌خاطر این قدرت دفاعی و نظامی است که ما در زمینه‌های مختلف پیدا کردیم. پیشرفت‌های علمی؛ همین دوسه شب قبل، وزیر علوم و آموزش عالی اینجا بود. من مخصوصاً از او سوال کردم که امروز از نظر کمی دانشگاه‌های ما گسترش پیدا کرده است، از نظر کیفی چگونه است؟ واقعاً از نظر علمی هم رتبه کشور ما ارتقاء پیدا کرده است؟ این حرف او بود؛ گفت ما جزء آن 15 یا 16 کشوری هستیم که رتبه‌های علمی برتر دارند. در حالی‌که ما در گذشته رتبه‌ای نداشتیم. خب پیشرفت‌های علمی خودش خیلی مهم است. این پارک‌های علمی و فناوری که امروزه در کشور ما درست شده است و عده‌ای از جوانان ما فعال شده‌اند و کسب درآمد می‌کنند، تولید کار می‌کنند و ... اینها همه نشانه پیشرفت است. خدماتی که در این مدت انجام شده است. از دورترین نقاط کشور تا همه جا. کارهای زیادی انجام شده است. در همین استان خودمان کارهای زیادی انجام شده است. در قبل از انقلاب، دو یا سه سد بیشتر نداشتیم. الان مجموع سدهایی که یا انجام شده یا در حال انجام است، حدود 20 سد در استان ماست. اینها خودش خدمات است. این جاده‌ها و برق‌رسانی‌ها و گازرسانی‌ها و آب‌رسانی‌ها که در سراسر کشور در دورترین روستاهای کشور انجام گرفته، اینها قابل‌توجه است. و تأثیراتی که امروز کشور ما می‌تواند در منطقه بگذارد؛ ایران ما کی این‌گونه بود؟ امروز ایران تأثیراتی که در کل منطقه می‌گذارد نه تنها در داخل، کم چیزی نیست. اما مهم‌تر از همه این‌ها که تأثیر این انقلاب بوده است، تحول انسانی این انقلاب بوده است. این‌که انسان‌ها را متحول کرد و دیدگاه‌ها را عوض کرد، افکار و اندیشه‌ها را عوض کرد. این خیلی مهم است که حضرت امام (رض)، می‌فرمودند که این تحول انسانی که به وسیله این انقلاب انجام شده است، این مهم‌ترین اثر این انقلاب است. و به تعبیر مقام معظم رهبری، فتح‌الفتوح حضرت امام (ره)، همین نکته بود که این تحول را در کشور و در میان نسل جوان ما به‌وجود آورد. جوانانی که در قبل از انقلاب معلوم نبود کجا بودند رفتند در جبهه‌ها و عظمت‌هایی را آفریدند که حتی دشمنانمان انگشت حیرت بر دندان می‌گرفتند. این تحول انسانی، مهم‌ترین تأثیر انقلاب بود. این تحولی که چهل سال پس از پیروزی انقلاب، شخصیتی مثل حاج قاسم سلیمانی که دورترین نقاط دنیا، حتی دشمنانش وقتی در مورد او اظهارات بی‌معنا می‌کنند در مقابلش مسخره می‌کنند وقتی ترامپ در مجلس نمایندگان آمریکا در استیضاحش، شروع کرده بود که به این که ما چه‌ها کردیم. بعد از تحویل گزارش به مجلس نمایندگان، او گزارش ترامپ را پاره می‌کند. جلوی چشم همه پاره می‌کند. اینها مسائلی است که بسیار مهم است و این تحول انسانی که انقلاب اسلامی ایران به‌وجود آورد از مهم‌ترین برکات این انقلاب است. و البته این تحول هم ناشی از ماهیت این انقلاب است؛ آن ماهیت دینی و قرآنی و شرعی و حسینی بود. همیشه حضرت امام (ره) بر این تأکید داشت که انقلاب ما الهام‌گرفته از نهضت عاشورای امام حسین (ع) است و انشاء‌الله امیدوارم این را حفظ کنیم. توصیه امام (ره) این بود که این تحول انسانی که انقلاب اسلامی به‌وجود آورده است، حفظ شود. در متن چنین انقلابی، حاج قاسم سلیمانی رشد می‌کند؛ چنین انسان‌هایی رشد می‌کنند. و این مهم‌ترین اثر این انقلاب است. در این ایام که ایام پیروزی انقلاب اسلامی است، باید خدا را شاکر باشیم که خداوند متعال در زمان ما این لطف بزرگش را به ملت ایران هدیه فرمودند.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام یوم الدین:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند، و لعنت خداوند بر جمیع دشمنان آنان باد، از اکنون تا روزی که قیامت برپا می‌شود.

در آستانه 22 بهمن، و همچنین نزدیک به برگزاری انتخابات هستیم. درست است که قوت و قدرت نظامی ما همان‌طور که اشاره کردم خیلی بالا رفته است و اصلا قابل مقایسه با گذشته نیست. اما برادران و خواهران عزیز! قدرت واقعی ما و این انقلاب، مردم‌اند. این مهم‌تر از آن قدرت نظامی است. و لان که نزدیک 22 بهمن و برگزاری انتخابات است، تمام تلاش دشمنان ما این است که کاری کنند با تبلیغات سوء و دروغ‌پردازی، تهمت، بزرگ کردن مشکلات و ... دارند تلاش می‌کنند مردم را دلسرد کنند. با دروغ‌ها و تهمت‌ها، مردم حضور پیدا نکنند هم در راهپیمایی 22 بهمن و هم در انتخابات. اما بدانید ممکن است ما مشکل داشته باشیم و خیلی از چیزها را هم قبول نداشته باشیم اما انقلاب و کشور و عزت خود را نمی‌توانیم فراموش کنیم. آیا ممکن است ما ایرانی باشیم، حالا مسلمان به جای خودش، ایرانی باشیم ولی به کشور خود علاقه‌مند نباشیم. مقام معظم رهبری فرمودند ممکن است مرا هم قبول نداشته باشید، باشد اما کشورتان چطور؟ این کشوری که چهل سال اینهمه فراز و نشیب‌ها را پشت سر گذاشته و این همه شهید و جانباز داده و اینهمه آزاده دارد، آیا می‌شود اینها را فراموش کرد و نادیده گرفت به خاطر سلسله مسائلی که ممکن است باشد. یک ایرانی غیور که مملکتش را دوست داشته باشد، به خودش اجازه نمی‌دهد که در چنین مواقع حساسی پشت این نظام و دولت را خالی کند. همه باید حضور پیدا کنیم. وظیفه دینی و شرعی و ملی ماست. ممکن است در جاهایی اشکالاتی هم داشته باشیم، حتی در انتخابات ممکن است عده‌ای مشکلاتی هم داشته باشند می‌رسد زمانی که مشکلاتی که به نظر شما مشکل است آنها هم حل شود. اما الان وقت آن نیست که آن مشکلات را بهانه کنیم و حضور پیدا نکنیم. حضور ما برای این است که کشور ما، استقلال ما و این پیشرفت‌هایی که در خطبه اول اشاره کردم را نگه داریم و نگذاریم به آنها لطمه بخورد.

اشاره‌ای هم به مسائل منطقه‌ای بکنم. جریاناتی که در یمن اتفاق افتاد واقعا عجیب است. همین یمنی که آل سعود با آن همه ثروت و قدرت اعطایی از طرف آمریکا، نظرش این است که سر دو هفته، بساط یمن را جمع می‌کنیم و اصلا یمن را تصرف می‌کنیم. نظر آل سعود این بود. اما چند سال گذشته است؟ کار به جایی رسیده که حالا دوره‌ای به التماس اقتادند که مذاکره کنیم. اما انصارالله، ارتش یمن و کمیته‌های مردمی هم پذیرفتند درصورتی که دست بالا را هم داشتند. ولی بعد معلوم شد که این خیانت است و نمی‌خواهد مذاکره کند بلکه دارد خود را تجهیز می‌کند که دوباره حمله کند و حمله هم کرد تا صنعا را بگیرد اما خوش‌بختانه در مقابل سدّی محکم قرار گرفت و نتوانست. مردم فقیرترین کشور عرب در مقابل عربستان و آمریکا ایستادند. در عرض یک‌هفته از سی دی تا 8 بهمن، همین یمنی‌ها به عنوان عملیات بنیان مرصوص، حمله‌ای به نیروهای آل سعود کردند و در این عملیات که مهم‌ترین شکست را بر آل سعود وارد کردند که بعضی‌ها تعبیرشان این است که بعد از جنگ جهانی دوم، سریع‌ترین و شدیدترین حمله‌ای که اتفاق افتاده، همین حمله یمنی‌ها بر آل سعود است. در این حملاتی که یمنی‌ها کردند 17 تیپ مکانیزه و 20 گردان ارتش سعودی منهدم شدند و غنیمت‌های بسیاری به دست آوردند، سه هزار کشته و مجروح برای عربستان برجای گذاشت. خیلی عجیب است. ملتی که با دست خالی، چند سال است مورد هجمه واقع شده است. این جز اراده و مشیت خدا نمی‌تواند چیز دیگری باشد. تازه یمنی‌ها و انصار حزب‌الله به‌خاطر مسائل انسانی راه را باز کردند تا عده‌ای از آنها فرار کنند. این چیزی است که در منطقه اتفاق افتاده است.

پیشرفت‌ها و پیروزی‌هایی که در سوریه و لبنان و عراق و افغانستان اتفاق افتاد. حتما شنیدید که اخیرا در افغانستان چه اتفاقی افتاد. ما نمی‌توانیم طالبان را از گروه‌های مقاومت به حساب آوریم اما در اینکه با آمریکایی‌ها در جنگ‌اند و با تکفیری‌ها و داعش مبارزه می‌کنند و اخیرا هم به‌خاطر مواضع ضداستکباری ایران به ایران نزدیک شدند. هواپیمای جاسوسی آمریکا را ساقط می‌کنند. در این هواپیما، 20 افسر بلندپایه ضد جاسوسی آمریکا بودند که همه کشته شدند. این هم مسئله دیگری بود که در منطقه اتفاق افتاده است.

بعد از شهادت شهید سپهبد حاج قاسم سلیمانی، آمریکایی‌ها می‌گفتند که دیگر مقاومت تمام شد؛ جبهه مقاومت دیگر شکسته شد؛ اما این حوادثی که بعد از شهادت حاج قاسم در منطقه ما اتفاق افتاد، نشانگر این است که حاج قاسم امروز، یعنی حاج قاسم بعد از شهادت، قوی‌تر از حاج قاسم در میدان، امروز در منطقه حضور دارد و همه این جریانات به‌شکلی، یک سر آن به او مربوط می‌شود. حتی طالبانی که روزی مخالف ایران بودند، شاید شماها ندانید که هوشمندی و درایت حاج قاسم و ارتباطی که با طالبان افغانستان داشته باعث شد که امروز با دشمنی‌ای که با آمریکا و داعش و تکفیری‌ها دارند به ایران نزدیک شوند. این بود که عرض کردم که مهم‌ترین اثر این انقلاب به قول حضرت امام (ره)، تحولی است که در نیروی انسانی در این کشور به‌وجود آمده است. آن هم به خاطر این است که ریشه‌اش به خدا و پیامبر و دین و شریعت و امام حسین (ع) بر می‌گردد. اینها حوادثی در منطقه بود که نشان داد، حاج قاسم و جبهه مقاومت شکست نخورده است. در این میان ترامپی که به دنبال از بین بردن مقاومت با شهادت حاج قاسم سلیمانی بود شکست خورد. این حلقه شکست‌های پی‌درپی آمریکا وقتی تکمیل می‌شود که همه شما در انتخابات و راهپیمایی 22 بهمن حضور باشکوه پیدا کنید. لازم می‌دانم در این دهه مبارکه فجر، از زحماتی که به اعتقاد من همه دولت‌ها کشیدند تشکر کنم. عیب و نقص داریم اما این نقص‌ها، ربطی به اصل شجره طیبه انقلاب ندارد. مگر در زمان امیرالمؤمنین (ع) نقص نبود؟ و در زمان پیامبر اکرم (ص) اشکال نبود؟ اشکال همیشه بوده و در زمان همه پیامبران وجود داشته اما مسئله این است که این خدشه‌ای بر خط اصیل انقلاب و پیامبران نیست. اگر اشکالی هم هست از ناحیه ماهاست.

انشاء‌الله با حضور گسترده خود این جبهه را تقویت خواهید کرد و بدانید که حضور گسترده شما بر کل مسائل منطقه اثر دارد. بر مسائل یمن و سوریه و لبنان و عراق و ... اثر دارد و نه فقط در داخل در همه منطقه اثر دارد. لازم است، خدماتی را که دولت‌ها و دولت تدبیر و امید در این مدت انجام دادند و در این ایام دهه فجر که در استان ما پروژه‌های بسیاری افتتاح خواهد شد با حضور مسئولان رده بالای مملکت، امروز هم که رئیس دفتر محترم رئیس جمهور محترم، جناب آقای دکتر واعظی تشریف آوردند در نماز جمعه این شهر شرکت کردند بین صلاتین هم مختصری با شما عزیزان مطالبی را در میان خواهند گذاشت.

انشاء‌الله امیدواریم خداوند این انقلاب و این ملت بسیار خوب، این رهبری، این خدمت‌گزاران صادق و دلسوز را خداوند برای این مملکت و مردم حفظ کند و خدا انشاء‌الله این انقلاب را تا ظهور حضرت ولی عصر محفوظ بدارد.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم.

خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و نیز به خواندن قرآن که آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و آن سخن خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

مقدمه: امام خمینی (ره)، دین را به متن زندگی برگرداند و به دویست سال توطئه دشمنان پایان داد و بر این اندیشه آنان خط بطلان کشید.

خطبه اول:

آیت‌الله نورمفیدی، در خطبه اول نماز جمعه این هفته، بخش دیگری از خطبه‌ی 186 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علی (ع) را قرائت و به شرح آن پرداخت:

وَ بِمُضَادَّتِهِ بَيْنَ الْأُمُورِ عُرِفَ أَنْ لَا ضِدَّ لَهُ وَ بِمُقَارَنَتِهِ بَيْنَ الْأَشْيَاءِ عُرِفَ أَنْ لَا قَرِينَ لَهُ، ضَادَّ النُّورَ بِالظُّلْمَةِ وَ الْوُضُوحَ بِالْبُهْمَةِ وَ الْجُمُودَ بِالْبَلَلِ وَ الْحَرُورَ بِالصَّرَدِ [بِالصَّرْدِ]، مُؤَلِّفٌ بَيْنَ مُتَعَادِيَاتِهَا مُقَارِنٌ بَيْنَ مُتَبَايِنَاتِهَا مُقَرِّبٌ بَيْنَ مُتَبَاعِدَاتِهَا مُفَرِّقٌ بَيْنَ مُتَدَانِيَاتِهَا:

و با آفرينش اشياء متضاد، ثابت مى شود كه داراى ضدّى نيست، و با هماهنگ كردن اشياء دانسته مى شود كه همانندى ندارد. خدايى كه روشنى را با تاريكى، آشكار را با نهان، خشكى را با ترى، گرمى را با سردى، ضدّ هم قرار داد، و عناصر متضاد را با هم تركيب و هماهنگ كرد، و بين موجودات ضدّ هم، وحدت ايجاد كرد، آنها را كه با هم دور بودند نزديك كرد، و بين آنها كه با هم نزديك بودند فاصله انداخت.

امیرالمؤمنین علی (ع) در این خطبه به بحث خداشناسی پرداخته است. او در این جمله‌ها از صفات حسنای الهی برای ما سخن می‌گوید. در جمله اول می‌فرماید خدای متعال در این جهان خلقت، اضدادی را آفریده است. چیزهایی که ضد هم‌اند و با هم سازگار نیستند. مثل آب و آتش که ضد هم هستند و با هم نمی‌سازند. روشنایی و تاریکی، نور و ظلمت؛ اینها ضد هم‌اند اما خدای متعال این اضداد را آفریده است و چون این اضداد را آفریده است، متوجه می‌شویم که خداوند ضدّی ندارد. این استدلالی است که  امیرالمؤمنین علی (ع) کرده است. شارحان نهج‌البلاغه اینجا حرف‌های زیادی دارند ولی من به اندازه وقتی که دارم و بدون وارد کردن مسائل سخت فلسفی باید روشن و گویا برای شما بگویم. ما به این اضداد نیاز داریم و بدون آنها نمی‌توانستیم زندگی کنیم. خدا این نور را که چراغ روز است و تاریکی شب را آفریده تا بتوانیم زندگی کنیم. بدون اینها شاید زندگی روی زمین امکان نداشت. خدای متعال در آیات شریفه‌اش به اینها اشاره می‌کند. می‌فرماید اگر سراسر شب بود و روز به‌وجود نمی‌آمد، چه کسی می‌توانست برای شما روز درست کند؟ یا تا قیامت روز بود شما چگونه می‌توانستید شب را درست کنید؟ شما هم به نور روز و هم به تاریکی شب نیاز دارید. خدای متعال می‌فرماید؛

 وَمِنْ رَحْمَتِهِ جَعَلَ لَكُمُ اللَّيْلَ وَالنَّهَارَ لِتَسْكُنُوا فِيهِ وَلِتَبْتَغُوا مِنْ فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ (قصص/73):

یکی از (هزاران لطف و) رحمت‌های خدا آن است که شب و روز را برای شما قرار داده تا در شب آرام گیرید و در روز از فضل خدا (یعنی روزی) طلب کنید، و باشد که شکرگزار (نعمتهای خدا) شوید.

یکی از رحمت‌های الهی برای شما این است که خداوند شب و روز را برای شما قرار داده است. شب را قرار داد که آرامش پیدا کنید. همه جا ساکت شود استراحت کنید و آرامش پیدا کنید. روز را هم برای این آفرید که به دنبال کار و تلاش و کسب روزی بروید. ای کاش ما شاکر همین نعمت خدا می‌بودیم که قدرش را نمی‌دانیم. ما به این اضداد نیاز داریم. شب و روز و روشنی و تاریکی، ضدّ هم‌اند ولی ما به ضدّ نیاز داریم. اگر شب و روز نبود، نه کشاورزی امکان داشت و نه درختان ما میوه می‌دادند و نه ... . آب و آتش هم ضدّ هم‌اند ولی همین آب و آتش برای شما نیاز است. خداوند در قرآن می‌فرماید؛

أَفَرَأَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَبُونَ، أَأَنْتُمْ أَنْزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنْزِلُونَ (واقعه/ 68 و 69):

آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟! آیا شما آن آب را از ابر فرو ریختید یا ما نازل ساختیم؟

آیا این آبی که می‌نوشید شما از آسمان نازل کردید یا ما برای شما نازل کردیم؟! شما به این آب نیاز داشتید اگر نبود نمی‌توانستید زندگی کنید. درآیه بعد می‌فرماید؛

لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُونَ(واقعه/70):

اگر می‌خواستیم آن آب را شور و تلخ می‌گردانیدیم، پس چرا شکرگزاری نمی‌کنید؟!

اگر ما می‌خواستیم این آب را تلخ و شور می‌گردانیدیم. آب دریاها شور است. چرا شکر این نعمت را به‌جا نمی‌آورید. این درباره آب. درباره آتش خدای متعال می‌فرماید؛

أَفَرَأَيْتُمُ النَّارَ الَّتِي تُورُونَ، أَأَنْتُمْ أَنْشَأْتُمْ شَجَرَتَهَا أَمْ نَحْنُ الْمُنْشِئُونَ  (واقعه/۷۱ و ۷۲):

آیا درباره آتشی که می‌افروزید فکر کرده‌اید؟! آیا شما درخت آن را آفریدید یا ما آفریدیم؟

این آتشی که می‌افروزید از کجا پیدا شده است؟ حالا بر اساس آن زمان، نفت و گاز شاید در آن زمان کشف نشده بود. درختانی که از آنها آتش درست می‌کنید را آیا شما درست کردید یا ما آفریدیم؟! به همین مقدار بسنده می‌کنم. تنها خواستم این جمله مولا را برایتان توضیح بدهم. اینکه خداوند برای نیاز شما این اضداد، این آب و آتش و تاریکی و روشنایی را آفرید. خدا که نیازی به چیزی ندارد، او قادر مطلق است. همه به او نیاز دارند و او به چیزی نیاز ندارد.

يَا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ (فاطر/۱۵):

ای مردم، شما همه به خدا فقیر و محتاجید و تنها خداست که بی‌نیاز و غنیّ بالذّات و ستوده صفات است.

شما نیازمندید و او بی‌نیاز مطلق است. بعضی‌ها، نماز می‌خوانند و بندگی خدا را می‌کنند، یک‌وقتی مشکلی برایشان پیش می‌آید، می‌گویند دیگر نماز نمی‌خوانم! مگر خدا به نماز ما نیاز دارد؟! خدایی که نیازمند باشد، اصلا خدا نیست. پس جمله امیرالمؤمنین علی (ع) را دوباره عرض کنم، خداوند اضداد را آفریده است چون ما به این اضداد نیازمندیم و معلوم می‌شود خداوند ضد ندارد چون اضداد را آفریده است؛ چون ضد ندارد. انشاء‌الله خدای متعال به همه ما توفیق دهد، ریشه دین خداشناسی است، اساس دیانت خداشناسی است. اساس دین این است که دل‌ها از تعلق به غیر او خلاص شود به هیچ چیز متعلق نشود و این معنایش این نیست که دنبال دنیا نرویم. نه خیر همه باید بروند و دنیا را هم آباد کنند اما نباید به دنیا دل بست. دل را فقط باید به خدا بست. یعنی آن مقام بندگی. پیامبر را وقتی می‌خواهیم در تشهد و سلام نماز نام ببریم می‌گوییم؛ اشهد ان محمد عبده و رسوله. اول عبد بود بعدا به مقام رسالت رسید. از مسیر بندگی به رسالت رسید. پس اساس بندگی است. به هر کجا بخواهیم برسیم باید بنده خدا شویم و بندگی خدا را در وجود خود تقویت کنیم. اساس ادیان آسمانی هم یک کلمه است؛

وَلَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ(نحل/۳۶):

و همانا ما در میان هر امتی پیغمبری فرستادیم که خدای یکتا را پرستید و از بتان و فرعونان دوری کنید.

تمام انبیایی را که ما فرستادیم، حرف اصلی‌شان این بوده، بنده خدا بشوید و هر چه غیر خدا و در برابر خداست، طاغوت است و از طاغوت باید فاصله بگیرید.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام یوم الدین:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند، و لعنت خداوند بر جمیع دشمنان آنان باد، از اکنون تا روزی که قیامت برپا می‌شود.

چهارشنبه هفته گذشته روز شهادت یگانه دختر رسول خدا (ص) حضرت فاطمه زهرا (س) بود. من فقط یک جمله از حضرت امام (ره)، درباره حضرت زهرا (س) نقل کنم که این جمله شاید به جای همه صحبت‌ها، آن مقام و عظمت فاطمه زهرا (س) بیان کند و آن این است که؛ بعد از پیامبر (ص)، حتی بر امامان هم ملایکه نازل نشدند و تنها شخصیتی که بعد از رحلت رسول خدا، جبرییل نازل می‌شد، حضرت فاطمه (س) بود. چه مقام و جایگاهی داشته و چه‌گونه انسانی بوده که جبرییلی که بر انبیاء و رسل نازل می‌شده، بر حضرت فاطمه زهرا (س) نازل می‌شده است. آیا بانوان جامعه بشری، الگویی شایسته‌تر از فاطمه زهرا (س) پیدا می‌کند؟ مخصوصا امت اسلامی و بالاخص پیروان خاندان پیامبر، بهترین الگویشان در رفتار و اخلاق، فاطمه زهرا (س) است. امیدواریم خداوند متعال به همه بانوان امت اسلامی، نه تنها بانوان بلکه به همه ما عنایت بفرماید که از این شخصیت بزرگ اسلامی پیروی کنیم و با پیروی کردن از شفاعت آن خانم فردای قیامت بهره‌مند شویم.

چند نکته را خدمت‌تان عرض کنم.

یکی جریان عراق بود که در هفته‌های اخیر اتفاق افتاد؛ تظاهرات عجیبی در که در عراق بی‌سابقه بود. بعد ثوره عشقین، یعنی ۱۹۲۰، وقتی انگلیسی‌ها وارد عراق شده و بر این کشور مسلط شده بودند، مردم عراق به رهبری علما و مراجع بزرگی چون میرزای شیرازی، در برابر انگلیس این پیر استعمار قیام کردند و انگلیسی‌ها را از کشور خود بیرون راندند. بعد صد سال از آن جریان، این تظاهرات که برای گم و گور کردن آمریکایی‌ها در عراق اتفاق افتاد حادثه بسیار عجیبی بود. امیدواریم که این جواب محکمی باشد برای هر بهانه‌ای که آمریکایی‌ها بیاورند. هیچ بهانه‌ای در برابر خواست یک ملت نمی‌تواند قانع‌کننده باشد. امیدواریم که این قیام مردمی و آن مصوبه‌ای که مجلس ملی عراق انجام داد، موجب شود که آمریکایی‌ها بساط خود را جمع کنند و نه تنها از عراق بلکه از کل این منطقه گورشان را بکنند و بروند.

نکته دوم؛ لبنان است. چند سالی است که تلاش می‌کنند لبنان، لبنان دیگری شود. می‌خواستند با بی‌دولت‌سازی، مقاصد شوم خود را در لبنان هم پیاده کنند. آمریکایی‌ها خیلی تلاش کردند، عربستان سعودی خیلی پول خرج کرد تا گروه ۱۴ مارس بر سر کار بیاییند. گروه ۱۴ مارس شخصیت‌های زیادی دارد. امثال سعد حریری و سمیر جعجع و ولید جنبلاط. اینها به‌طور کلی گروه‌های طرفدار آمریکا و مخالف حزب‌الله و مقاومت‌اند. خیلی تلاش کردند دولتی بر سر کار بیاورند که از میان همین گروه ۱۴ مارس باشند تا با جبهه مقاومت مبارزه کنند. اما با درایتی که حزب‌الله لبنان و مخصوصا سید حسن نصرالله انجام دادند و با برنامه‌هایی که انجام دادند و وحدت و یک‌پارچگی که بین خود به وجود آوردند توانستند موفق بشوند. وحدت باید مورد نظر ما باشد و هر که به وحدت لطمه بزند خائن است. حزب‌الله و امل و ۸ مارس به هم نزدیک شدند و در اثر فعالیت آنها، حسان دیاب به نخست وزیری رسید. او از طرفداران مقاومت است. در لبنان تلاش‌ها باعث شد دور را از مخالفان مقاومت بگیرند. بنابرین سیاست‌های آمریکا هم در عراق و هم در لبنان با وجود تلاش و پول خرج کردن شکست خورد.

مسئله بعدی، جریان معامله قرن است. همین کارهایی که می‌خواهند در فلسطین انجام دهند. با اینکه روشن نمی‌گویند می‌خواهند چه کنند اما آمریکایی‌ها و اسرائیل دست به دست هم دادند که معامله قرن را در فلسطین پیاده کنند. کلا می‌خواهند فلسطین را از کشوری که مستقل است بیندازند نه به عنوان کشوری مستقل و دور آنها را هم اسرائیل احاطه کند. و بیت المقدس را که مسجدالاقصای همه امت اسلامی در آن است را پایتخت اسرائیل کنند و از اختیار مسلمانان هم خارج کنند و فلسطینی که کاملا در احاطه اسرائیل است و فقط نامی است و هویت آن را گرفته‌اند نتیجه این معامله قرن خواهد بود. این معامله قرن نیست، فریب قرن است. آن‌قدر گند این مسئله درآمده است که خیلی‌ها به آن به دیده تردید می‌نگرند. این طرح نمی‌تواند موفق شود و باعث خواهد شد مقاومت در منطقه قوی‌تر شود و فلسطینی‌ها به هم نزدیک‌تر شوند. جواب محمود عباس به معامله قرن این است؛ نه نه نه! آدم تأسف می‌خورد کشوری مثل عربستان سعودی و امارات که خود را خادم الحرم می‌دانند با این طرح مقاومت کردند و در جلسه پرده‌برداری از معامله قرن شرکت کردند ولی دیگر کشورهای عربی در مقابل این قضیه ایستادند. قطعا این طرح خائنانه آمریکایی‌ها، شکست خواهد خورد. امیدواریم که هم ملت فلسطین و هم ملت‌های مسلمان منطقه در برابر این خیانت قرن بایستند. دولت‌ها و حکومت‌های منطقه را نمی‌گویم چون ممکن است در این بده‌بستان‌ها و معامله‌ها ممکن است ورود هم پیدا کنند.

فردا، ۱۲ بهمن، روز ورود حضرت امام (ره) به کشور و روز خیلی بزرگی است. کاری که شاید در طول یک قرن به دنبال این بودند که اسلام و دین را به عنوان یک عامل سازنده از صحنه بیرون کنند. نه مظاهر دین را بلکه اساس دین را. والا با مکه‌ای که با آنها کاری نداشته باشد مشکلی ندارند؛ مکه‌ای که در آن فقط نماز باشد و فقط طواف باشد و کاری به کار مستکبران نداشته باشد که کاری ندارند. امام (ره) آمد و حج ابراهیمی را مطرح کرد. آنها، یک قرن دنبال این بودند که دین و مخصوصا اسلام را از صحنه زندگی خارج کنند و دین برود به حاشیه و فقط در گوشه‌های مساجد باشد. خیلی کارها هم کردند اگر تاریخ را ببینید، متوجه می‌شوید که برنامه‌ها و توطئه‌های بسیاری در قرن ۱۹ ریختند اما در قرن جدید که قرن ۲۰ است و مخصوصا با نهضت حضرت امام (ره)، این نهضت باعث شد که توطئه‌ای که آنها در طول صد سال ریخته بودند و داشتند پیاده می‌کردند که دین اصلا مال زندگی نیست، دین باید برود گوشه مساجد و کلیساها و نه در سیاست و اقتصاد و اجتماع و فرهنگ، حضور نداشته باشد. امام (ره) با نهضت خود خط بطلانی بر این توطئه دنیای غرب و صهیونیست‌ها کشید و دین را دوباره وارد عرصه کردند. اینکه می‌بینید اینهمه دشمنی می‌کنند اصل قضیه اینجاست که دین نباید باشد و باید به حاشیه زندگی برود. امام (ره) فرمود نه خیر! دین باید بیاید به متن زندگی. دعوا بر سر این است. همان دعوایی که موسی با فرعون داشت؛ دعوایی که همه پیامبران با معاندان و مستکبران داشتند. آیا می‌توانیم این حرف را بپذیریم که دین مال حاشیه زندگی است؟ مسیحیان پذیرفتند اما آیا ما می‌توانیم بپذیریم؟! معلوم است که نمی‌توانیم بپذیریم. ما معتقدیم که دین باید در متن زندگی باشد. ورود حضرت امام (ره) خط بطلانی بر توطئه‌ای بیش از صدساله بلکه دویست ساله، از همان زمانی که فتوای میرزای شیرازی برای تحریم تنباکو صادر شد و آن شرکت انگلیسی را زیرو زبر کرد و اوضاع انگلیسی‌ها در این کشور به‌هم ریخت از همان‌جا آنها تلاش کردند که دین را کنار بزنند. با اصل دین و مظاهر ظاهری آن هم مخالفت نمی‌کنند و فقط می‌گویند به گوشه برود. اصل دعوا اینجاست و من فکر نمی‌کنم مسلمانی که متوجه باشد و بفهمد، این را بپذیرد. انشاء‌الله امیدواریم خدای متعال این توطئه دنیای غرب و کفار و مشرکین را علیه دین بی‌اثر کند. به یاد دارم به روسیه رفتیم، برخی از علمای آنجا می‌گفتند، حضرت امام (ره)، نه‌تنها اسلام را وارد زندگی مردم کرد بلکه برای ما مسیحیان هم حیات و زندگی و روح تازه‌ای داد. حتی آنها هم به حرکت امام معترف بودند. انشاء‌الله خدای متعال، توطئه دشمنان را که در طول تاریخ، خنثی کرده است، انشاء‌الله اینجا هم توطئه آنها خنثی شود. مخصوصا اگر جبهه مقاومت اگر در منطقه پیروز شود خیلی از مشکلات حل خواهد شد.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم.

خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و نیز به خواندن قرآن که آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و آن سخن خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.

مقدمه: مرحوم آیت‌الله میبدی، عالمی بزرگ، عاشق اهل‌البیت (ع) و انسانی سلیم‌النفس، متواضع، مردمی و علاقه‌مند به امام و رهبری بودند.

خطبه اول:

آیت الله نورمفیدی، در خطبه اول نماز جمعه این هفته، بخش دیگری از خطبه‌ی 186 نهج‌البلاغه امیرالمؤمنین علی (ع) را قرائت و به شرح آن پرداخت:

بتشعيره المشاعر عرف أن لا مشعر له:

با به احساس در آوردن حواسّ و مشاعر معلوم مى‌شود خودش داراى حسّ و مشعر نيست.

در این جمله خیلی کوتاه امیرالمؤمنین علی (ع) دنیایی از معارف نهفته است که در این خطبه کوتاه هم انسان نمی‌تواند تمام آنچه در آن نهفته است را بیان کند. باید سعی کنم در حد زمانی که داریم این جمله را معنا کنم و شما هم تلاش کنید که دقت کنید تا حدأقل منظور مولا امیرالمؤمنین (ع) فهمیده و استفاده شود. از اینجا مطلب را شروع می‌کنم که ما انسان‌ها وقتی می‌خواهیم چیزی را بدانیم با اینکه نفس و روح انسان آن قوه‌ای است که درک می‌کند اما ما مستقیماً نمی‌توانیم با خیلی از مسائل ارتباط پیدا کنیم با اینکه روحمان مجرد است؛

فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي فَقَعُوا لَهُ سَاجِدِينَ (حجر/29 – ص/72)

پس چون آن (عنصر) را معتدل بیارایم و در آن از روح خویش بدمم همه (از جهت حرمت و عظمت آن روح الهی) بر او سجده کنید.

خدا می‌گوید روح شما انسان‌ها، دمی است از روح من. اما در عین‌حال با اینکه نفس ما مجرد است اما خیلی چیزها را نمی‌توانیم بدون واسطه بدانیم. خداوند در وجود ما ابزار و آلاتی به‌کار برده است که آنها ابزار دانستن و درک چیزها می‌شود. همه شما می‌دانید این حواس خمسه؛ بینایی، شنوایی، بویایی، چشایی و لامسه. ما به وسیله چشم، دیدنی‌ها را می‌بینیم. دیدنی‌ها از طریق چشم به مغز منتقل می‌شود و آنجا نفس انسانی، شبیه آنچه را که در خارج وجود دارد خلق می‌کند فلذا ادراک حاصل می‌شود. اگر کسی کور مادرزاد باشد قهراً به‌طورکلی از دیدنی‌ها و دانستن دیدنی‌ها محروم می‌شود؛ نمی‌داند درخت چه شکلی است، کوه چه شکلی دارد و دریا چه جوری است. چون ندیده و نمی‌بیند لذا آن معلوماتی را که از راه چشم برای ما حاصل می‌شود برای آنها به دست نمی‌آید. یا اگر کسی مادرزادی کر باشد به‌هیچ‌وجه علمی به مسموعات و شنیدنی‌ها پیدا نمی‌کند چون این ابزار را ندارد؛ ابزار شنوایی را ندارد یا اگر کسی حس چشایی‌اش خراب باشد، ذائقه‌اش معیوب باشد، نه شیرینی و نه تلخی و نه شوری را درک نمی‌کند. از این راه هم به خیلی از معلومات علم پیدا نمی‌کند و محروم می‌شود. یا حس بویایی نداشته باشد باز به خیلی از چیزها آگاه نمی‌شود. بوی خوب و بد را نمی‌تواند درک کند. پس بنابرین نفس ما که عامل درک انسانی ماست اما چون ضعیف است به قول اهل فن، تجردش ناقص و ضعیف است، خیلی از چیزها را باید با این ابزار درک کند. اگر چشم و گوشش اشکال داشته باشد و اگر حس بویایی‌اش اشکال داشته باشد و حس چشایی و لامسه‌اش و این ابزار را نداشته باشد، نفس، قهراً از دانستن این چیزها محروم می‌شود. پس خداوند متعال چون نفس و روح ما انسان‌ها، همان روحی که خداوند خودش قرار داده است؛

وَنَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي (حجر/29 – ص/72)

و در آن از روح خویش بدمم.

چون ضعیف است و تجردش ناقص است، نیاز به وسیله و ابزار دارد و اگر این ابزار نباشد خیلی از معلومات انسان از بین می‌رود. اما خدای متعال چه؟ خدای متعال نیاز به این ابزارها ندارد، خدای متعال نیازی به این ندارد که گوشی داشته باشد تا به مسموعات دسترسی پیدا کند یا چشمی داشته باشد تا به دیدنی‌ها، علم پیدا کند. ما چون ناقص هستیم و نیازمندیم، به‌خاطر نیازمندی ما خدای متعال در همین بدن ما، این حواس پنج‌گانه را قرار داده است. خدا که وجود نیازمندی نیست، خدا ناقص نیست، خدا کمال مطلق است. بنابرین چون خدا نیازمند نیست به این ابزارها هم نیاز ندارد. امیرالمؤمنین (ع) در این جمله این را می‌فرماید؛

بتشعيره المشاعر عرف أن لا مشعر له:

با به احساس در آوردن حواسّ و مشاعر معلوم مى‌شود خودش داراى حسّ و مشعر نيست.

خدا در وجود ما ابزار و آلاتی قرار داده است و ما به وسیله این مشاعر که ابزار شعور و درک است، و چون ما ناقص و نیازمندیم که در وجود ما این ابزارها را قرار داده است. از همین‌جا معلوم می‌شود که خداوند خود نیاز به این ابزارها ندارد چون خداوند نیازمند نیست. خدا وجود ناقص و نیازمندی نیست که به وسیله این‌ها خود را کامل کند. بنابرین خدا دیگر از این ابزار آلات ندارد. ما می‌گوییم خداوند هم بصیر است و هم سمیع است و در آیات شریفه قرآن بسیار آمده است. خدا، شنواست اما چگونه می‌شنود آیا از راه گوش همان‌طور که ما از راه گوش می‌شنویم؟! نه مسلم است که این‌طور نیست. اگر می‌گوییم خداوند سمیع و بصیر است، یعنی همه آنچه را که در عالم وجود از کوچک و بزرگ اتفاق می‌افتد، مسموعات و مبصرات و همه و همه در محضر ربوبی است. بدون این‌که نیازی به آلات و ابزاری داشته باشد. این درس خداشناسی است. این درسی است که امیرالمؤمنین (ع) به ما می‌دهد. امیرالمؤمنین (ع) از راه‌هایی وارد می‌شود که محسوس است. در وجود خداوند نه نقصی هست و نه نیاز. بنابرین نیازی به این ابزار آلات ندارد. بعضی از اولیای خدا چون نفسشان کامل می‌شود، روحشان کامل می‌شود، تعلقشان به بدن کم می‌شود و بدون این‌که چیزی را ببینند درک می‌کنند، بدون شنیدن صدایی، کلمات دیگران را ممکن است متوجه شوند. اولیای خدا که می‌گویم، کسانی هستند که به کمال انسانی رسیده‌اند. ائمه که جای خود دارند، در میان شاگردان درجه دهم ائمه، کسانی پیدا می‌شدند که بدون چشم ظاهر می‌دیدند. یکی از شاگردان مرحوم سید علی شوشتری که از اولیای خدا بود، نقل می‌کند، شبی به او خبر دادند که اگر می‌خواهی محضر امام زمان برسی، برو الآن سید در فلان جا نشسته، تا بتوانی محضر امام زمان برسی. این شاگرد خود نقل می‌کند. می‌گوید من رفتم اما نزدیکی‌های آن محل که رسیدم دیدم از توی اتاق سید علی شوشتری گفت؛ همان‌جا بایست و من صدای همهمه را از توی اتاق می‌شنیدم بعد از مدتی گفت بیا. دیدم که هیچ‌کس نزد مرحوم سید علی شوشتری نیست. معلوم بود که در محضر امام زمان بوده است و داشته با امام زمان صحبت می‌کرده. تاریک بوده و شب بوده بدون اینکه ببیند گفته است که همان‌جا بایست. اولیای خدا و آنهایی که در حد کمال می‌رسند بدون این‌که ببینند می‌فهمند و بدون این‌که بشنوند می‌شنوند. امیدوارم که خدای متعال با این فرمایش‌های امیرالمؤمنین (ع) درهای دل‌های ما را باز کند و به این معارفی که در کلمات مولا به ما القا می‌شود بیشتر آشنا شویم و خداشناسی ما کامل‌تر شود و به خدا انشاء‌الله نزدیک‌تر شویم.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم

خطبه دوم:

آیت الله نورمفیدی در خطبه دوم نماز جمعه گفت:

بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدلله رب‌العالمین، أُثْنِی عَلَی اللَهِ أَحْسَنَ الثَّنَآءِ. وَأَحْمَدُهُ عَلَی السَّرَّآءِ والضَّرَّآءِ. اللَهُمَّ إنِّی أَحْمَدُک عَلَی أَنْ أَکرَمْتَنَا بِالنُّبُوَّه وَعَلَّمْتَنَا الْقُرْءَانَ؛ وَفَقَّهْتَنَا فِی الدِّینِ، وَجَعَلْتَ لَنا اَسْماعاً وَاَبْصاراً وَاَفْئِدَةً وَلَمْ تَجْعَلنا مِنَ الْمُشْرِکِینَ و الصلاه و السلام علي سيدنا و نبينا محمد صلي الله عليه و آله. علي اهل بیته الطيبين الطاهرين، سیّما بقیّةاللّه و امام العصر عجل الله تعالی فرجه شریف، وَ لَعْنَةُ اللَّهِ عَلَی أَعْدائِهِمْ أَجْمَعِینَ مِنَ الْآنَ إِلَی قیام یوم الدین:

به نام خداوند بخشنده مهربان، ستایش شایسته پروردگار جهانیان است. خدا را به بهترین وجه ستایش کرده و در شداید و آسایش و رنج و رفاه مقابل نعمت‌هایش سپاس‌گزارم. خدایا! تو را مى‌ستایم که بر ما خاندان، با نبوت، کرامت بخشیدى و قرآن را به ما آموختى و به دین و آیین‌مان آشنا ساختى و بر ما گوش (حق شنو) و چشم (حق بین) و قلب (روشن) عطا فرموده‌اى و از گروه مشرک و خدانشناس قرار ندادى. و سلام و تحیت بر سرور و رسول ما محمد (ص) و خاندانش و بر اهل بیت پاک و پاکیزه‌اش. به‌ویژه بقیه‌الله و امام زمان که خداوند متعال ظهورش را نزدیک بگرداند، و لعنت خداوند بر جمیع دشمنان آنان باد، از اکنون تا روزی که قیامت برپا می‌شود.

یکی‌دوهفته‌ای که بر کشور ما گذشت، حوادث بسیار عجیب و مهمی اتفاق افتاد و فراز و نشیب‌هایی داشتیم که در هفته‌های قبل اشاره کردم ولی امروز لازم می‌دانم از بُعد دیگری به این قضایا نگاهی بیندازیم و بگذریم. ببینیم ملت ما بالأخره در این فراز و نشیب‌ها چه جلوه‌ای از خودش نشان داد. ملت ما چه نمودی در این یکی‌دوهفته داشت که خیلی هم مهم و قابل تأمل و دقت. شهادت شهید بسیار بزرگوار ما حاج قاسم سلیمانی حرکت بسیار عجیبی در کشور به‌وجود آورد. آن تشییع بسیار باشکوهی که در شهرهای ایران از اهواز و مشهد و تهران و کرمان و همچنین در عراق. اینها خیلی مسئله مهمی بود که منطقه را تکان داد و بعد هم آن سیلی که سپاه پاسداران قدرتمند ما به دنبال این کاری که آمریکایی‌ها کردند نشان داد و آن پایگاه نظامی بسیار بزرگ آمریکایی‌ها را مورد تهاجم قرار داد و موشک‌باران کرد با دقت. این هم مسئله بسیار عجیبی بود. اصلاً کسی باور نمی‌کرد ایران در برابر قدرتی مثل آمریکا چنین عکس‌العملی را نشان بدهد. واقعاً عجیب بود و به‌اصطلاح جایگاه ایران را نه‌تنها در منطقه بلکه در دنیا در نظر همه جهانیان خیلی بالا برد. خدا را واقعاً باید شکرگزار باشیم که کشور ما به حدی از قدرت رسیده است. از آن‌طرف، حادثه هواپیما وقتی پیش آمد حادثه بسیار تلخی بود. یک هواپیمای مسافربری با 179 نفر سرنشین که 146 نفر آنها ایرانی بودند که سه تن از شهدای سرنشین این هواپیما از اهالی این شهر بودند. این حادثه آن‌قدر تلخ بود که آن شیرینی حضور میلیونی مردم و ضرب شستی که سپاه به آمریکایی‌ها نشان دادند، این تلخی باعث شد که آن شیرینی‌ها از یاد برود. آن شیرینی شیرینی شیرن و این تلخی تلخی تلخ. حالا نکته‌ای را که می‌خواهم عرض کنم، این است؛ نکته اول این است که این حادثه تلخ بالأخره باید دقیقاً بررسی شود. این‌جور مسائل را هم باید با انصاف درباره‌اش صحبت کرد. مسئله‌ای نیست که بتوان در عرض یک ساعت به آن پاسخ داد. باید دقیقاً بررسی شود و عواملی را که قصور یا تقصیر، هر چه بوده، چه داخل و چه بیرون. چون این احتمال هم وجود دارد که این خطا هم ریشه‌اش عمد آمریکایی‌ها باشد. آنها ممکن است دستکاری کرده باشند در سلسله مسائلی تا این خطا به‌وجود بیاید. از ناحیه کشوری که شما هرچه به سابقه تاریخی این کشور نگاه کنید می‌بینید بسیار از این جنایات انجام داده و ککش هم نگزیده است. آمریکا کشوری نیست که بتوان ذره‌ای به او اعتماد کرد. به حرف و وعده این کشور نمی‌شود اعتماد کرد چرا که در فاموس این کشور اعتماد وجود ندارد. آمریکا را بشناسید. آمریکایی که در پایان جنگ جهانی دوم، دو بمب اتمی بر سر دو شهر ژاپن می‌ریزد و یک‌باره دویست هزار نفر را به آتش می‌کشد، این آمریکاست! تنها ژاپن نیست؛ آمریکا با ویتنام چه کرد؟ در طول بیست سال چه جنایاتی که در ویتنام نکردند. من رژیم آمریکا را می‌گویم با مردم آمریکا کاری ندارم. به بهانه‌ای وارد خاورمیانه و غرب آسیا شدند یعنی افغانستان. بهانه آن حادثه یازده سپتامبر بود. هواپیمایی که به برج دوقلو زد و هنوز هم حادثه آن روشن نشده است. هنوز هم در آمریکا اگر درباره آن حادثه حرف بزند زبانش را قطع می‌کنند. به این بهانه وارد افغانستان شدند لابد شنیدید که چه شد. چه عروسی‌ها تبدیل به عزا شد و چه زیرساخت‌هایی را ویران کردند و چه تعداد از انسان‌ها را کشتند. نه‌فقط در افغانستان بلکه هر کجا وارد شدند قتل و ویرانگری بار آوردند. آمریکا، چنین رژیمی است و اصلاً برایش مهم نیست. حکومتی که بیست سال تمام در ویتنام آن جنایات را کرده، حتی تجاوزات ناموسی، قابل اعتماد نیست. از این حکومت برمی‌آید خطایی را درست کند که به خطا بزنند هواپیمای مسافربری را. من این احتمال را بیشتر می‌دهم به نظرم قوی‌تر می‌آید. این مسئله‌ای است که باید روی آن کار شود. این جنایات را می‌کنند و عذرخواهی هم نمی‌کنند. هواپیمای مسافربری ما را چندین سال قبل با 290 مسافربر زدند و همه را در دریا ریختند و همه از بین رفتند، حتی یک عذرخواهی هم نکردند. گفتند اشتباهی شده است اما چه اشتباهی؟ اگر اشتباه بود دیگر جایزه دادن ندارد به کسی که آن موشک را به سمت هواپیما شلیک کرده است. جنایت می‌کنند و بعد هم به جانی شلیک می‌کنند. هواپیمای مسافربری ما را در خلیج فارس زدند و 290 نفر را شهید کردند و بعد به آن جانی هم جایزه دادند. اما شما ملاحظه کردید اینجا بالأخره فرمانده عزیز نیروی هوایی سپاه آمد و آرزوی مرگ کرد. گفت خطا بوده اما کاش من هم در میان آنان بودم و می‌مردم. فرمانده محترم سپاه می‌آید و او هم همین‌طور. خطایی اتفاق افتاده و من نظرم را عرض کردم به آمریکا وصل است. فرمانده محترم سپاه هم می‌آید و به‌خاطر این خطایی که حالا اتفاق افتاده، آرزوی مرگ می‌کند. ببینید چه‌قدر بین این دو فرق است. به‌هرحال این حادثه تلخ بررسی شود و روشن شود و در اختیار مردم قرار بگیرد. نکته بعدی که می‌خواهم اشاره کنم؛ این تلخی که به‌وجود آمده و احساسات مردم ایران جریحه‌دار شده، نه‌تنها خانواده این عزیزان. شما در همین شهر دیدید چند روز قبل در تشییع سه تن از شهدای این حادثه هواپیمایی، چه تجلیلی مردم کردند؛ همه خود را صاحب عزا می‌دانستند. حال این‌که عده‌ای مزدور آمریکا بیایند و بخواهند روی احساسات پاک مردم موج‌سواری کنند و این احساسات مردم را به بازی بگیرند. بله این حادثه برای مردم تلخ بوده، همه عزادارند و مصیبت دیده‌اند. حالا عده‌ای بیایند و روی این مصیبتی که برای ملت ایران پیش آمده برقصند، قابل قبول نیست. چه کسانی؟ این‌ها که در این اجتماعات معترض بودند مزدوران آنها بودند. عوامل نفاق بودند و سفیر انگلیس این وسط چه می‌کرده است؟ چه کسی از این جریانات پشتیبانی کرده است؟ آمریکایی‌ها و اروپایی‌ها و رژیم صهیونیستی و خاندان پهلوی آمدند از اینها پشتیبانی کردند. با همه زحمتی هم که کشیدند در 20 استان کشور، دو هزار نفر را هم نتوانستند همراه خود جمع کنند.در این شهر هم بیست، سی نفری هم جمع شده بودند که معلوم شد، سرکرده‌شان هم از عوامل نفاق بوده است. در تهران هم در دانشگاه شریف و امیرکبیر، برای همدردی جمع شده بودند اما عده‌ای آمدند روی این موج سوار شوند و این قضیه را منحرف کنند. اما در کل کشور به دوهزار نفر هم نرسید. شما این را بگذارید در کنار تشییع جنازه سردار سلیمانی. آیا مردم ایران آنها هستند یا اینها هستند. آیا مردم ایران اینهایی هستند که وقتی خبر یافتند، رهبر معظم انقلاب برای اقامه نماز جمعه می‌خواهند تشریف بیاورند، مردم مثل سیل در برف آمدند یا اینهایی که در تشییع جنازه سردار سلیمانی آمدند یا این عده قلیل خفاشان در تاریکی حرکت کننده که در کل کشور به دو هزار نفر هم نرسیدند؟! اینها بدانند ملت ایران، ملت قدرشناسی است. درست است که خطایی اتفاق افتاده است که حالا این خطا باید بررسی شود که احتمال قوی می‌دهم علل آن بیرونی و از جانب آمریکا باشد. ملت ایران قدرشناس است و خطایی حالا فرض کنیم در یک جایی اتفاق افتاده است. خطایی که اثرش هم واقعاً تلخ بوده است. اما ملت ایران فراموش نمی‌کند سپاه قدرتمند در فراز و نشیب‌ها در جنگ و در حوادث گوناگون از اول انقلاب و در مقابل داعش و در فتنه‌ها، کشور را حفظ کرده و این امنیتی که امروز در کشور داریم مدیون سپاه عزیز هستیم. شما کجا در کشورهای اطراف‌مان چنین امنیتی را سراغ دارید؟ شما می‌دانید که زمانی بود که در این کشور هواپیماربایی اتفاق می‌افتاد از وقتی که امنیت پرواز به سپاه پاسداران واگذار شد دیگر این اتفاقات را ندیدیم. می‌دانید چه‌قدر عملیات تروریستی می‌خواستند انجام دهند که همین سپاه عزیز خنثی کرده است؟ بیش از 180 مورد پیش آمده اما هیچ‌کدام به حادثه منجر نشده است. امنیت پروازها را همین بچه‌های سپاه حفظ کردند و نگذاشتند حتی یک قطره خون از دماغ کسی بیرون بیاید. لازم می‌دانم که از تشییع جنازه‌ای که دیروز در این شهر برای حضرت آیت‌الله میبدی انجام شد، تشکر کنم. این نشانه این است که رابطه مردم با عالمان دین رابطه قوی و مستحکمی است. مرحوم حضرت آیت‌الله میبدی از علمای قدیمی این شهر بودند و سال‌ها در حوزه‌های علمیه مشغول تحصیل و تعالی بودند و از شاگردان مرحوم آیت‌الله خویی، شاهرودی و بزرگان دیگری در نجف بودند و حدود هفتاد سال در این شهر خدمت کردند و درس معارف دینی و تفسیر قرآن و مباحث توحیدی دادند. مردم بسیاری از مجالس معرفتی او بهره‌مند شدند و این خدمت، خدمت بسیار بزرگی است و نکته دیگری که لازم است درباره ایشان اشاره کنم این است که انسانی بسیار سلیم‌النفس، متواضع، مردمی و علاقه‌مند به امام و رهبری بودند. اینها از امتیازات ایشان بود و علاقه‌مند به اهل بیت؛ گاهی که روضه می‌خواندند اول خودشان گریه می‌کردند این از شاخصه‌های مرحوم آیت‌الله میبدی رحمه‌الله بود. فقدان ایشان ضایعه‌ای برای استان ما بود. ایشان از علمای برجسته بود و مورد توجه و احترام حوزه‌های علمیه و شخصیت‌ها و بزرگان بود. مجدداً به بیت مکرم ایشان تسلیت می‌گوییم. انشاء‌الله خداوند متعال روح این عالم بزرگوار را با اجداد طاهرینش هم در عالم برزخ و هم در قیامت محشور بگرداند.

نکته آخری که کوتاه عرض کنم، سیل سیستان و بلوچستان است که خیلی خرابی بارآورده است. شاید هنوز بسیاری از روستاها در این استان در محاصره سیل‌اند. مردم همه‌چیزشان را از دست داده‌اند و لازم است که همه ملت ایران همان‌طور که همیشه در حوادث و گرفتاری‌ها، دست کمکشان از آستین در می‌آید و کمک می‌کنند برای مردم سیستان و بلوچستان هم انشاءالله آستین بالا بزنند. در استان ما هم حرکتی را آغاز کردند اما باید بیشتر باشد. از عزیزان هلال احمر و همه کسانی که می‌توانند در این رابطه کمک کنند یا کاری انجام دهند، تقاضا می‌کنم سازماندهی شود برای جمع‌آوری کمک‌ها. انتظار می‌رود از استان ما، کمک بیشتری برای سیل‌زده‌های سیستان و بلوچستان اتفاق بیفتد چون عزیزان سیستانی و بلوچ بسیاری در استان ما  زندگی می‌کنند. انشاء‌الله امیدواریم که این حرکت هم انجام بگیرد و کمک‌های خیلی خوب و مؤثری برای این استان سیل‌زده داشته باشیم.

نکته دیگر اینکه، هفته مربوط به آموزش و پرورش است و آموزش و پرورش هم نیازمندی‌های بسیاری دارد. البته این نیازها را اگر مردم بتوانند تأمین کنند درواقع نیازمندی‌های خود را برطرف کرده‌اند چرا که بچه‌های خودشان در این کلاس‌ها درس می‌خوانند. بنابرین لازم است که مردم حمایت کنند و در استان ما هم مردم کمک‌های خوبی داشته‌اند اما باز هم نیازمند توجهات بیشتری است. هر کسی در حد توان خود هر کمکی می‌تواند داشته باشد انجام دهد. خداوند از همه قبول کند و عاقبت همه ما را ختم به خیر کند.

اُوصيکُم عِبـادَالله وَ نَفْسی بِتَقْــوَی الله، إنّ أحسن الحدیث و ابلغ الموعظة کلام الله العزیز الحکیم.

خودم و شما را به تقوای الهی سفارش می‌کنم و نیز به خواندن قرآن که آن نيكوترين سخن و رساترين اندرز است و آن سخن خداوند شکست‌ناپذیر و حکیم است.

آیت الله نورمفیدی، در پایان، خود و دیگران را به رعایت تقوای الهی دعوت کردند.